English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
bank restriction ممنوعیت تعویض پول با طلا
Other Matches
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
restrictions ممنوعیت
illicitness ممنوعیت
prohibition ممنوعیت
embargo ممنوعیت
restriction ممنوعیت
embargoes ممنوعیت
interdict ممنوعیت
principle of exclusion اصل ممنوعیت
embargoes تحریم ممنوعیت
left the ban رفع ممنوعیت
interdict جلوگیری ممنوعیت
embargo تحریم ممنوعیت
exchange restricition ممنوعیت ارزی
impermissibility غیر مجازی ممنوعیت
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
swapping تعویض
quid pro quos تعویض
quid pro quo تعویض
shift تعویض
replacement تعویض
refilling تعویض
replacements تعویض
resignations تعویض
resignation تعویض
shifts تعویض
line feed تعویض خط
rotation تعویض
shifted تعویض
interchanging تعویض
switch تعویض جا
switch تعویض
replacing تعویض
replaces تعویض
refilled تعویض
replaced تعویض
refill تعویض
stage set تعویض سن
replace تعویض
switched تعویض
switched تعویض جا
interchanges تعویض
interchanged تعویض
switchover تعویض
substitution تعویض
switches تعویض جا
refills تعویض
interchange تعویض
switches تعویض
substituent تعویض
alteration تعویض کردن
change court تعویض زمین
automatic carriage تعویض خودکار
supplant تعویض کردن
foreign exchange تعویض خارجی
direct exchange تعویض باداغی
rotation تعویض یکانها
rotation تعویض محل
supplants تعویض کردن
supplanting تعویض کردن
modification تعویض مدل
supplanted تعویض کردن
changer تعویض کننده
commutating switch کلید تعویض
exchange point نقطه تعویض
shifter تعویض کننده
request substitution تقاضای تعویض
restaging تعویض محل
substitutionary تعویض جانشینی
substituting تعویض بازیگر
symmetrical exchange تعویض قرینه
turn over برگردان تعویض
to shift تعویض کردن
replacer تعویض کننده
substitutable قابل تعویض
frequency changing تعویض فرکانس
fungibility قابلیت تعویض
fungible قابل تعویض
illumination change تعویض روشنایی
interchange circuit مدار تعویض
interchangeability قابلیت تعویض
lead through تعویض سرپرست
line feed تعویض سطر
line replacement تعویض خط جبهه
replacement cost هزینه تعویض
oil change تعویض روغن
pole changing تعویض قطب
refillable قابل تعویض
relief in place تعویض در محل
replaceable قابل تعویض
shifted نوبت تعویض
replacements تعویض قطعه
replacement تعویض یکانها
substitute تعویض بازیگر
maintenance تعویض قط عات و...
replacement تعویض قطعه
shifts تعویض کردن
shifts نوبت تعویض
shifted تعویض کردن
substitution تعویض جانشینی
interchangeable قابل تعویض
shift نوبت تعویض
shift تعویض کردن
sub تعویض بازیگر
subs تعویض بازیگر
replacements تعویض یکانها
alternate تعویض متناوب
relieving تعویض نگهبانی
substituted تعویض بازیگر
changing تعویض مبادله
changes تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
change تعویض مبادله
adjournment برخاست تعویض
relieve تعویض نگهبانی
relieves تعویض نگهبانی
adjournments برخاست تعویض
alternated تعویض متناوب
alternation تعویض قطب
alternates تعویض متناوب
noninterchanging states حالتهای تعویض نشدنی
substitute تعویض کردن جابجاکردن
substituting تعویض کردن جابجاکردن
substituting تعویض جانشین کردن
relief in place تعویض یکانها در محل
substituted تعویض جانشین کردن
linear amplifier تعویض کننده خطی
substitute تعویض جانشین کردن
substituted تعویض کردن جابجاکردن
pole changing switch کلید تعویض قطب
pole changer تعویض کننده قطب
line feed character دخشه تعویض پذیر
renewable fuse فیوز تعویض پذیر
replacing چیزی را تعویض کردن
replaces چیزی را تعویض کردن
new line character دخشه تعویض سطر
replaced چیزی را تعویض کردن
replace چیزی را تعویض کردن
exchanging مبادله کردن تعویض
exchanges مبادله کردن تعویض
trade something in <idiom> تعویض وسایل کهنه
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
shift colors پرچم را تعویض کنید
shift colors تعویض پرچم ناو
shiftable قابل تعویض یا انتقال
substituent قابل تعویض توکیلی
putting تعویض کردن انداختن
substitutive وابسته به تعویض یا جابجاسازی
switch over تعویض کردن برق
puts تعویض کردن انداختن
put تعویض کردن انداختن
exchanged مبادله کردن تعویض
changing the goal keeper تعویض دروازه بان
board exchange warranty ضمانت تعویض برد
broadband exchange تعویض پهن باند
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
exchangeable disk دیسک قابل تعویض
aircraft handover تعویض کنترل هواپیما
irreplaceable غیر قابل تعویض
gear change box جعبه تعویض دنده
change of service تعویض سرویس والیبال
courier transfer station ایستگاه تعویض پیک
exchange مبادله کردن تعویض
CD دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
change of station انتقال تعویض محل خدمت
carriage return تعویض سطر Return/Enter
CDs دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
tiring house محل تعویض لباس هنرپیشه
state succession تعویض دولتهابه طور متوالی
tiring room محل تعویض لباس هنرپیشه
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
switches تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
nineteen علامت تعویض دروازه بان
nineteens علامت تعویض دروازه بان
switched تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
chopped تعویض کنترل عملیاتی یکانها
switch تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
interchangeable bearing shells پوسته قابل تعویض یاطاقان
direct exchange items اقلام قابل تعویض مستقیم
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
chop تعویض کنترل عملیاتی یکانها
data break تاریخ تعویض کلید رمز
pole changing motor موتور با قطبهای قابل تعویض
reconditions قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
exchange رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
relief مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
incommutable تبدیل ناپذیر غیر قابل تعویض
recondition قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
speed change تغییر سرعت یا تعویض عده دور
Is there a connection to Glasgow? آیا به شهر گلاسگو تعویض دارد؟
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
exchanging رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanges رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchanged رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
reconditioned قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
single ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
channel انتقال تعویض محل خدمت مسیرانجام کار
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com