English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
asymptote مماس ازلی
Other Matches
pre existent ازلی
prevenient ازلی
predetermination ازلی
eternal ازلی
everlasting ازلی
primordial ازلی
innascible ازلی
increate ازلی
eterne ازلی
archetypes صورت ازلی
primordial image صورت ازلی
primordial element عنصر ازلی
eon قوه ازلی
archetype صورت ازلی
the a of days خدای ازلی
tangent مماس
tangents مماس
eternally بطور ابدی یا ازلی
archetypal مربوط به صورت ازلی
the ever lasting fod خدای ازلی و ابدی
archetypally مربوط به صورت ازلی
tangency حالت مماس
contact lens عدسی مماس
contact lenses عدسی مماس
awash مماس با سطح اب
tangent خط مماس جیب
tangents خط مماس جیب
endless screw پیچ مماس
eternalness ازلیت :ابدی یا ازلی بودن
preexist ازلی بودن قبلا موجود شدن
liberalism اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
serpentine حرکت در ساختن دو شکل مانند 8 لاتین مماس با هم
predestinate قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
countered چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
countering چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
blind side سمتی که بازیگر متوجه ان نیست سمت خط تجمع نزدیک به خط مماس
kissing button برامدگی روی زه که درکشیدن کامل کمان با لب کمانگیر مماس میشود
dapping نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
aeons قرن بی انتها قرن ازلی
eons قرن بی انتها قرن ازلی
aeon قرن بی انتها قرن ازلی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
abut مماس بودن مجاور بودن
abuts مماس بودن مجاور بودن
abutted مماس بودن مجاور بودن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com