Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (6 milliseconds)
English
Persian
divaricate
منشعب شدن دوشاخه شدن
Search result with all words
fork
دوشاخه منشعب شدن
forking
دوشاخه منشعب شدن
bifurcate
دوشاخه کردن بدوشاخه منشعب کردن دوشاخهای
Other Matches
lamp holder plug
سرپیچ دوشاخه سرخود دوشاخه سرپیچ لامپ
furcate
منشعب
ramiform
منشعب
radials
منشعب
radial
منشعب
ramify
منشعب شدن
bifurcate
منشعب شدن
furcate
منشعب شدن
divergent
انشعاب پذیر منشعب
lanes
کوچه ساختن منشعب کردن
lane
کوچه ساختن منشعب کردن
canalize
هدایت اجباری منشعب کردن
branch
منشعب شدن گل وبوته انداختن
branches
منشعب شدن گل وبوته انداختن
bronchial tubes
برنشهای متوسط نایژه و مجراهای کوچکی که از آن منشعب میشود
gametophore
سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
axil
گوشه یا زاویه بین شاخه یا برگ با محوری که از ان منشعب میشود
knee
دوشاخه
knees
دوشاخه
y junction
دوشاخه
male connector
دوشاخه نر
bicornous
دوشاخه
bident
دوشاخه
fork crow
دوشاخه
biramous
دوشاخه
bracket
دوشاخه
plug
دوشاخه
pitchforks
دوشاخه
fork
دوشاخه
pitchfork
دوشاخه
tuning forks
دوشاخه
crotch
دوشاخه
forking
دوشاخه
tuning fork
دوشاخه
crotches
دوشاخه
crutch
دوشاخه
crutches
دوشاخه
plugging
دوشاخه
yoke
دوشاخه
plugs
دوشاخه
phono plug
دوشاخه اوایی
plug and socket
دوشاخه و پریز
plug connection
اتصال دوشاخه
plug contact
کنتاکت دوشاخه
yoke
دوشاخه استقرار
telephone plug
دوشاخه تلفن
rca plug
دوشاخه RCA
safety fork
دوشاخه امنیت
fork lever
اهرم دوشاخه
contact plug
دوشاخه برق
plugging
دوشاخه برق
attachment plug
دوشاخه ارتباط
plug
دوشاخه برق
plugs
دوشاخه برق
bifurcate
دوشاخه شدن
bipolar plug
دوشاخه برق
mains plug
دوشاخه برق
connector plug
دوشاخه رابط
double ley stirrup
رکابی دوشاخه
coupler plug
دوشاخه وسایل الکتریکی
connecting socket
[دوشاخه متصل کننده]
attachment plug
دوشاخه وسایل برقی
wire pike
دوشاخه سیم کشی
trunnions
دوپایه یا دوشاخه اتصال
multi contact plug
دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
inductance box with plug
جعبه اندوکتانس با دوشاخه
current tap
سرپیچ دوشاخه خور
diapason
دوشاخه میزان کوک
crutch
دوشاخه زیر چیزی گذاشتن
banana jack
مادگی در رادیو برای دوشاخه
crutches
دوشاخه زیر چیزی گذاشتن
plug in
دوشاخه را بسیم برق وصل کردن
to plug in
با گذاشتن دوشاخه برق رابجریان انداختن
thick Ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
nephrogenic
ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com