English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (7 milliseconds)
English Persian
amaranthine منسوب به تاج خروس
Other Matches
affined منسوب
of kin منسوب
sib منسوب
relative منسوب
attributed منسوب
owing منسوب
strategic منسوب به strategy
relativization منسوب کردن
refer منسوب داشتن
referred منسوب داشتن
refers منسوب داشتن
ammino منسوب به امونیاک
aeolian منسوب به ائولوس
consular منسوب به کنسول
sib منسوب نسبی
dantesque منسوب به دانته
ecclesiastical منسوب به کلیسا
fairness منسوب به پریان
kin خویشی منسوب
astrophysical منسوب به فیزیک نجومی
detrital منسوب به اوار سایشی
auctorial منسوب به نویسنده یا مولف
capitalistic منسوب به سرمایه داری
agnatic منسوب از طرف پدر
iliad داستان حماسی منسوب به هومر
autonomic منسوب به دستگاه عصبی خودکار
in law خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
adenoidal منسوب به بافت غدهای و لنفاوی
astrological منسوب به علم ستاره شناسی
next of kin نزدیک ترین خویشاوندان منسوب بلافصل
cocking خروس
cock خروس
chanticleer خروس
cocks خروس
roosters خروس
rooster خروس
adenoid شبیه غده منسوب به بافت غدهای ولنفاوی
ulysses اولیسزقهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومرشاعرنابینای یونانی
cocker خروس جنگی
coxcomb گل تاج خروس
prince's feather تاج خروس
game cock خروس جنگی
love lies bleeding گل تاج خروس
indian liquorice چشم خروس
moor cock خروس کولی
sickle feather شاهپر دم خروس
bantamweight خروس وزن
tumbleweed تاج خروس
game fowl خروس جنگی
cock fighting خروس بازی
gamecock خروس جنگی
cockfighting جنگ خروس
cocker خروس باز
fighting cock خروس جنگی
crow بانگ خروس
lightweights خروس وزن
crowed بانگ خروس
crowing بانگ خروس
bantams خروس جنگی
bantam خروس جنگی
cockerels جوجه خروس
cockerel جوجه خروس
crows بانگ خروس
cockscombs گل تاج خروس
cockscomb گل تاج خروس
lightweight خروس وزن
roosters جوجه خروس
rooster جوجه خروس
capons خروس اخته
capon خروس اخته
amaranth گل تاج خروس
draconic منسوب به اقشزخ قانون گذاراتنی در 621 پیش ازمیلاد
Dantesqua [منسوب به دانته احیاگر سبک گوتیک در قرن نوزدهم]
cockcrow صدای بانگ خروس
rupicoline شبیه خروس کوهی
rupicolous شبیه خروس کوهی
cockfight جنگ اندازی خروس ها
cockfights جنگ اندازی خروس ها
cockcrowing وقت بانگ خروس
pit زمین جنگ خروس
cockspur سیخ پای خروس
pits زمین جنگ خروس
game fowl نژاد خروس جنگی
bluestocking منسوب به جمعیت زنان جوراب ابی درقرن هیجدهم زن فاضله
bluestockings منسوب به جمعیت زنان جوراب ابی درقرن هیجدهم زن فاضله
suckers خروس قندی اب نبات مکیدنی
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
sucker خروس قندی اب نبات مکیدنی
prayer beads لوبیای گیاه چشم خروس
heath cock خروس کولی باقرقره سیاه نر
indian licorice عشقه چشم خروس نخود امریکایی
cocking :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cock :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
cocks :مثل خروس جنگیدن گوش ها را تیز وراست کردن
jequirity دانه گیاه چشم خروس شیرین بیان هندی
odyssey قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
odysseys قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
Spanish knot گره اسپانیایی [این گره بدور یک نخ تار زده شده و به آفریقا منسوب می باشد.]
Mohtasham design طرح محتشمی [اینگونه طرح ها منسوب به استاد محتشم کاشانی بافنده مشهور کاشان می باشد.]
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
palmette گل شاه عباسی [این گل در طرح ها ختائی نقش اصلی را دارد منسوب به طراحان دوره صفویه بوده و عده ای آن را شبیه نیلوفر آبی می دانند. بصورت پنج پر، هشت پر و دوازده پر به همراه برگ ها و گلبرگ ها است.]
Gabbeh گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
Murghi rugs فرش های مرغی [این طرح در فرش های جنوب ایران بیشتر دیده شده و نمادی از مرغ یا خروس را بصورت شکل هندسی نشان می دهد.]
Mina-khani design طرح میناخانی [این طرح منسوب به شخصی به همین نام و اهل تبریز است. گل های بزرگ بکار رفته بصورت قرینه و بندی کل متن را در بر گرفته و بوسیله شبکه های لوزی شکل یا الماسی شکل به یکدیگر متصل می شوند.]
Khotan rug فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
pragmatism مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com