English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
edict of emancipation منشور ازادی
Other Matches
emancipation proclamation اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
prism منشور
odor prism منشور بو
printing ink منشور
prisms منشور
cornu prism منشور کورنو
atlantic charter منشور اتلانتیک
analyzer prism منشور کافنده
littrow prism منشور لیترو
prismoid منشور وار
olfactory prism منشور بویایی
prismoidal شبیه منشور
quadratic منشور قائم
trigonal prism منشور مثلثی
nicol prism منشور نیکول
charters منشور اجازه نامه
chartering منشور اجازه نامه
chartered منشور اجازه نامه
charter منشور اجازه نامه
covenant of the league of nations منشور جامعه ملل
rectangular antiprism ضد منشور مستطیل القاعده
rectangular prism منشور مستطیل القاعده
charter of the united nations منشور ملل متحد
covenants منشور عقد بستن تعهد
magna carta فرمان کبیر منشور بزرگ
covenant منشور عقد بستن تعهد
rhomb منشور شش وجهی دارای وجوه متوازی الاضلاع
camera lucida [ابزاری که نور خورشید را بوسیله منشور منعکس می کند.]
looseness ازادی
liberties ازادی
liberation ازادی
openness ازادی
liberticide ازادی کش
freeness ازادی
indpendence ازادی
liberty ازادی
enfranchisement ازادی
emancipation ازادی
manumission ازادی
liberal ازادی
liberals ازادی
insubjection ازادی
options ازادی
option ازادی
freedom ازادی
released ازادی
release ازادی
releases ازادی
large n ازادی
independence ازادی
immunity ازادی
freedoms ازادی
catholicity ازادی فکر
liberty party حزب ازادی
degree of freedom درجه ازادی
liberty of the press ازادی مطبوعات
probation ازادی مشروط
probation ازادی بقیدالتزام
advantages accruning from ازادی مطبوعات
freedom of experssion ازادی بیان
conditional discharge ازادی مشروط
freedom of choice ازادی انتخاب
freedom of belief ازادی عقیده
freedom of trade ازادی تجارت
freedom of seas ازادی دریاها
freedom of the press ازادی مطبوعات
emancipatory ازادی بخش
elbow room ازادی عمل
freedom of the press ازادی نگارش
economic freedom ازادی اقتصادی
degrees of freedom درجات ازادی
freedom to choose ازادی در انتخاب
freedom of enterprise ازادی تجارت
paroling ازادی مشروط
civil liberties ازادی مدنی
liberally ازادی خواهانه
toleration ازادی ازادگی
freehand ازادی در تصمیم
freehand ازادی عمل
free will ازادی اراده
laissez-faire ازادی تجارت
probational ازادی بقیدالتزام
elbowroom ازادی عمل
habeas corpus حکم ازادی
statue of liberty مجسمه ازادی
the champion of liberty مدافع ازادی
relief فراغت ازادی
civil liberty ازادی مدنی
medal of freedom مدال ازادی
free enterprise ازادی اقتصادی
paroles ازادی مشروط
paroled ازادی مشروط
manumission ازادی برده
parole ازادی مشروط
liberators ازادی بخش
liberator ازادی بخش
manumit ازادی بخشیدن
market freedom ازادی تجاری
market freedom ازادی بازار
the champion of liberty سنگ بسینه زن ازادی
nurse of liberty پرورشگاه یا مهد ازادی
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
liberty of conscience ازادی عقیده یا فکر
laissez faire ازادی مطلق اقتصادی
overindulgence ازادی بیش از حد دادن
libertarianism طرفداری از ازادی فردی
laissez-faire ازادی کسب و کار
laissez-faire ازادی صادرات وواردات
liberal school مکتب ازادی اقتصادی
free thought ازادی فکر لامذهب
free movement of capital ازادی جابجایی سرمایه
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
liberals ازادی خواه زیاد
liberal ازادی خواه زیاد
latitudes ازادی عمل وسعت
libertarian طرفدار ازادی اراده
liberalism اصول ازادی خواهی
latitude ازادی عمل وسعت
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
declaration of indulgence اعلام ازادی دینی
free thinking ازادی از قیود مذهب
probationary period دوره ازادی مشروط
libertarians طرفدار ازادی اراده
disestablishes کلیسا را از ازادی محروم کردن
four freedoms ازادی در نطق و بیان عقیده
freewheeled با ازادی حرکت وجنبش کردن
scope میدان دید ازادی عمل
freewheel با ازادی حرکت وجنبش کردن
ransoms ازادی کسی یاچیزی راخریدن
ransom ازادی کسی یاچیزی راخریدن
nationalist ازادی خواه واستقلال طلب
Soc ازادی دراخذ تصمیم قضایی
edict of emancipation ازادی بی قید و شرط اعطا شد
jubilees روز ازادی سال ویژه
the liberal party حزب یا دسته ازادی خواه
disestablishing کلیسا را از ازادی محروم کردن
nationalist ملی گرا ازادی طلب
disestablished کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish کلیسا را از ازادی محروم کردن
freewheels با ازادی حرکت وجنبش کردن
nationalists ملی گرا ازادی طلب
illiberal متعصب مخالف اصول ازادی
jubilee روز ازادی سال ویژه
nationalists ازادی خواه واستقلال طلب
unesco (= united nations educational ه افزایش احترام ملل نسبت به عدالت و حکومت قانون وحقوق انسانی و ازادیهای اساسی انچنان که موردتصویب منشور ملل متحد است بشود
liberalism اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
piscary ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
gold palm نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
individualism اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
the open door ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
paroling ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroled ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
parole ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
four freedoms دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
mr. and mrs billiards بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
convertibility قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
serf درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
magna carta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
magna charta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
resistance force جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
freedom of seas ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
economic liberalism مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
liberalparty حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
guild socialism سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com