English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English Persian
barony ملک یا قلمرو بارون
Other Matches
baron بارون
barons بارون
baronesses همسر بارون
baroness بانوی بارون
baronial مربوط به بارون
baroness همسر بارون
baronesses بانوی بارون
baronage املاک بارون
barony شان بارون
territory قلمرو
circled قلمرو
circle قلمرو
bourgeon قلمرو
count palatine قلمرو
spheres قلمرو
sphere قلمرو
home range قلمرو
kingdom قلمرو
milieux قلمرو
milieus قلمرو
milieu قلمرو
circling قلمرو
circles قلمرو
zone قلمرو
realms قلمرو
realm قلمرو
dominion قلمرو
areas قلمرو
area قلمرو
domains قلمرو
zones قلمرو
domain قلمرو
territories قلمرو
shrievalty قلمرو
orbits قلمرو
orbited قلمرو
orbit قلمرو
satrapy قلمرو ساتراپ
knowledge domain قلمرو دانش
popedom قلمرو پاپ
queendom قلمرو ملکه
regality سلطنت قلمرو
grand duchy قلمرو دوک
heathendom قلمرو کفار
lieutenancy قلمرو ستوانی
territory of state قلمرو دولت
pashalic قلمرو پاشا
jurisdication حق قضاوت قلمرو
viscounty قلمرو ویکنت
knowledge domain قلمرو اگاهی
realm قلمرو سلطان
dioceses قلمرو اسقف
diocese قلمرو اسقف
duchy قلمرو دوک
principalities قلمرو شاهزاده
dukedom قلمرو دوک
principality قلمرو شاهزاده
abbacy قلمرو راهب
duchies قلمرو دوک
sultanate قلمرو سلطان
archdeaconry قلمرو و سرشماس
sultanates قلمرو سلطان
scope قلمرو حوزه
dukedoms قلمرو دوک
realms قلمرو سلطان
subkingdom قلمرو تابعه
seigneury قلمرو حکومت لرد
diocesan وابسته به قلمرو اسقف
title of territory مالکیت قلمرو کشور
parsonages قلمرو کشیش بخش
parsonage قلمرو کشیش بخش
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
purview قلمرو اجراء چشم رس
khanate قلمرو حکومت خان
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
palatinate ناحیه قلمرو کنت
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
prelature قلمرو اسقف اعظم
archduchy قلمرو و حکومت دوک بزرگ
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
in claisum دریایی که در قلمرو کشورویژهای باشد
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
dominion قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
closed sea دریایی که جزو قلمرو کشوری باشد
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
seigniory قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
extraterritorial واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
thaneship قلمرو یا موقعیت ومقام خان مقام خانی
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
reporting by axception گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
sheikhdom شیخ نشین قلمرو شیخ
sheikdom شیخ نشین قلمرو شیخ
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com