English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (4 milliseconds)
English Persian
affected [added] <adj.> <past-p.> ملحق شده
affixed <adj.> <past-p.> ملحق شده
annexed <adj.> <past-p.> ملحق شده
attached <adj.> <past-p.> ملحق شده
attributed <adj.> <past-p.> ملحق شده
enclosed <adj.> <past-p.> ملحق شده
Search result with all words
join به هم ملحق شدن یا کردن
joined به هم ملحق شدن یا کردن
joins به هم ملحق شدن یا کردن
link الحاق ملحق
link ملحق شدن دو یکان
combine ملحق شدن متحد شدن
combines ملحق شدن متحد شدن
combining ملحق شدن متحد شدن
assist موافبت کردن ملحق شدن
assisted موافبت کردن ملحق شدن
assisting موافبت کردن ملحق شدن
assists موافبت کردن ملحق شدن
annexed ملحق
formate بستون یادسته هواپیما ملحق شدن
to go in with ملحق شدن با موافقت کردن با
chime in <idiom> ملحق شدن (آهنگ یا گفتگو)
run into <idiom> ملحق شدن
throw in one's lot with <idiom> ملحق شدن ،شرکت درچیزی
tie up <idiom> ملحق شدن
try out for <idiom> قصد شرکت یا ملحق شدن درتیمی
wade into <idiom> ملحق شدن بر،حمله کردن
to join company with somebody به کسی ملحق شدن [همراه کسی شدن]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com