English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
human resources منابع انسانی
Search result with all words
overhead منابع انسانی و اقتصادی که درپشتیبانی غیر مستقیم یکانهابه کار می رود
Other Matches
renewable resources منابع تهی ناپذیر منابع تجدیدشدنی منابع قابل تجدید
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
human factor فاکتورهای انسانی ضریب مربوط به خطای انسانی
inhuman فاقد خوی انسانی غیر انسانی
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
resources منابع
sources منابع
natural sources منابع طبیعی
resource deallocation بازستانی منابع
resource endowment منابع طبیعی
resource sharing اشتراک در منابع
revenue sources منابع درامد
military resources منابع نظامی
allocation of resources تخصیص منابع
overhead منابع حاشیهای
allotments منابع اختصاصی
natural resources منابع طبیعی
allotment منابع اختصاصی
resource allocation تخصیص منابع
complementary resources منابع مکمل
scarce resources منابع کمیاب
fixed inputs منابع ثابت
meaner منابع درامد
mean منابع درامد
meanest منابع درامد
economic resources منابع اقتصادی
fixed resources منابع ثابت
control of resources نظارت بر منابع
unused resources منابع بیکار
control of resources کنترل منابع
sourcing منابع یابی
sources law منابع حقوق
humans انسانی
humane انسانی
human انسانی
neoanthropic نو انسانی
humane <adj.> انسانی
humanitarian <adj.> انسانی
hu man انسانی
optimum allocation of resources تخصیص مطلوب منابع
nonrenewable resources منابع تمام شدنی
inputs عوامل تولید منابع
conservation حفظ منابع طبیعی
depletion کاهش منابع طبیعی
efficient allocation of resources تخصیص کارای منابع
misallocation of resources تخصیص نادرست منابع
unused resources منابع استفاده نشده
sourcing of suppliers یافتن منابع فروش
conservationist طرفدارحفظ منابع طبیعی
conservation programs برنامههای حفافت منابع
hardware resources منابع سخت افزاری
resources منابع اماد ذخایر
software resources منابع نرم افزار
exhaustable resources منابع تمام شدنی
conservationists طرفدارحفظ منابع طبیعی
human skill مهارت انسانی
human factor عوامل انسانی
dehumanize نا انسانی کردن
liberal arts علوم انسانی
dehumanises نا انسانی کردن
labors نیروی انسانی
dehumanised نا انسانی کردن
humanization انسانی کردن
hu man nature طبیعت انسانی
dehumanized نا انسانی کردن
labor نیروی انسانی
horde رمه انسانی
litterae humaniores علوم انسانی
humanly بطور انسانی
hordes رمه انسانی
human capital سرمایه انسانی
human factor عامل انسانی
man power نیروی انسانی
dehumanising نا انسانی کردن
dehumanizes نا انسانی کردن
humanizing انسانی کردن
non-human غیر انسانی
non human غیر انسانی
dehumanizing نا انسانی کردن
preterhuman فوق انسانی
unknowable ماوراتجربیات انسانی
labour نیروی انسانی
labored نیروی انسانی
manpower نیروی انسانی
inhumane غیر انسانی
cut-throat غیر انسانی
humanised انسانی کردن
humanises انسانی کردن
humanising انسانی کردن
humanized انسانی کردن
humanizes انسانی کردن
superhuman مافوق انسانی
humanize انسانی کردن
nonrenewable resources منابع غیر قابل تجدید
economic mobilization بسیج منابع اقتصادی باصرفه
gather دریافت داده از منابع مختلف
water utilization project پروژه بهره برداری از منابع اب
mobility انتقال اسان منابع تولید
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
gathered دریافت داده از منابع مختلف
irm Resourese Informationمدیر منابع اطلاعاتی anager
complexity اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
complexities اندازه منابع سیستم در یک عمل یا کار
collections عمل دریافت داده از منابع مختلف
collection عمل دریافت داده از منابع مختلف
dehumanised فاقدصفات انسانی شدن
dehumanised فاقداحساسات انسانی کردن
humans دارای خوی انسانی
manpower cieling حداکثرنیروی انسانی مجاز
humanism علوم انسانی انسانگرایی
humance انسانی شایسته بشریت
human factors engineering مهندسی عوامل انسانی
human ecology بوم شناسی انسانی
human biometric زیست سنجی انسانی
high level manpower نیروی انسانی بالا
manpower development پرورش نیروی انسانی
man made مصنوع انسان انسانی
sportmanship رفتار و اخلاق انسانی
scientific manpower نیروی انسانی متخصص
authorized manpower نیروی انسانی مجاز
human دارای خوی انسانی
dehumanises فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanising فاقداحساسات انسانی کردن
manpower control کنترل نیروی انسانی
dehumanizing فاقدصفات انسانی شدن
manpower cieling سطح نیروی انسانی
dehumanizes فاقداحساسات انسانی کردن
man-made مصنوع انسان انسانی
man machine systems نظامهای انسانی- ماشینی
dehumanises فاقدصفات انسانی شدن
dehumanize فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanize فاقدصفات انسانی شدن
dehumanising فاقدصفات انسانی شدن
dehumanized فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanized فاقدصفات انسانی شدن
dehumanizing فاقداحساسات انسانی کردن
dehumanizes فاقدصفات انسانی شدن
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
resource تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
dehumanization از دست دادن صفات انسانی
heterologous سرم غیر انسانی دگرسان
manpower loading chart نمودار تخصیص نیروی انسانی
B.A مخفف لیسانس علوم انسانی
hu man دارای خوی انسانی انسان
unknowingly ندانسته ماورا تجربیات انسانی
lag rate نسبت کسری نیروی انسانی
dehumanized از خصائص انسانی محروم شدن
dehumanises از خصائص انسانی محروم شدن
dehumanizes از خصائص انسانی محروم شدن
man power leveling یکنواخت کردن نیروی انسانی
unknowing ندانسته ماورا تجربیات انسانی
investment in human capital سرمایه گذاری در نیروی انسانی
yahoo جانوری که درقالب انسانی باشد
dehumanize از خصائص انسانی محروم شدن
manpower planning برنامه ریزی نیروی انسانی
dehumanizing از خصائص انسانی محروم شدن
AA فوق دیپلم در علوم انسانی
dehumanised از خصائص انسانی محروم شدن
B.A.s مخفف لیسانس علوم انسانی
eros بچه قشنگ غرائزشهوانی انسانی
dehumanising از خصائص انسانی محروم شدن
dowse پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
available لیست حافظه اختصاص داده نشده و منابع در سیستم
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
PhD درجه دکترا در علوم یا دانشهای انسانی
anthropomorphism تصور شخصیت انسانی برای چیزی
Ekistics [دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
PhDs درجه دکترا در علوم یا دانشهای انسانی
anthroposophy علم شناسایی طبیعت و ماهیت انسانی
shared روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
share روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
preterhuman بیرون از نبروی انسانی خارج از قوه بشر
anthropomorphism قائل شدن جنبه انسانی برای خدا
anthropopathism اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
anthropomorphize جنبه انسانی برای خدا قائل شدن
anthropological وابسته بانسان شناسی مربوط بطبیعت انسانی
labour intensive industry صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
dynamically سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
sizes محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
dynamic سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
allocations سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
allocation سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند
permission اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
emergency complement جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
Ergonomics [مطالعه در ارتباطات بین کارهای انسانی، کار پژوهی]
aeolist انسانی غلط انداز که ادعای روشن فکری دارد
optical اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
interference اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
resource leveling زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
allocations برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocation برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com