English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (8 milliseconds)
English Persian
characterization منش نمایی
Search result with all words
flare خود نمایی
flares خود نمایی
power درشت نمایی قدرت دوربین
powered درشت نمایی قدرت دوربین
powering درشت نمایی قدرت دوربین
powers درشت نمایی قدرت دوربین
resolution قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolutions قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
perspective عمق نمایی چشم انداز
perspectives عمق نمایی چشم انداز
modal نمایی
modals نمایی
transparencies پشت نمایی
transparency پشت نمایی
ostentation خود نمایی
animation ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
animations ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
parade خود نمایی کردن
paraded خود نمایی کردن
parades خود نمایی کردن
parading خود نمایی کردن
characterised منش نمایی کردن
characterises منش نمایی کردن
characterising منش نمایی کردن
characterize منش نمایی کردن
characterized منش نمایی کردن
characterizes منش نمایی کردن
characterizing منش نمایی کردن
foreshortening کوته نمایی
masterstroke هنر نمایی شاهکار
masterstrokes هنر نمایی شاهکار
pedantic وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
notoriety انگشت نمایی
pleading برهان نمایی
likelihood درست نمایی
magnification بزرگ سازی درشت نمایی
magnification درشت نمایی
magnification بزرگ نمایی
magnifications بزرگ سازی درشت نمایی
magnifications درشت نمایی
magnifications بزرگ نمایی
effeminacy زن نمایی
grin دندان نمایی
grinned دندان نمایی
grinning دندان نمایی
grins دندان نمایی
exponential نمایی
exhibitionism عورت نمایی
aberration کج نمایی
bimodal دو نمایی
boldfacing درشت نمایی
circular dischroism دو رنگ نمایی دورانی
data display داده نمایی
death feigning مرده نمایی
playing dead مرده نمایی
dichroism دو رنگ نمایی
direction indicator دستگاه جهت نمایی
ebullioscopy constant ثابت غلیان نمایی
exponent bias پیشقدر نمایی
exponential curve منحنی نمایی
exponential distribution توزیع نمایی
exponential function تابع نمایی
exponential rate نرخ نمایی
exponential rate اهنگ نمایی
floating point calculation محاسبات اعداد نمایی یا علمی
grandiosity بزرگ نمایی
holographic image نمایی از شی سه بعدی
hypsographic map نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
hypsometric diagram طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
illusionism عمق نمایی
illusionism سه بعد نمایی
lateral magnifying power درشت نمایی جانبی
likelihood ratio بهر درست نمایی
maculation ملوث نمایی
magnification factor عامل درشت نمایی
male protest نر نمایی
masculine protest نرینه نمایی
master stroke هنر نمایی
maximum likelihood method روش حداکثر درست نمایی
maximum liklihood درست نمایی بیشینه
panchromatic emulsion امولسیون تمام رنگ نمایی
pearliness مروارید نمایی
pretentiousness خود نمایی
prewetting پیش تر نمایی
prink خود نمایی کردن
puppydom خود نمایی
puppyhood خود نمایی
saber rattling قدرت نمایی
sanctified airs مقدس نمایی
sanctimoniousness مقدس نمایی
sanctimony مقدس نمایی
sandbar جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
seediness بد نمایی
shabbiness نخ نمایی
showiness خود نمایی
sightliness خوش نمایی
spectroscopic binary دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
spectroscopy طیف نمایی
spectroscopy بیناب نمایی
squalidity بد نمایی
Other Matches
squalidness بد نمایی
unimodal یک نمایی
tokenism نمونه نمایی
transparecy پشت نمایی
transparence پشت نمایی
verisimilitude راست نمایی
slow motion کند نمایی
stereoscopics برجسته نمایی
to prank out oneself خود نمایی کردن
woolliness پشم نمایی پرپشمی
to cut a dash خود نمایی کردن
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
cheneau [ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com