Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
inland rules
مقررات حرکت در ابهای داخلی
Other Matches
mean sea level
سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
contiguous zone
منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
thrashing
مقدار مفرط حرکت صفحات ازحافظه ثانوی به حافظه داخلی
set forward
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
gust lock
قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
territorial waters
ابهای ساحلی
upwellings
ابهای بالارود
spill water
ابهای اضافی
inshore water
ابهای ساحلی
ground water
ابهای زیرزمینی
surplus water
ابهای مازاد
surplus water
ابهای اضافی
overflow
ابهای اضافی لبریزی
table waters
ابهای معدنی سر سفره
tail drain
نهرچه ابهای مازاد
overflows
ابهای اضافی لبریزی
hydrology
بررسی ابهای سطحی
high seas
ابهای بین المللی
overflowed
ابهای اضافی لبریزی
lentic
وابسته به ابهای راکد
groundwater
ابهای زیر زمینی
high seas
ابهای برون مرزی
hydrogeology
بررسی ابهای زیرزمینی
water table
سطح ابهای زیر زمین
littoral law
قوانین مربوط به ابهای ساحلی
water tables
سطح ابهای زیر زمین
piloting
ناوبری در کنار ابهای ساحلی
lentic
زیست کننده در ابهای راکد
coastel low
قوانین مربوط به ابهای ساحلی
balneology
مبحث استحمام در ابهای گرم
hydrology
گفتار درچگونگی ابهای روی زمین
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
hydrography
نقشه برداری از ابهای روی زمین
hydro statics
علم شار وموازنه ابهای ساکن
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
hydrothermal
وابسته به عمل ابهای گرم درپوسته زمین
intrapermafrost water
ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
salinometer
الت تعیین مقدار نمک در ابهای شور
halophile
موجوداتی که درمحیط یا ابهای شور زندگی میکنند
dumb well
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
suprapermafrost
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
requirement
مقررات
provisions
مقررات
disposition
مقررات
precepts
مقررات
regulations
مقررات
measure
مقررات
arrangement
مقررات
arrangements
مقررات
precept
مقررات
regulation
مقررات
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
holding
نقض مقررات
ordinance
مقررات محلی
government regulation
مقررات دولتی
disciplinary regulation
مقررات انضباطی
mounting instruction
مقررات نصب
by law
طبق مقررات
standard specification
مقررات استاندارد
by rule
طبق مقررات
trancscendent
ماورای مقررات
laws of the game
مقررات مسابقه
infraction
نقض مقررات
army regulation
مقررات ارتشی
control measures
مقررات کنترلی
The regulations in force .
مقررات جاری
ordinances
مقررات محلی
instruction for assembly
مقررات نصب
military doctorine
مقررات نظامی
operating instruction
مقررات کار
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
instituted
اصل قانونی مقررات
institute
اصل قانونی مقررات
institutes
اصل قانونی مقررات
instituting
اصل قانونی مقررات
sanctioned laws
قوانین یا مقررات مصوبه
conditions
مقررات و شرایط اسبدوانی
tariff regulations
مقررات تعرفه بندی
manual
مقررات کتاب راهنما
illicit
نا مشروع مخالف مقررات
officialism
رسمیت مقررات اداری
assembly instrudactions
مقررات یا دستورات نصب
lodge-books
کتاب مقررات معماری
illegally
برخلاف قانون و مقررات
To be observant of the regulations .
ملاحظه مقررات را کردن
red tape
مقررات دست و پاگیر
ruled based deduction
استنباط بر مبنای مقررات
discipline and adjustment board
هیئت تدوین مقررات انضباطی
european community competition rules
مقررات رقابت در جامعه اروپا
formally
مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
road discipline
مقررات عبور و مرور روی جاده
poach
برخلاف مقررات شکار صید کردن
in duly substantiated cases
در موارد طبق مقررات اثبات شده
where there is a valid reason
در موارد طبق مقررات اثبات شده
highway dispatch
مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
regulatory signs
علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
where justified
در موارد طبق مقررات اثبات شده
regulation
نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
poaches
برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached
برخلاف مقررات شکار صید کردن
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
curfews
مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
There is an outcry against these regulations.
همه از این مقررات فریادشان بلند است
The regulations are stI'll in force ( effect ) .
این مقررات هنوز بقوت خود با قی است
deviation
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
last chance rule
مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
deviations
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
expedite rule
مقررات سرعت بخشیدن به بازی پینگ پنگ
prodify
تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
inspector
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
unmilitary
بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
inspectors
داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
curfew
مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
marquis queensberry rules
مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
table of precedence
صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
systems
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
observers
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observer
گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
customs of the services
مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
inner
داخلی
in
داخلی
interiors
داخلی
endogenous
داخلی
interior
داخلی
anie
داخلی
ben
داخلی
innate
داخلی
in-
داخلی
territorial
داخلی
indoor
داخلی
municipal
داخلی
inside
داخلی
intramural
داخلی
esoteric
داخلی
internal door
در داخلی
domestic
داخلی
insides
داخلی
internal medicine
طب داخلی
internal
داخلی
stabile
بدون حرکت بی حرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com