English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (1 milliseconds)
English Persian
disputation منازعه منافره
disputations منازعه منافره
Other Matches
debated منافره
debate منافره
parlance منافره
contestation منافره
debates منافره
argumentation منافره
debating منافره
dabate منافره
agument منافره
debaters منافره کننده
debater منافره کننده
dialectician اهل منافره
melec منافره ستیزه
responsions مجلس منافره
discussion گفتگو منافره
discussions گفتگو منافره
debatable قابل منافره
argumentativeness اعتیادبه جدل یا منافره
halsie منافره جنگ ودعوا
synods مجلس منافره مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
pleas منازعه
struggles منازعه
litigation منازعه
struggled منازعه
struggle منازعه
contestation منازعه
struggling منازعه
war of words منازعه
verbal duel منازعه
plea منازعه
gag rule قانون منع مباحثه و منافره
disputant منازعه کننده
political debate منازعه سیاسی
disputed منازعه نزاع
disputes منازعه نزاع
dispute منازعه نزاع
tilt منازعه برخورد
tilted منازعه برخورد
tilts منازعه برخورد
disputing منازعه نزاع
discussant کسی که در مباحثه و منافره شرکت دارد
battlefields عرصه منازعه رزمگاه
quarreling دعوی کردن منازعه
quarrelled دعوی کردن منازعه
quarrelling دعوی کردن منازعه
quarrels دعوی کردن منازعه
debate مذاکرات پارلمانی منازعه
quarreled دعوی کردن منازعه
debated مذاکرات پارلمانی منازعه
debates مذاکرات پارلمانی منازعه
debating مذاکرات پارلمانی منازعه
battlefield عرصه منازعه رزمگاه
unquestionable محقق غیرقابل منازعه
unquestioning محقق غیرقابل منازعه
battleground عرصه منازعه رزمگاه
battlegrounds عرصه منازعه رزمگاه
quarrel دعوی کردن منازعه
sticking points نکتهی مورد بحث یا منازعه
sticking point نکتهی مورد بحث یا منازعه
to beg the question نکته مورد منازعه رامسلم فرض کردن
debated منافره کردن مباحثه کردن
debates منافره کردن مباحثه کردن
debating منافره کردن مباحثه کردن
debate منافره کردن مباحثه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com