English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
spread منتشر شدن انتشار
spreads منتشر شدن انتشار
Other Matches
issuant منتشر کننده منتشر شونده
dissemination انتشار اخبار انتشار اطلاعات
broadcast منتشر
broadcasts منتشر
diffused منتشر کردن
inedited منتشر نشده
diffuser منتشر کننده
put forth منتشر کردن
diffusor منتشر کننده
spreader منتشر کننده
to make a noise منتشر شدن
broadcasts منتشر کردن
broadcast منتشر کردن
incident light نور منتشر
irradiate منتشر کردن
distributed capacity فرفیت منتشر
diffusing منتشر کردن
diffusing منتشر شده
diffuses منتشر کردن
diffuses منتشر شده
diffused منتشر شده
diffuse منتشر کردن
diffuse منتشر شده
get abroad منتشر شدن
give forth منتشر کردن
irradiating منتشر کردن
irradiates منتشر کردن
irradiated منتشر کردن
unissued <adj.> منتشر نشده
circulated منتشر شدن
circulate منتشر شدن
circulates منتشر شدن
spreads منتشر کردن
spread منتشر کردن
republish دوباره منتشر کردن
pantropical منتشر درنواحی گرمسیری
release منتشر ساختن رهایی
reported statistics امارهای منتشر شده
propagated error اشتباه منتشر شده
pantropic منتشر درنواحی گرمسیری
spread منتشر کردن یا شدن
spreads منتشر کردن یا شدن
released منتشر ساختن رهایی
releases منتشر ساختن رهایی
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
widespreading شایع همه جا منتشر
unissued shares سهام منتشر نشده
widespread شایع همه جا منتشر
circumfuse باطراف منتشر کردن
the volume that preceded جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
blowy بسهولت باطراف منتشر شونده
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
epizootic منتشر شونده درمیان جانوران
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
spread [منتشر کردن مایع روی سطح]
diffuse نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffused نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
get about ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
diffuses نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffusing نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
issuance انتشار
dispersion انتشار
omission انتشار
dissemination انتشار
diffusion انتشار
publication انتشار
effluence انتشار
effluxion انتشار
irradiation انتشار
proclamations انتشار
proclamation انتشار
promulgation انتشار
emission انتشار
publishment انتشار
spreading انتشار
publicity انتشار
emissions انتشار
omissions انتشار
incidence انتشار
publications انتشار
broadcasts انتشار
broadcast انتشار
newsreader انتشار
propagation انتشار
issue انتشار
pervasion انتشار
currencies انتشار
issued انتشار
issues انتشار
reported انتشار
progation انتشار
currency انتشار
report انتشار
reports انتشار
the disease threatens to sprea این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
load spread انتشار نیرو
electron emmission انتشار الکترون
wave propagation انتشار موج
diffusible قابل انتشار
velocity of propagation سرعت انتشار
wave motion انتشار موج
diffusion coefficient ضریب انتشار
noise انتشار دادن
sound propagation انتشار صوت
to bruit abroad انتشار دادن
thought broadcasting انتشار فکر
promulgation of the laws انتشار قوانین
image speard انتشار تصویر
immission انتشار خارجی
propagation constant ثابت انتشار
emissivity قابلیت انتشار
propagation delay تاخیر انتشار
propagation sequence تسلسل انتشار
money creation انتشار پول
light emission انتشار نور
republication انتشار مجدد
propagation sequence مرحله انتشار
advertise انتشار دادن
propagandize انتشار دادن
noises انتشار دادن
electronic emission انتشار الکترونها
emission انتشار امواج
circulations انتشار جریان
diffusion انتشار پخش
diffusion انتشار نور
issues انتشار دادن
publish انتشار دادن
publishes انتشار دادن
circulation انتشار جریان
newsworthy قابل انتشار
issued انتشار دادن
emissions انتشار امواج
antenna pattern انتشار انتن
issue انتشار دادن
published انتشار دادن
sounding board عامل انتشار عقاید
issue انتشار دادن صدور
issued انتشار دادن صدور
issues انتشار دادن صدور
sounding boards عامل انتشار عقاید
efflux انتشار بخارج جریان
error propagation انتشار خطا [ریاضی]
soundboard عامل انتشار عقاید
rate of flame propagation سرعت انتشار شعله
circulative انتشار دهنده یا یابنده
conductivity ضریب هدایت یا انتشار
conical scanning انتشار مخروطی امواج
periodicals مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
This dictionary is published(printed) in three volumes. این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
propagating انتشار دادن پخش کردن
propagate انتشار دادن پخش کردن
propagated انتشار دادن پخش کردن
propagates انتشار دادن پخش کردن
promulgating انتشار دادن ترویج کردن
diasy chain انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
promulgates انتشار دادن ترویج کردن
promulgated انتشار دادن ترویج کردن
promulgate انتشار دادن ترویج کردن
issuable قابل صدور انتشار دادنی
advertises اعلان کردن انتشار دادن
advertised اعلان کردن انتشار دادن
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
capital stock سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
whispering campaign انتشار مرتب شایعات علیه رجال و کاندیداها
emissions انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
electroluminescing که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
histogram نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
electroluminescent قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
answers tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answer tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answered tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
beta version گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
precedent نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
ecl طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
copyrights حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
copyright حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
hematogenous از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
bugging تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bug تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugs تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
propagating منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagates منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
emitter coupled logic طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
Yellow Book مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
beta test گونه دوم از بررسی هایی که روی نرم افزار انجام میشود پیش از آنکه آماده انتشار شود
laser وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com