English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
the common wealth of australia ممالک مشترک المنافع استرالیا
Other Matches
common wealth ممالک مشترک المنافع
crown colony بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
common wealth مشترک المنافع
commonwealths مشترک المنافع
commonweal مشترک المنافع
commonwealth مشترک المنافع
common wealth ملل مشترک المنافع
sig گروه مشترک المنافع ویژه
commonwealth کشورهای مشترک المنافع جمهور
commonwealth games جام کشورهای مشترک المنافع
commonwealths کشورهای مشترک المنافع جمهور
trade follows the flag تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
the british common wealth of nation انگلستان و ایرلند و ممالک وابسته ازاد و ممالک تحت الحمایه و مستعمره ان راگویند
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
abroad ممالک بیگانه
developed contries ممالک پیشرفته
developed contries ممالک توسعه یافته
balkan entent ائتلاف ممالک بالکان
joint venture سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
common divisor مقسوم علیه مشترک بخشیاب مشترک
Australia استرالیا
blackfellow بومی استرالیا
lory طوطی استرالیا
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
silky oak درخت الواری استرالیا
down under به سوی استرالیا و زلاندنو
silk oak درخت الواری استرالیا
corroboree رقص بومیهای استرالیا
tasman series مسابقههای اتومبیلرانی استرالیا
waddy : چماق بومیان استرالیا
porcupine ant eater جوجه تیغی استرالیا
first world استرالیا زلاندنو وژاپن
joint نیروهای مشترک عملیات مشترک
subscribers مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscriber مشترک روزنامه وغیره مشترک
echidna جوجه تیغی استرالیا خارپشت بیدندان
Hirsau style [نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
platypus پستاندار ابزی ومنقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا
comparative cost اصل تخصص کشورها درتولید کالاهایی که ان را ازدیگر ممالک ارزانتر ومرغوبتر تهیه می کنند
lyrebird سه نوع مرغ شاخه نشین گنجشکی استرالیا ازجنس menura
right of search حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
held in common مشترک
common user مشترک
commonalities مشترک
commonality مشترک
subscriber's line خط مشترک
participant مشترک
participants مشترک
party line خط مشترک
conjoint مشترک
party lines خط مشترک
intercommon حق مشترک
subscriber مشترک
common مشترک
joint مشترک
commonest مشترک
subscribers مشترک
commoners مشترک
sense حس مشترک
sensed حس مشترک
senses حس مشترک
joint products محصولات مشترک
joint supply عرضه مشترک
joint resolution تصمیم مشترک
joint ownership مالکیت مشترک
jointly owned property مال مشترک
common gender جنس مشترک
synergy عمل مشترک
common language زبان مشترک
common multiple مضرب مشترک
joint zone منطقه مشترک
common progarm برنامه مشترک
common storage حافظه مشترک
common trait ویژگی مشترک
subscriber's station مرکز مشترک
subscriber's number شماره مشترک
common wall دیوار مشترک
joint staff ستاد مشترک
joint stock سرمایه مشترک
joint shares سهام مشترک
common fronties مرز مشترک
subscriber's line خط متعلق به مشترک
joint command فرماندهی مشترک
local subscriber مشترک داخلی
rachis دیرک مشترک
joint account حساب مشترک
mutual debts دیون مشترک
mutual interests منافع مشترک
interrelation مناسبات مشترک
halvers نیمه مشترک
mutual responsibility مسئوولیت مشترک
party parpet جانپناه مشترک
insurance certificate بیمه مشترک
my and his father پدر مشترک من و او
intercommunion ارتباط مشترک
joint command یکان مشترک
joint committee کمیسیون مشترک
subscriber's cable کابل مشترک
complex fraction مخرج مشترک
joint force نیروی مشترک
joint exercise تمرین مشترک
complex fraction برخه مشترک
concerted action عمل مشترک
joint exercise مانور مشترک
line termination circuit اتصال مشترک
joint demand تقاضای مشترک
joint adventure تجارت مشترک
joint declaration بیانیه مشترک
joint costs هزینه مشترک
joint costs هزینههای مشترک
intercommunion اقدام مشترک
party walls دیوار مشترک
condominium تسلط مشترک
condominium حاکمیت مشترک
condominium مالکیت مشترک
condominium حکومت مشترک
Common Market بازار مشترک
co-operation کار مشترک
condominiums حکومت مشترک
condominiums مالکیت مشترک
condominiums حاکمیت مشترک
party wall دیوار مشترک
common fraction مخرج مشترک
common denominators مخرج مشترک
common denominator مخرج مشترک
condominiums تسلط مشترک
collaboration کار مشترک
cooperation کار مشترک
cooperative work همکاری مشترک
intersections فصل مشترک
intersection فصل مشترک
coefficients عامل مشترک
common مشترک اشتراکی
commoners مشترک اشتراکی
commonest مشترک اشتراکی
cooperative work کار مشترک
factors عامل مشترک
factor عامل مشترک
co-operation همکاری مشترک
joint مشترک الحاقی
joint ستاد مشترک
collaboration همکاری مشترک
coefficient عامل مشترک
common fate سرنوشت مشترک
co insurance بیمه مشترک
EEC بازار مشترک
bottom layer لایه مشترک
caveat subscriptor اخطار به مشترک
cenotrope گرایش مشترک
coenotrope گرایش مشترک
coinsurance بیمه مشترک
cooperation همکاری مشترک
combined publications نشریات مشترک
co-authors نویسندهی مشترک
common area ناحیه مشترک
co-author نویسندهی مشترک
trunk circuit معبر مشترک
joint services خدمات مشترک
common factor عامل مشترک
telephone subscriber مشترک تلفنی
subscriber line خط مشترک [مخابرات]
interfaces سطح مشترک
interfaces وجه مشترک
tenancy in common استیجار مشترک
interface سطح مشترک
interface وجه مشترک
middling جمله مشترک
meant میان مشترک
collective مشترک عمومی
party line مرز مشترک
party lines مرز مشترک
common denominator مخرج مشترک [ریاضی]
party parpet دست انداز مشترک
local subscriber مشترک تلفنی محلی
joint venture سرمایه گذاری مشترک
lowest common multiple کوچکترین مضرب مشترک
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
co-stars نقش مشترک داشتن
osculate صفات مشترک داشتن
subscriber's loop حلقه متعلق به مشترک
line termination circuit مدار مشترک تلفنی
law of common fate قانون سرنوشت مشترک
co-star نقش مشترک داشتن
jointure دارایی مشترک زن و شوهر
digital subscriber line [DSL] خط مشترک دیجیتال [مخابرات ]
joint tenants اجاره داران مشترک
common user net work شبکه مخابراتی مشترک
interosculation همانندی باصفات مشترک
interosculate صفات مشترک داشتن
common d. مقسوم علیه مشترک
interfacical polymerization بسپارش در سطح مشترک
gold pool صندوق مشترک طلا
epicene مشترک بین دو جنس
collectivism سیستم اقتصادی مشترک
consolidated table of allowance جدول سهمیه مشترک
common base circuit مدار یا پایه مشترک
common collector با جریان روب مشترک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com