English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
head over heels <idiom> منتهای درجه
Search result with all words
it was at its height به منتهای درجه رسیده بود
Other Matches
the uttermost poverty منتهای بینوایی
with all speed منتهای سرعت
the utmost love منتهای دوستی
at best منتهای مراتب
utmost منتهای کوشش حداکثر
to work out منتهای استفاده را کردن از
the utmost limits دورترین منتهای کوشش
low water mark منتهای بدی اوضاع
to stain every nervers منتهای کوشش خود را کردن
to strain every nerve منتهای کوشش را بعمل اوردن
to exhaust one's efforts منتهای کوشش را بعمل اوردن
i did my best منتهای کوشش خود را کردم
it is of the last importance منتهای اهمیت را دارا است
epicurus بود خوش گذرانی منتهای سعادت
i did my very best منتهای کوشش خود را بعمل اوردم
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
third class درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
proportions درجه
echelons درجه
gauge درجه
classy درجه یک
elevations درجه
elevation درجه
gauged درجه
kyu درجه
low grade کم درجه
echelon درجه
topnotch درجه یک
proportion درجه
ranked درجه
third rate درجه سه
third-rate درجه سه
top درجه یک
nobby درجه یک
aquastat درجه
top-notch درجه یک
slap-up درجه یک
degrees درجه
number one درجه یک
tophole درجه یک
degree درجه
marks درجه
mark درجه
top hole درجه یک
second class درجه دو
gauges درجه
high-class درجه یک
copesetic درجه یک
just as well <adv.> به یک درجه
copacetic درجه یک
equally <adv.> به یک درجه
grade درجه
first class درجه یک
second class درجه 2
clinical thermometer درجه
scalage درجه
first string درجه یک
chinical t. درجه
pitch درجه
lengths درجه
grades درجه
scale درجه
length درجه
pitches درجه
rank درجه
gauge glass درجه اب
title درجه
titles درجه
rates درجه
run of the mine بی درجه
gauge=gage درجه
ranks درجه
rate درجه
gage=gauge درجه
second rate درجه دو
gage درجه
second-rate درجه دو
grades درجه رتبه
in the highest d. به منتها درجه
royal honor درجه سلطنتی
secondary amine امین 2 درجه
grades درجه بندی
secondary carbon کربن 2 درجه
secondary hydrogen هیدروژن 2 درجه
inferior درجه دوم
stages درجه مرحله
stage درجه مرحله
secondary road جاده درجه دو
reversible elbow زانوی 09 درجه
rear sight شکاف درجه
berating خلع درجه
ninth درنهمین درجه
ninths درنهمین درجه
berated خلع درجه
quadratic equation معادلات درجه دو
berate خلع درجه
second class درجه دوم
second class دومین درجه
whither بکدام درجه
second degree of readiness امادگی درجه دو
quarternary canal کانال درجه 4
salinity درجه شوری
inferiors درجه دوم
secondary alcohol الکل 2 درجه
third-rate درجه سوم
third rate درجه سوم
berates خلع درجه
baccslavreate درجه شوالیه
centigrade degree درجه صدبخشی
fuel grade درجه سوخت
first water درجه اول
first rate نخستین درجه
first rate درجه اول
first class brick اجر درجه یک
first class درجه اول
confidence level درجه اطمینان
consistence درجه غلظت
cope flask درجه روئی
gaduate درجه دار
grade of channel درجه کانال
bar sight شکاف درجه
bar sight ستون درجه
battle sight درجه جنگی
battle sight شکاف درجه
baume degree درجه بومه
gradational به ترتیب درجه
dot pitch درجه نقطه
calibration درجه بندی
elevation stop حد نهایی درجه
elevation scale طبلک درجه
degree of polymerization درجه بسپارش
degree of precision درجه دقت
elevating arc قطاع درجه
degree of relationship درجه خویشاوندی
degree of saturation درجه اشباع
degree opulence درجه توانگری
electrical degree درجه الکتریکی
eldership ارشدیت درجه
degree of freedom درجه ازادی
elevation scale مقیاس درجه
d.p درجه بسپارش
dan درجه درکاراته
degree of advancement درجه پیشرفت
degree of centralization درجه تمرکز
degree of compaction درجه تراکم
degree of crystalinity درجه بلورینگی
degree of curve درجه انحناء
elevation circle قطاع درجه
degree of dissociation درجه تفکیک
efficacity درجه تاثیر
baccalaureate درجه باشلیه
largely تا درجه زیادی
permanent rank درجه دایمی
penetration point درجه نفوذ
shade درجه رنگ
shades درجه رنگ
shadings درجه رنگ
comparative درجه تفضیلی
comparatives درجه تفضیلی
oxidation degree درجه اکسایش
oil guage درجه روغن
consistency درجه غلظت
stair مرتبه درجه
doctorates درجه دکتری
doctorate درجه دکتری
grading درجه بندی
quadratic درجه دوم
graduation درجه گرفتن
graduation درجه بندی
primery amine امین 1 درجه
primary carbon کربن 1 درجه
primary alcohol الکل 1 درجه
honorary درجه افتخاری
octan rating درجه اکتان
clump درجه سردوشی
quantum درجه میزان
to the utmost به منتها درجه
adjustability درجه انطباق
adjusted elevation درجه تنظیمی
advancement in rating ارتقاء درجه
honor درجه نشان
angle of elevation زاویه درجه
anti knock property درجه اکتان
high grade product محصول درجه یک
high grade درجه اعلی
pinnacles منتهی درجه
pinnacle منتهی درجه
kelvin degree درجه کلوین
clumped درجه سردوشی
clumping درجه سردوشی
clumps درجه سردوشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com