Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (1 milliseconds)
English
Persian
fictious dividened
منافع موهوم
fictitious dividens
منافع موهوم
Other Matches
invisible hand
فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
superstitious
موهوم پرست موهوم
fictitious
موهوم
mythical
موهوم
imaginary
موهوم
an imaginary line
خط موهوم
superstitions
خرافات موهوم
superstitiousness
موهوم پرستی
fool's paradise
خوشحالی موهوم
superstitions
موهوم پرستی
notionally
بطور موهوم
delusive
موهوم واهی
superstition
خرافات موهوم
imaginarily
بطور موهوم
mythus
شخص موهوم
superstition
موهوم پرستی
imagnarily
بطور موهوم
pipe dreams
نقشه خیالی و موهوم
superstitiously
از روی موهوم پرستی
pipe dream
نقشه خیالی و موهوم
aclinic line
خط استوایی مغناطیسی منحنی موهوم و نامنظمی که در نزدیکی خط استواگرداگردزمین مفروض است
earnings
منافع
perquisite
منافع
perquisites
منافع
revenue
منافع
economic interest
منافع اقتصادی
mutual interests
منافع مشترک
conflict of interest
برخورد منافع
pure interest
منافع خالص
public interest
منافع عمومی
private benefits
منافع خصوصی
public interest
منافع عامه
public benefits
منافع عمومی
net benefits
منافع خالص
harmony of interests
سازگاری منافع
harmony of interests
هماهنگی منافع
conflict of interest
تضاد منافع
class interests
منافع طبقاتی
windfall gains
منافع اتفاقی
capital gains
منافع سرمایهای
unions
اشتراک منافع
tangible benefits
منافع مرئی
benefit spillovers
نشر منافع
vested interest
منافع مقرره
vested interests
منافع مقرره
spillover benefits
منافع خارجی
union
اشتراک منافع
windfall gains
منافع باد اورده
vesture
منافع و نمائات زمین
valuation of benefits
ارزش گذاری منافع
undistributed earnings
منافع توزیع نشده
undistributed earnings
منافع تقسیم نشده
separable accretions and benefits
نمائات و منافع منفصله
social security benefits
منافع تامین اجتماعی
self regard
حفظ منافع شخصی
gains from trade
منافع حاصل از تجارت
solidarity
اشتراک منافع ومسئولیتها
emblements
منافع حاصله از زمین
rent
مال الاجاره منافع
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
emblements
منافع حاصله اززمین مزروعی
the profits and accretions which are an
منافع و نمائات متصله مال
tangible benefits
منافع مشهود فواید عینی
explees
اجاره بها یا منافع زمین
measurement of benefits and costs
اندازه گیری منافع و هزینه ها
original and derivative estate
اصل مال یا نمائات یا منافع ان
it is p to our interests
برای منافع مازیان اوراست
protection and indemnity club
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
pray in aid
دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
severalty
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
shifting use
مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
p&l club
club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
apportionment
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
profits a prendre
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
intervener
در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
leases
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
pork barrel
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
contra preferentum rule
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
estate in common
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
terming
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
term
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com