Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English
Persian
pusher propeller
ملخ هل دهنده
Search result with all words
oft
بسیار رخ دهنده
field
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fielded
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
fields
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
accelerator
شتاب دهنده
accelerator
پدال گاز سرعت دهنده
accelerators
شتاب دهنده
accelerators
پدال گاز سرعت دهنده
exponent
شرح دهنده نماینده
exponents
شرح دهنده نماینده
lobe
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
lobes
یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
card
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
cards
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
marker
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
markers
کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
bidder
پیشنهاد دهنده
bidder
پیشنهاد دهنده در حراج
bidders
پیشنهاد دهنده
bidders
پیشنهاد دهنده در حراج
scorecard
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards
کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
director
سوی دهنده
directors
سوی دهنده
arithmetic
علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
decimal
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
language
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
languages
زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
monitor
اگاهی دهنده
monitored
اگاهی دهنده
monitors
اگاهی دهنده
paragraph
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
colon
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
colon
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colons
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
colons
که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
component
ترکیب دهنده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
ترکیب دهنده
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
racer
مسابقه دهنده سریع السیر
racers
مسابقه دهنده سریع السیر
convector
جسم انتقال دهنده گرما
convectors
جسم انتقال دهنده گرما
hidden
خط وی تشکیل دهنده شی سه بعدی ولی هنگام نمایش آن به صورت دوبعدی پاک می شوند
assistant
بردست ترقی دهنده
assistants
بردست ترقی دهنده
plus
که نشان دهنده جمع دو عدد یا مقدار مثبت است
directive
دستور دهنده
directives
دستور دهنده
petitioner
دادخواست دهنده
petitioners
دادخواست دهنده
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
soothing
ارامی بخش دارای اثر تسکین دهنده تسلیت
graphic
داده ذخیره شده که نشان دهنده اطلاعات گرافیکی است .
earth
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
zero
نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
zeroes
نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
zeros
نشان دهنده اینکه محتوای ثبات یا نتیجه صفر است
subscriber
اعانه دهنده
subscribers
اعانه دهنده
developer
فاهر کننده عکس توسعه دهنده
developers
فاهر کننده عکس توسعه دهنده
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
trimmer
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
question mark
" که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
question marks
" که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
dealer
دهنده ورق
dealers
دهنده ورق
electric
برق دهنده
modifier
تغییر دهنده
modifiers
تغییر دهنده
differential
تشخیص دهنده
differentials
تشخیص دهنده
preferential
امتیاز دهنده
startling
تکان دهنده
nuclei
هسته تشکیل دهنده
nucleus
هسته تشکیل دهنده
regulatory
نظم دهنده
recuperative
اعاده دهنده
illustrator
توضیح دهنده
illustrator
نشان دهنده تصویر کش
illustrators
توضیح دهنده
illustrators
نشان دهنده تصویر کش
impersonator
شخصیت دهنده
impersonators
شخصیت دهنده
receiver
جعبه خوراک دهنده
receiver
دستگاه خوراک دهنده
Other Matches
extender
توسعه دهنده ادامه دهنده
exhibitor
نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibiter
نمایش دهنده ارائه دهنده
conglutinative
التیام دهنده جوش دهنده
catalyst
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalysts
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailor
امانت دهنده کفیل دهنده
exhibitors
نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer
امانت دهنده کفیل دهنده
indicator
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
donar
دهنده
jogger
هل دهنده
shover
هل دهنده
transferor
دهنده
giver
دهنده
donors
دهنده
donor
دهنده
trimestr
رخ دهنده
pushers
هل دهنده
irriguous
اب دهنده
pusher
هل دهنده
joggers
هل دهنده
decker
ارایش دهنده
conjunctive
ربط دهنده
consultee
مشورت دهنده
delegant
حواله دهنده
continuant
ادامه دهنده
continuative
ادامه دهنده
deceiver
فریب دهنده
decker
زینت دهنده
decreer
حکم دهنده
connector
اتصال دهنده
concussive
تکان دهنده
placater
اشتی دهنده
assuror
اطمینان دهنده
bailer
اجاره دهنده
bailor
اجاره دهنده
assimilatory
شباهت دهنده
baiter
طعمه دهنده
briber
رشوه دهنده
formatter
شکل دهنده
changer
تغییر دهنده
coadjutant
یاری دهنده
bulbiferous
پیاز دهنده
communicator
پیام دهنده
compensative
پاداش دهنده
complier
انجام دهنده
concentative
تمرکز دهنده
conciliator
اشتی دهنده
assurer
اطمینان دهنده
deliverer
تحویل دهنده
deluder
فریب دهنده
evangelic
مژده دهنده
examinee
امتحان دهنده
exhalant
بیرون دهنده
exhalent
بیرون دهنده
exhibitioner
نمایش دهنده
exhibitive
جلوه دهنده
expander
بسط دهنده
explicator
توضیح دهنده
extender
بسط دهنده
extenuating
تخفیف دهنده
extenuative
تخفیف دهنده
flowerer
گیاه گل دهنده
frondescent
برگ دهنده
fumigator
بخور دهنده
functor
انجام دهنده
gagger
فریب دهنده
erosive
فرسایش دهنده
erosive
سایش دهنده
epicritic
تمیز دهنده
lurer
فریب دهنده
demulcent
ت سکین دهنده
deponont
شهادت دهنده
depreciative
تنزل دهنده
depreciator
تنزل دهنده
designator
نقش دهنده
dimissory
رخصت دهنده
discriminator
تمیز دهنده
drawer of a bill of exchange
برات دهنده
drill master
مشق دهنده
electron donor
دهنده الکترون
eleemosynary
صدقه دهنده
elucidator
توضیح دهنده
expositor
توضیح دهنده
emancipator
رهایی دهنده
endorser
حواله دهنده
grantor
انتقال دهنده
lenders
قرض دهنده
lenders
وام دهنده
shocking
تکان دهنده
commanding
فرمان دهنده
sedate
تسکین دهنده
sedated
تسکین دهنده
sedates
تسکین دهنده
sedating
تسکین دهنده
torturer
شکنجه دهنده
torturers
شکنجه دهنده
appealer
استیناف دهنده
adjudicator
فتوی دهنده
adjudicators
فتوی دهنده
drawer
برات دهنده
lender
وام دهنده
lender
قرض دهنده
persecutors
ازار دهنده
connecting
اتصال دهنده
negotiator
انتقال دهنده
negotiators
انتقال دهنده
pusher
فشار دهنده
pushers
فشار دهنده
abuser
دشنام دهنده
abusers
دشنام دهنده
salver
شفا دهنده
salver
التیام دهنده
salvers
شفا دهنده
salvers
التیام دهنده
healer
شفا دهنده
healer
التیام دهنده
healers
شفا دهنده
healers
التیام دهنده
drawer
حواله دهنده
drawers
برات دهنده
drawers
حواله دهنده
alienator
انتقال دهنده
alienor
انتقال دهنده
alimental
غذا دهنده
alimentative
غذا دهنده
alleviator
تخفیف دهنده
allocator
تخصیص دهنده
almsman
صدقه دهنده
altertive
تغییر دهنده
ameliorator
بهبود دهنده
ampliative
بسط دهنده
amusive
تفریح دهنده
annoyer
ازار دهنده
antalgic
تسکین دهنده
appellant
استیناف دهنده
assentient
موافقت دهنده
assigner
حواله دهنده
aerator
هوا دهنده
adjurer
قسم دهنده
adjurer
سوگند دهنده
voter
رای دهنده
voters
رای دهنده
racing
مسابقه دهنده
comforter
تسلی دهنده
comforters
تسلی دهنده
restorer
اعاده دهنده
restorers
اعاده دهنده
evangelical
مژده دهنده
permissive
اجازه دهنده
demonstrative
شرح دهنده
abluent
شستشو دهنده
accomplisher
انجام دهنده
achiever
انجام دهنده
adapter
وفق دهنده
adapter
تطبیق دهنده
assignor
حواله دهنده
saver
نجارت دهنده
transferor
انتقال دهنده
tither
عشر دهنده
tithable
عشر دهنده
tipper
انعام دهنده
tinter
رنگ پس دهنده
tickler
غلغلک دهنده
terminative
خاتمه دهنده
tenderer
پیشنهاد دهنده
transferrer
انتقال دهنده
mind-blowing
تکان دهنده
yielder
حاصل دهنده
yielder
پاداش دهنده
worrisome
ازار دهنده
wagger
تکان دهنده
viminal
شاخه دهنده
viminal
ترکه دهنده
twirler
پیچ دهنده
tender notice
مناقصه دهنده
tacker
جوش دهنده
solacer
تسلیت دهنده
slitter
چاک دهنده
simultaneous with each other
باهم رخ دهنده
signaler
علامت دهنده
shrinker
چروک دهنده
shelterer
پناه دهنده
shaker
تکان دهنده
savior
نجات دهنده
sonorific
صدا دهنده
sooth
تسکین دهنده
syncretic
وفق دهنده
sustentative
اعانت دهنده
swallower
قورت دهنده
suggester
پیشنهاد دهنده
stainer
رنگ دهنده
splitter
شکاف دهنده
splicer
پیوند دهنده
specific donor
دهنده ویژه
mind-boggling
تکان دهنده
ratepayer
مالیات دهنده
helpful
<adj.>
کمک دهنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com