English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (12 milliseconds)
English Persian
voltage source منبع الکتریسیته
Search result with all words
monitor مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitored مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
monitors مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
mains electricity منبع الکتریسیته محلی مشتریان
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
three pin plug ورودی استاندارد با سه شاخه برای اتصال وسیلله الکتریکی به منبع اصل الکتریسیته
Other Matches
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
deadlock موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source منبع خطی منبع شبکه
electricity الکتریسیته
creepage مد الکتریسیته
electric conductor هادی الکتریسیته
electrical quantity مقدار الکتریسیته
negative electricity الکتریسیته منفی
electro physic فیزیک الکتریسیته
electric conduction هدایت الکتریسیته
electrical مر بوط به الکتریسیته
inductive capacity ثابت دی الکتریسیته
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
electric generator مولد الکتریسیته
electrostatics الکتریسیته ساکن
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
electric current جریان الکتریسیته
electrically مربوط به الکتریسیته
induced electricity الکتریسیته القائی
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
positive electricity الکتریسیته مثبت
animal electricity الکتریسیته بدن
static electricity الکتریسیته ساکن
brain potential الکتریسیته مغز
hot wire سیم حاوی الکتریسیته
piezo electric effect اثر پیزو- الکتریسیته
hot-wiring سیم حاوی الکتریسیته
hot-wire سیم حاوی الکتریسیته
hot-wired سیم حاوی الکتریسیته
hot-wires سیم حاوی الکتریسیته
generator وسیله تولید الکتریسیته
generators وسیله تولید الکتریسیته
electrometer valve لامپ الکتریسیته سنج
coulomb واحد اندازه الکتریسیته
magnetoelectric مربوط به الکتریسیته القایی
electrometer tule لامپ الکتریسیته سنج
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
insulators مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
ribbon switch مبدل فشار مداوم به الکتریسیته
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
static الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
electric آنچه با الکتریسیته کار میکند
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
insulator مادهای که الکتریسیته را هدایت نمیکند
phase difference اختلاف فاز جریان الکتریسیته
nonsparking ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
inductivity ثابت دی الکتریسیته قابلیت هدایت دی الکتریکی
galvanism جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
permittivity واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
conductor مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
conductors مادهای مثل فلز که هادی الکتریسیته است
hydro-electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
electrostatic charge بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
decibel واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibels واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
IEC connector استانداردی برای اتصال سر سوزنه در سوکتی که الکتریسیته اصلی را به کامپیوتر منتقل میکند
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
cistern منبع اب
cisterns منبع
source code کد منبع
cistern منبع
origin منبع
origins منبع
fountain منبع
wellspring منبع
water system منبع اب
water supplies منبع اب
cisterns منبع اب
supplying منبع
source منبع
supplied منبع
supply منبع
receptacles منبع
receptacle منبع
fountains منبع
head spring منبع
rootstock منبع
resource منبع
resourc منبع
water supply منبع اب
small reservoir at well top منبع
pool منبع
hotbeds منبع
pooled منبع
pools منبع
references منبع
fount منبع
hotbed منبع
reference منبع
positive قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
light point منبع روشنایی
light source منبع نور
cold body منبع سرد
excitation source منبع برانگیختگی
cold water supply منبع ابسرد
grid bias supply منبع ولتاژشبکه
heat supply منبع حرارتی
information source منبع اطلاعات
attack origine محل یا منبع تک
aliunde از منبع دیگر
electron emitter منبع الکترون
fountainhead منبع خبر
isogenous دارای یک منبع
cooling water supply منبع اب سرد
elevated tanke منبع اب هوائی
current supply منبع جریان
elevator boot منبع بالابر
resource منبع ممر
energizer منبع انرژی
energy supply منبع انرژی
incandescent source منبع ملتهب
data source منبع داده
image source منبع تصویر
agency of communications منبع ارتباط
illuminant منبع نور
source منبع برق
source register ثبات منبع
source program برنامه منبع
source of power منبع انرژی
source of power منبع قدرت
source listing لیست منبع
source language زبان منبع
source document سند منبع
authority منبع موثق
source data دادههای منبع
source computer کامپیوتر منبع
second source منبع دوم
source routine روال منبع
store of value منبع ارزش
system resource منبع سیستم
mine منبع مامن
mined منبع مامن
mines منبع مامن
original منبع سرچشمه
originals منبع سرچشمه
word of mouth <idiom> از منبع موثق
wellhead منبع چشمه
voltage source منبع قدرت
voltage source منبع ولتاژ
thermal reservoir منبع گرما
thermal reservoir منبع گرمایی
resource management مدیریت منبع
resource file فایل منبع
lighting source منبع روشنایی
power supply منبع تغذیه
power supplay منبع تغذیه
power supplay منبع قدرت
power source منبع قدرت
source منبع منشاء
neutron source منبع نوترون
message source منبع پیام
mains supply منبع شبکه
magnetic storage منبع مغناطیسی
resource sharing اشتراک منبع
power supply منبع انرژی
noises منبع تغذیه
radiation source منبع تشعشع
noise منبع تغذیه
resource allocation اختصاص منبع
electrothermal printer چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
magnetic store حافظه یا منبع مغناطیسی
cash cow <idiom> منبع خوبی از پول
goldmines منبع در آمد سرشار
resource sharing اشتراک گذاشتن منبع
magnetic energy storage منبع انرژی مغناطیسی
low voltage supply منبع فشار ضعیف
low frequency source منبع فرکانس پایین
line source منبع خطی شکل
light source colour رنگ منبع نور
archeological site منبع [باستان شناسی]
source listing لیست برداری منبع
goldmine منبع در آمد سرشار
x ray source منبع اشعه رونتگن
source data automation خودکاری داده منبع
power supply cable کابل منبع تغذیه
power supply cable کابل منبع قدرت
power supply switch کلید منبع تغذیه
information resource management مدیریت منبع اطلاعات
non renewable resource منبع بازگشت ناپذیر
internal power supply منبع تغذیه داخلی
non renewable resource منبع تجدید ناپذیر
radix پایه منبع اصلی
mechanical energy reservoir منبع انرژی الکتریکی
voltage source منبع فشار الکتریکی
welding source منبع جریان جوش
magnetic tape store منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
site of the find منبع [باستان شناسی]
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com