Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English
Persian
evidentiary
مقرون بدلیل
Other Matches
advantageaus
مقرون بصرفه
advisable
مقرون بصلاح
expediential
مقرون بمصلحت
fea
مقرون بایمان
cost-effective
مقرون به صرفه
costings
مقرون به صرفه
economical
مقرون به صرفه
commodious
مقرون بصرفه
It is not economical.
مقرون به صرفه نیست.
urbane
مقرون به ادب مودبانه
expilation
سرقت مقرون به ازار
It is not to your advantage.
مقرون بصرفه نیست
robbery
دزدی مقرون به ازار یا تهدید
inquisitorial
مقرون به سخت گیری در پرسش
well a
خردمندانه مقرون به تامل خردمند
robberies
سرقت مقرون به ازار یاتهدید
robberies
دزدی مقرون به ازار یا تهدید
robbery
سرقت مقرون به ازار یاتهدید
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
as a result of this
<adv.>
بدلیل آن
for that reason
<adv.>
بدلیل آن
in this vein
<adv.>
بدلیل آن
in this wise
<adv.>
بدلیل آن
in this manner
<adv.>
بدلیل آن
in consequence
<adv.>
بدلیل آن
in this respect
<adv.>
بدلیل آن
insofar
<adv.>
بدلیل آن
in this sense
<adv.>
بدلیل آن
for this reason
<adv.>
بدلیل آن
in so far
<adv.>
بدلیل آن
by impl
<adv.>
بدلیل آن
by implication
<adv.>
بدلیل آن
as a result
<adv.>
بدلیل آن
therefore
بدلیل ان
whereby
<adv.>
بدلیل آن
as a consequence
<adv.>
بدلیل آن
consequently
<adv.>
بدلیل آن
hence
<adv.>
بدلیل آن
therefore
<adv.>
بدلیل آن
thus
[therefore]
<adv.>
بدلیل آن
in this way
<adv.>
بدلیل آن
pay load
اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
it is stubborn to reason
بدلیل در نمیاید
that is taken for granted
محتاج بدلیل نیست
The town is famous for its hot springs .
این شهر بدلیل چشمه های آبگرمش شهرت دارد
hot money
منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
burl
[nep]
گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
economic
نزدیک به صرفه مقرون به صرفه
summer resorts
ییلاق عشایر
[فرش های بافته شده در این هنگام از کوچ عشایر بدلیل مرغوبیت بهتر پشم، دارای کیفیت بهتری است.]
false selvage
شیرازه تقلبی
[هر نوع نخ اضافی که جزء پودهای اصلی نبوده و بدلیل تزئین و یا پوشاندن پارگی ها در محل شیرازه بدور تار پیچیده شود از این دسته محسوب شده و کاهش اصالت فرش را به همراه دارد.]
Mejidian style
طرح مجید
[این طرح جلوه ای از طرح محرابی و ترکیب با گل فرنگ است که بدلیل علاقه عبدالمجید، سلطان ترکیه به این طرح آنرا به او نسبت داده اند.]
goat hair
موی بز
[الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
synthetic dyes
رنگینه های شیمیایی
[این رنگ ها که جدیدا وارد بازار فرش شده اند، اصالت فرش اصیل را خدشه دار نموده اند. بدلیل ثبات و درخشندگی جا افتادگی فرش را می گیرند ولی در عوض سهولت دسترسی باعث استقابل شده است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com