English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
Other Matches
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
systems مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
evasive steering اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
evasion اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasions اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
pairs مسابقه قایقهای 2نفره
quadruple scylls مسابقه قایقهای 4 نفره
lion rug فرش شیری [این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
parachute spinnaker بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
boat flotilla ناو گروه قایقهای هجومی
yaghtman's anchor لنگر قایقهای بادی کوچک
yaght racing مسابقه قایقهای بادباندار یاموتوردار
boat rendezvous area منطقه الحاق قایقهای ناو گروه
fleets گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
fleet گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
marina لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
holed نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
marinas لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
hole نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holing نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
holes نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
break bulk point نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
shirk اجتناب
shirking اجتناب
shirked اجتناب
shirks اجتناب
avoidance اجتناب
eschewal اجتناب
elusion اجتناب
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
forbears اجتناب کردن از
stay away from <idiom> اجتناب کردن
pass اجتناب کردن
eluded اجتناب کردن از
passed اجتناب کردن
passes اجتناب کردن
eschew اجتناب کردن
steer clear of someone <idiom> اجتناب کردن
aviod اجتناب کردن از
eschews اجتناب کردن
forbear اجتناب کردن از
avoidancae training اجتناب اموزی
elude اجتناب کردن از
eludes اجتناب کردن از
eluding اجتناب کردن از
steer clear اجتناب کردن
avoidance gradient شیب اجتناب
eschewing اجتناب کردن
eschewed اجتناب کردن
to shuffle throuch shun اجتناب کردن از
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
avoidable اجتناب پذیر
active avoidance اجتناب فعال
inevitable اجتناب ناپذیر
inescapable غیرقابل اجتناب
evitable اجتناب پذیر
boat lanes خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
avoidable costs هزینههای قابل اجتناب
unavoidable غیر قابل اجتناب
refrainment خود داری اجتناب
risk avoider اجتناب کننده از خطر
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
inevitable غیر قابل اجتناب
precepts مقررات
precept مقررات
disposition مقررات
arrangements مقررات
arrangement مقررات
requirement مقررات
measure مقررات
regulations مقررات
regulation مقررات
provisions مقررات
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
to stay away from something اجتناب کردن از چیزی یا جایی
emergency risk خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
laws of the game مقررات مسابقه
disciplinary regulation مقررات انضباطی
trancscendent ماورای مقررات
ordinance مقررات محلی
mounting instruction مقررات نصب
ordinances مقررات محلی
control measures مقررات کنترلی
infraction نقض مقررات
instruction for assembly مقررات نصب
army regulation مقررات ارتشی
military doctorine مقررات نظامی
by rule طبق مقررات
government regulation مقررات دولتی
standard specification مقررات استاندارد
operating instruction مقررات کار
by law طبق مقررات
holding نقض مقررات
The regulations in force . مقررات جاری
illegally برخلاف قانون و مقررات
sanctioned laws قوانین یا مقررات مصوبه
tariff regulations مقررات تعرفه بندی
To be observant of the regulations . ملاحظه مقررات را کردن
manual مقررات کتاب راهنما
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
assembly instrudactions مقررات یا دستورات نصب
red tape مقررات دست و پاگیر
conditions مقررات و شرایط اسبدوانی
instituting اصل قانونی مقررات
illicit نا مشروع مخالف مقررات
institutes اصل قانونی مقررات
lodge-books کتاب مقررات معماری
instituted اصل قانونی مقررات
officialism رسمیت مقررات اداری
institute اصل قانونی مقررات
tax avoidance اجتناب از پرداخت مالیات کاهش بدهی مالیاتی
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
inland rules مقررات حرکت در ابهای داخلی
discipline and adjustment board هیئت تدوین مقررات انضباطی
formally مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
stagnation thesis ایجاد رکود اقتصادی اجتناب ناپذیر خواهد بود
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
where there is a valid reason در موارد طبق مقررات اثبات شده
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
highway dispatch مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
in duly substantiated cases در موارد طبق مقررات اثبات شده
where justified در موارد طبق مقررات اثبات شده
road discipline مقررات عبور و مرور روی جاده
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
regulation نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
terrain avoidance اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
expedite rule مقررات سرعت بخشیدن به بازی پینگ پنگ
unmilitary بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
The regulations are stI'll in force ( effect ) . این مقررات هنوز بقوت خود با قی است
There is an outcry against these regulations. همه از این مقررات فریادشان بلند است
curfew مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
curfews مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
prodify تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
inspector داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
deviations از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
inspectors داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
lay up ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
marquis queensberry rules مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
he had no more no to say دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
customs of the services مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
avoids احتراز کردن اجتناب کردن
shun پرهیز کردن اجتناب کردن از
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com