Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
hydrograph
منحنی ابگذری برحسب زمان
Other Matches
time cost curve
منحنی مخارج برحسب زمان
jump height curve
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
velocities
تندی برحسب زمان
velocity
تندی برحسب زمان
decay curves
منحنی نمایش کاهش تشعشعات اتمی در زمان معین
at pleasure
برحسب دلخواه برحسب میل
learning curve
منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
hydraulic conductivity
ضریب ابگذری
channels
مجرای ابگذری کانال
channelled
مجرای ابگذری کانال
channeling
مجرای ابگذری کانال
channel
مجرای ابگذری کانال
channeled
مجرای ابگذری کانال
curvilineal
دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
evolute
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
lead curve
خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
curve
خط منحنی منحنی مسیر
curving
خط منحنی منحنی مسیر
curves
خط منحنی منحنی مسیر
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
iso product curve
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
shift of a demand curve
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
outside
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outsides
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
in terms of
برحسب
incompliance with
برحسب
unitage
برحسب
at the request of
برحسب
in accordance with
برحسب
in conformity with
برحسب
agreeably to
برحسب
As the case may be .
برحسب مورد( آن)
tonnage
وزن برحسب تن
to out ward seeming
برحسب فاهر
to
برحسب مطابق
pursuant to
مطابق برحسب
percentages
برحسب درصد
outwardly
برحسب فاهر
incidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
percentage
برحسب درصد
accidental
<adj.>
برحسب تصادف
at random
<adv.>
برحسب اتفاق
custom
برحسب عادت
as it happens
<adv.>
برحسب اتفاق
fortuitous
<adj.>
برحسب تصادف
incidental
<adj.>
برحسب تصادف
random
<adj.>
برحسب تصادف
accidently
<adv.>
برحسب اتفاق
at choice
برحسب دلخواه
haphazardly
برحسب تصادف
by usage
برحسب عادت
stochastic
<adj.>
برحسب تصادف
stochastical
<adj.>
برحسب تصادف
accidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
contingent
[accidental]
<adj.>
برحسب تصادف
hit or miss
برحسب تصادف
fortuitously
<adv.>
برحسب اتفاق
coincidentally
<adv.>
برحسب اتفاق
by hazard
<adv.>
برحسب اتفاق
by happenstance
<adv.>
برحسب اتفاق
by chance
<adv.>
برحسب اتفاق
haphazard
<adj.>
برحسب تصادف
by a coincidence
<adv.>
برحسب اتفاق
by accident
<adv.>
برحسب اتفاق
adventitious
<adj.>
برحسب تصادف
casual
[not planned]
<adj.>
برحسب تصادف
coincidental
<adj.>
برحسب تصادف
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
compass bearing
موقعیت برحسب قطبنما
cl
برحسب بار هر کامیون
ritually
برحسب ایین وشعائر
classis
تقسیم برحسب طبقه
pounder
برحسب لیره کوبنده
milage
سنجش برحسب میل
mileage
سنجش برحسب میل
fortuitously
برحسب اتفاق اتفاقا
happy go lucky
برحسب تصادف لاقید
tonnage
برحسب شماره تن بارگیر
by chance
برحسب اتفاق یاتصادف
tonnage
گنجایش کشتی برحسب تن
per standard compass
برحسب قطب نمای استاندارد
poundage
مقدار پولی برحسب لیره
prioritising
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
pounder
وزن شده برحسب رطل
transvaluation
سنجش ارزش برحسب معیارجدیدی
prioritizing
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritizes
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritized
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
prioritises
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
proration
توزیع برحسب مدت یانسبت
prioritised
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
age group competition
مسابقه برحسب گروه سنی
size distribution of income
توزیع درامد برحسب مقدار
prioritize
برحسب ارجحیت ردهبندی کردن
headings
حرکت برحسب قطب نما
heading
حرکت برحسب قطب نما
seeds
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
candlepower
میزان شدت نور برحسب تعدادشمع
heading
سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
headings
سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
seed
رده بندی برحسب مهارت وقدرت
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
kilovoltage
نیروی برق برحسب هزار ولت
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
present
زمان حاضر زمان حال
seek time
زمان جستجو زمان طلب
presented
زمان حاضر زمان حال
presenting
زمان حاضر زمان حال
presents
زمان حاضر زمان حال
functional shift
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
percentile
محاسبه شده بقرار هر صدی برحسب درصد
transvaluate
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
voltage
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
permittivity
واحد اندازه گیری الکتریسیته برحسب فاراده
voltages
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
transvalue
سنجیدن ارزش برحسب معیار جدیدی نوسنجیدن
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
metric system
سیستم اندازه گیری که واحدهای ان برحسب متر یک باشد
footage
طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
sizes
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
size
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
volt ampere
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
depth contour
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
ladder tournament
مسابقه برحسب مقام و قدرت بازیگر در جدول تقدم و تاخر
cabin altitude
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
poundage
وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
pH
علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
curves
خط منحنی
curl
خم منحنی
curved
منحنی
curves
منحنی خم
curves
منحنی
curvate
منحنی
curving
خط منحنی
curls
خم منحنی
curled
خم منحنی
curving
منحنی خم
inflexion
خم منحنی
curving
منحنی
curve
خط منحنی
v curve
منحنی "وی "
j curve
منحنی جی
curve tracer
منحنی کش
nodes
منحنی
node
منحنی
roundest
منحنی
crump
منحنی
curvated
منحنی
round
منحنی
curve
منحنی خم
curve plotter
منحنی کش
s curve
منحنی S
bent
منحنی
curve
منحنی
wrap-around
منحنی
out of straight
منحنی
s curve
منحنی اس
frequency
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequencies
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
transformation curve
منحنی تبدیل
laplacian curve
منحنی بهنجار
magnetic cycle
منحنی هیسترزیس
learning curve
منحنی یادگیری
sine curve
منحنی سینوسی
lorenz curve
منحنی لورنز
lift curve
منحنی برا
logarithmic curve
منحنی لگاریتمی
load curve
منحنی بار
gaussian curve
منحنی بهنجار
shift of a curve
انتقال یک منحنی
learning curve
منحنی اموزش
total revenue curve
منحنی درامد کل
logistic curve
منحنی لگاریتمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com