English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English Persian
melec منافره ستیزه
Other Matches
parlance منافره
dabate منافره
contestation منافره
argumentation منافره
debate منافره
debates منافره
debating منافره
debated منافره
agument منافره
debaters منافره کننده
dialectician اهل منافره
debater منافره کننده
responsions مجلس منافره
discussion گفتگو منافره
disputation منازعه منافره
debatable قابل منافره
disputations منازعه منافره
discussions گفتگو منافره
argumentativeness اعتیادبه جدل یا منافره
synods مجلس منافره مذهبی
synod مجلس منافره مذهبی
halsie منافره جنگ ودعوا
gag rule قانون منع مباحثه و منافره
discussant کسی که در مباحثه و منافره شرکت دارد
contentious ستیزه جو
altercation ستیزه
strife ستیزه
contentions ستیزه
squabber ستیزه گر
contretemps ستیزه
striver ستیزه جو
pugilist ستیزه جو
xanthippe زن ستیزه جو
pugilist ستیزه گر
melee ستیزه
xantippe زن ستیزه جو
dissentious ستیزه گر
disputative ستیزه جو
disputatious ستیزه جو
by the ears در ستیزه
barratry ستیزه جو
contention ستیزه
disputed ستیزه
contestant ستیزه جو
scrappy ستیزه جو
squabbling ستیزه
contestants ستیزه جو
scrappier ستیزه جو
squabbles ستیزه
scrappiest ستیزه جو
squabbled ستیزه
squabble ستیزه
altercations ستیزه
disputations ستیزه
disputation ستیزه
pugnacious ستیزه گر
quarrelsome ستیزه جو
conflict ستیزه
conflicted ستیزه
conflicts ستیزه
disputing ستیزه
disputes ستیزه
dispute ستیزه
quarrel دعوا ستیزه
quarrel ستیزه کردن
disputatiousness ستیزه جویی
quarreled ستیزه کردن
contends ستیزه کردن
contended ستیزه کردن
quarreled دعوا ستیزه
contend ستیزه کردن
pugnacity ستیزه جویی
quarelsomeness ستیزه جوئی
quarrelsomeness ستیزه جوئی
rooster ادم ستیزه جو
militate ستیزه کردن
roosters ادم ستیزه جو
currishness ستیزه جویی
shrews زن ستیزه جو پتیاره
quarrelling ستیزه کردن
quarrels دعوا ستیزه
quarrels ستیزه کردن
intractable خیره سر ستیزه جو
squabble ستیزه کردن
squabbled ستیزه کردن
militated ستیزه کردن
shrew زن ستیزه جو پتیاره
termagancy ستیزه جویی
squabbles ستیزه کردن
altercate ستیزه کردن
antagonise ستیزه کردن
controversy جدال ستیزه
quarrelled ستیزه کردن
squabbling ستیزه کردن
quarreling ستیزه کردن
quarrelling دعوا ستیزه
quarreling دعوا ستیزه
militating ستیزه کردن
militates ستیزه کردن
controversies جدال ستیزه
quarrelled دعوا ستیزه
shrewishly از روی ستیزه جویی
contending ستیزه کننده مخالف
contest ستیزه کردن مشاجره
it will give rise to a quarrel مایه ستیزه خواهد شد
quarrelsomely از روی ستیزه جوئی
contesting ستیزه کردن مشاجره
disputatiously ازروی ستیزه جویی
contests ستیزه کردن مشاجره
currish ستیزه جو غرغر کننده
contested ستیزه کردن مشاجره
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
debating منافره کردن مباحثه کردن
debate منافره کردن مباحثه کردن
debates منافره کردن مباحثه کردن
debated منافره کردن مباحثه کردن
bicker پرخاش کردن ستیزه کردن
bickering پرخاش کردن ستیزه کردن
bickered پرخاش کردن ستیزه کردن
bickers پرخاش کردن ستیزه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com