English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
long horned grasshopper ملخ شاخک دراز
Search result with all words
longicorn دارای شاخک دراز
Other Matches
lamellicorn شاخک دار دارای شاخک پهن
horn شاخک مین ارتعاشی شاخک مجاورتی مین
antennas شاخک
antennule شاخک
antennae شاخک
antenna شاخک
palpiferous شاخک بر
ramus شاخک
cornicle شاخک
stemmed شاخک
stem شاخک
stemming شاخک
stems شاخک
palpate شاخک دار
palpiform شاخک مانند
palpi شاخک حساس
top cap شاخک لامپ
side contact شاخک لامپ
tentacular شبیه شاخک حساس
snagline mine مین با شاخک شناور
trolley frog شاخک ترن برقی
palpus شاخک حساس سبیل
corniculate دارای شاخ یا شاخک
tentacular دارای شاخک حساس
switch horn سویچ مین شاخک دار
antenna mine مین شاخک دار دریایی
long horned beetle سوسک شاخک درازخانواده Cerambycidae
spicule سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
spicula سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
arabesque [Eslimi] طرح اسلیمی [الهام گرفته شده از شاخک ها و پیچک های درخت مو که کل متن را به همراه نگاره های دیگر فرا می گیرد.]
verbose دراز
lengthwise دراز
dolichomorphic دراز تن
oblongs دراز
oblong دراز
longheaded دراز سر
prolix دراز
long headed سر دراز
longish دراز
oblongated دراز
macro دراز
longest دراز
longer دراز
toom دراز
long دراز
long- دراز
linear دراز
longs دراز
lengthy دراز
longed دراز
to be prolonged دراز
to eke out دراز
to piece out دراز
tentacle شاخک حساس ریشه حساس
tentacles شاخک حساس ریشه حساس
rostral نوک دار شاخک دار
long bill نوک دراز
couchant دراز کشیده
lanternjaws چانه دراز
lantern jawed چانه دراز
in the long run در دراز مدت
inductile دراز نشو
ileum روده دراز
elongation دراز شدگی
long term <adj.> دراز مدت
long run [American E] <adj.> دراز مدت
proboscis پوزه دراز
proboscises پوزه دراز
at full length دراز کشیده
blue moon زمان دراز
codlin یکجورسیب دراز
codling یکجورسیب دراز
morella cherry گیلاس دم دراز
long billed نوک دراز
long shunt شنت دراز
long term دراز مدت
long wind دراز نفسی
longeval دراز عمر
longhead کله دراز
protract دراز کردن
tender fleshed cherry گیلاس دم دراز
oblonated دراز :درازنا
streek دراز کردن
pintail اردک دم دراز
prolixity دراز نویسی
long run دراز مدت
drag on <idiom> دراز کردن
long-time دراز مدت
long-drawn-out دور و دراز
verbalization دراز گویی
to stretch out دراز کردن
long bone استخوانهای دراز
long eared گوش دراز
extend دراز کردن
long necked گردن دراز
long range دراز مدت
prolongate دراز کردن
narrower دراز وباریک
snipes نوک دراز
long-life عمر دراز
long life عمر دراز
oblongs دراز پهنا
long-winded دراز نفس
elongate دراز کردن
long winded دراز نفس
longer-term دراز مدت
long-term دراز مدت
far fetched دور و دراز
elongate دراز شدن
elongates دراز کردن
sniped نوک دراز
snipe نوک دراز
narrowest دراز وباریک
narrow دراز وباریک
narrowed دراز وباریک
longevity دراز عمری
weedy دراز و باریک
lanky دراز وباریک
stretch دراز کردن
stretched دراز کردن
stretches دراز کردن
gangling طولانی و دراز
oblong دراز پهنا
far-fetched دور و دراز
elongates دراز شدن
elongating دراز شدن
lengthening دراز کردن
lengthened دراز کردن
wader مرغ دراز پا
lengthens دراز شدن
lengthens دراز کردن
lengthened دراز شدن
string چسبناک دراز
lengthening دراز شدن
lengthen دراز شدن
elongating دراز کردن
lengthen دراز کردن
sniping نوک دراز
weeded دراز و لاغر پوشاک
weed دراز و لاغر پوشاک
paidle یکجوربیل دسته دراز
orangutan بوزینه دست دراز
rangy ولگرد پا دراز و لاغر
orangoutang بوزینه دست دراز
chaise longue نوعی نیمکت دراز
verbose دراز نویس درازگو
chatterbox ادم روده دراز
porrect دراز کردن جلوگذاردن
proboscis monley بوزینه دراز بینی
mongoose میمون پوزه دراز
mongooses میمون پوزه دراز
prolate دوک وار دراز
abusive ناسزاوار زبان دراز
windbags نطاق روده دراز
windbag نطاق روده دراز
chatterboxes ادم روده دراز
weeding دراز و لاغر پوشاک
ringtail تلیله نوک دراز
scoldpaceous مانند نوک دراز
daddy-long-legs بابا لنگ دراز
longer-term دوره دراز مدت
long-term دوره دراز مدت
orang-outang یکجوربوزینه دراز دست
kick around <idiom> دراطراف دراز کشیدن
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
orang-outans یکجوربوزینه دراز دست
orang-outangs یکجوربوزینه دراز دست
tractile لوله شو دراز شدنی
to make old bones عمر دراز کردن
scolopax جنس نوک دراز
secular trend روند دراز مدت
repose دراز کشیدن غنودن
interminably بطور بسیار دراز
reach دراز کردن دست
chaises longues نوعی نیمکت دراز
gibbon میمون دراز دست
gibbons میمون دراز دست
orang outang یکجوربوزینه دراز دست
spindles دراز و باریک شدن
spindle دراز و باریک شدن
to live a long life عمر دراز کردن
ileal وابسته به روده دراز
deferred liability دیون دراز مدت
long term memory حافطه دراز مدت
tusks دندان دراز وتیز
long necked flask بالن گردن دراز
johnboat قایق دراز و باریک
tirade سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirades سخنرانی دراز وشدیداللحن
lanternjaws ارواره دراز و لاغر
extended pole piece قطبک دراز شده
ileitis اماس روده دراز
godwit نوک دراز ابی
grallatorial وابسته به دراز پایان
hatchet face صورت دراز وباریک
full bottomed دارای دنباله دراز
ileac وابسته به روده دراز
longevous دارای عمر دراز
tusk دندان دراز وتیز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com