English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
message source منشاء پیام
Other Matches
root of title منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
InBox خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه
challenge and reply ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
piggybacking استفاده از پیام ارسالی برای انتقال تصدیق از یک پیام که زودتر دریافت شده است
InBox پیام فکس و پیام ارسالی روی انیترنت است
quoting خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
authentication استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
prompts پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompted پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompt پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
receipt notification خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است
radiograms پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiogram پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
origin منشاء
paternity منشاء
origins منشاء
fountain منشاء
provenance منشاء
parent منشاء
source منشاء
fountains منشاء
UA نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
fatherhood منشاء اصل
cause of claim منشاء دعوی
data origination سر منشاء داده ها
source منبع منشاء
root of title منشاء مالکیت
germ ریشه منشاء
parent والدین منشاء
germs ریشه منشاء
codress نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
anagrams استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
anagram استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
gastrogenic دارای منشاء معدی
grass roots اجتماع محلی منشاء
phytogenic دارای منشاء گیاهی
gastrogenous دارای منشاء معدی
polynomial code سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است
logos اصل یا منشاء عقل عالم وجود
end کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ends کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ended کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
service message پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
wilco پیام را اجرامی کنم پیام رسید اجرا می کنم
acknowledges 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
owenism اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
invisible hand منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
irredentism نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
message پیام
i signal پیام ای
mssg پیام
signalled پیام
signal پیام
messages پیام
signaled پیام
plaindress پیام کشف
meteorological message پیام هواسنجی
code message پیام رمز
plain text پیام کشف
communicator پیام دهنده
monochrome signal پیام تکرنگ
maydays پیام اضطراری
brightness signal پیام روشنایی
cryptogram پیام پنهانی
clear text پیام کشف
sender فرستنده پیام
senders فرستنده پیام
color burst pedestal پایه پیام
burst pedestal پایه پیام
mayday پیام اضطراری
blanking signal پیام خاموشی
message switching پیام گزینی
heliogram پیام افتابی
general message پیام عمومی
ending خاتمه پیام
endings خاتمه پیام
dummy message پیام فریبنده
fox message پیام دوباره
flash message پیام انی
dummy message پیام دروغی
ems dispatch پیام امس
transmissions ارسال پیام
encode کد کردن پیام
encodes کد کردن پیام
transmission ارسال پیام
end of massage انتهای پیام
error message پیام خطانما
immediate message پیام فوری
drafter منشی پیام
message source منبع پیام
message retrieval بازیابی پیام
message retrieval استخراج پیام
message queuing صف بندی پیام
diagnostic massage پیام تشخیصی
message heading عنوان پیام
message feedback بازخورد پیام
message center مرکز پیام
message book دفتر پیام
basegram پیام از ساحل
buries کد کردن پیام
bury کد کردن پیام
burying کد کردن پیام
intelligence signal پیام خبری
drafter نویسنده پیام
end of message انتهای پیام
video signal پیام ویدئو
radiotelegram پیام تلگرافی
privacy استقلال پیام
to send a message پیام فرستادن
bodies متن پیام
routine message پیام عادی
telephone message پیام تلفنی
beginning of message شروع پیام
signal center مرکز پیام
wilco پیام را فهمیدم
start of message اغاز پیام
heading سرلوحه پیام
procedure message پیام عادی
body متن پیام
signal generator پیام ساز
procedure message پیام معمولی
q signal پیام کیو
headings سرلوحه پیام
signal tracing ردگیری پیام
som اغاز پیام
g y signal پیام روشنایی جی ایگرگ
originator صادر کننده پیام
signal to noise ratio نسبت پیام به همهمه
flash message پیام برق اسا
address نشانی گیرنده پیام
time of origin زمان ارسال پیام
despatched عزیمت فرستادن پیام
addresses نشانی گیرنده پیام
addressed نشانی گیرنده پیام
originator اقدام کننده پیام
classification طبقه بندی پیام
som شروع پیام essage
classifications طبقه بندی پیام
helio ایینه مخابره پیام
synchronizing signal پیام همزمان ساز
tape copy پیام نوار شده
radio پیام رادیویی فرستادن
radioed پیام رادیویی فرستادن
message switching center مرکز گزینش پیام
originators اقدام کننده پیام
radioing پیام رادیویی فرستادن
radios پیام رادیویی فرستادن
originators صادر کننده پیام
wronging پیام غلط است
transmission security تامین ارسال پیام
wrong پیام صحیح نیست
drafter انشا کننده پیام
automatic message switching انتخاب خودکار پیام
delivery groups گروه معروف پیام
burst gate لامپ پیام گذار
carrier chrominance signal پیام رنگ تابی
carrier color signal پیام رنگ تابی
carrier color signal پیام رنگی حامل
composite television signal پیام مرکب تلویزیونی
chrominance signal پیام رنگ تابی
cipher text متن پیام رمز
composite color signal پیام رنگی مرکب
color difference signal پیام اختلاف رنگ
radiograms مخابره پیام با بی سیم
radiogram مخابره پیام با بی سیم
decode کشف کردن پیام
decoded کشف کردن پیام
decodes کشف کردن پیام
encode رمز کردن پیام
encodes رمز کردن پیام
eom انتهای پیام essage
wrong پیام غلط است
wronging پیام صحیح نیست
wrongs پیام صحیح نیست
wrongs پیام غلط است
enciphere رمز کردن پیام
signal electrode الکترد پیام ساز
color gate دریچه پیام رنگی
receipt رسید پیام دریافت شد
dispatched عزیمت فرستادن پیام
deciphered ماشین کشف پیام
trafficked داده پیام دریافتی
b y signal b y پیام روشنایی ب- ایگرگ
radiographic پیام رادیوتلگرافی فرستادن
signaled ارسال پیام به کامپیوتر
deciphers ماشین کشف پیام
dispatch عزیمت فرستادن پیام
signalled ارسال پیام به کامپیوتر
multiple address message پیام چند ادرسه
release اجازه ارسال پیام
released اجازه ارسال پیام
releases اجازه ارسال پیام
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com