Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
debater
منافره کننده
debaters
منافره کننده
Other Matches
parlance
منافره
debate
منافره
dabate
منافره
debated
منافره
agument
منافره
debating
منافره
debates
منافره
contestation
منافره
argumentation
منافره
melec
منافره ستیزه
debatable
قابل منافره
discussion
گفتگو منافره
discussions
گفتگو منافره
responsions
مجلس منافره
disputation
منازعه منافره
dialectician
اهل منافره
disputations
منازعه منافره
halsie
منافره جنگ ودعوا
argumentativeness
اعتیادبه جدل یا منافره
synod
مجلس منافره مذهبی
synods
مجلس منافره مذهبی
gag rule
قانون منع مباحثه و منافره
discussant
کسی که در مباحثه و منافره شرکت دارد
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
debating
منافره کردن مباحثه کردن
debated
منافره کردن مباحثه کردن
debates
منافره کردن مباحثه کردن
debate
منافره کردن مباحثه کردن
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
wheezier
خس خس یا خر خر کننده
trackers
پی کننده
solvent
اب کننده
solvents
اب کننده
attacking
تک کننده
bandwidth
یچ کننده
doer
کننده
doers
کننده
wheeziest
خس خس یا خر خر کننده
rebutter
رد کننده
tracker
پی کننده
whisperer
پچ پچ کننده
benders
خم کننده
bender
خم کننده
fluxing oil
اب کننده
ear-splitting
کر کننده
refutatory
رد کننده
refutative
رد کننده
renunciant
کننده
prater
پچ پچ کننده
refuser
رد کننده
puffer
پف کننده
commulator
یک سو کننده
noncommittal
رد کننده
renunciant
رد کننده
prattfall
پچ پچ کننده
wheezy
خس خس یا خر خر کننده
filler
پر کننده
deletive
حک کننده
deflective
کج کننده
fizzy
کف کننده
mumbler
من من کننده
squelcher
له کننده
crusher
له کننده
skittish
رم کننده
thinner
کم کننده
solver
حل کننده
mitigatory
کم کننده
mauler
له کننده
bidder
کننده
bidders
کننده
spurner
رد کننده
squasher
له کننده
abjurer or abjuror
کننده
fillers
پر کننده
mitigative
کم کننده
crepitant
خش خش کننده
syncopator
غش کننده
filleting
پر کننده
fillet
پر کننده
attenuant
اب کننده
fillets
پر کننده
percutient
دق کننده
catterer
پچ پچ کننده
jaberer
پچ پچ کننده
hoppers
لی لی کننده
repudiationist
رد کننده
surfy
کف کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com