English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
aeropause منطقه جوی مرده
Other Matches
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
keb میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
dog cheap مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
damage area منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
run up area منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
leave area منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
polynia منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
skid row <idiom> منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
crossing area منطقه گذار منطقه پایاب
remoter خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote خارج از منطقه منطقه دورافتاده
kill area منطقه خطر منطقه تلفات
remotest خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
ranging تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
line crosser فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
launching area منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
islands منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
lifeless مرده
six feet under <idiom> مرده
exanimate مرده
his heart sank دل مرده شد
hearses مرده کش
low spirited دل مرده
low-spirited دل مرده
hearse مرده کش
in the dust مرده
extinct مرده
at rest مرده
defunct مرده
one man یک مرده
deceased مرده
dead مرده
one-man یک مرده
vapid مرده
cremations مرده سوزانی
non productive time زمان مرده
lyke wake پاسبانی مرده در شب
defunct مرده درگذشته
autopsy تشریح مرده
autopsies تشریح مرده
still born مرده بدنیاامده
death mask قیافه مرده
death masks قیافه مرده
inhumationist مرده خاک کن
saprophage مرده خوار
widower مرد زن مرده
widowers مرد زن مرده
swells موج مرده
murrain گوشت مرده
air slaked lime اهک مرده
reliquiae مرده ریگ
necrophagous مرده خور
necrophagous مرده خوار
necrophilia مرده گرایی
necrophobia مرده هراسی
necromania مرده پرستی
necropsy مرده نگری
swelled موج مرده
swell موج مرده
pah مرده شور
resurrectionist مرده دزد
slaked lime اهک مرده اهک مرده
time lag زمان مرده
time lags زمان مرده
resurrection man مرده دزد
necrolatry مرده پرستی
blate روح مرده
out of play توپ مرده
deadball توپ مرده
dead volume حجم مرده
dead soils خاکهای مرده
parted درگذشته مرده
stillbirths مرده زاد
morgue مرده خانه
morgues مرده خانه
dead as a doornail <idiom> کاملا مرده
deadness حالت مرده
death day سال مرده
death's head جمجمه مرده
living corpse مرده متحرک
playing dead مرده نمایی
down with him مرده باد
dull finish کالیبر مرده
dead time زمان مرده
death feigning مرده نمایی
dull finish رخده مرده
dead storage حجم مرده
dead storage گنجایش مرده
ground swell موج مرده
dead ball توپ مرده
dead as a d. بکلی مرده
idle turn کلاف مرده
dead load بار مرده
idle wire سیم مرده
cremation مرده سوزانی
stillbirth مرده زاد
dead band نوار مرده
dead rise فاصله مرده
death watch پاسبان مرده
exanimate دل مرده وبیروح
dead space فضای مرده
death mask ماسک صورت مرده
mortuary مرده شوی خانه
time lags فاصله زمانی مرده
mortuaries مرده شوی خانه
death masks ماسک صورت مرده
d. paleness رنگ ارام مرده
autopsy تشریح نسج مرده
autopsies تشریح نسج مرده
time lag فاصله زمانی مرده
cadaveric دارای رنگ مرده
dead-house مرده شوی خانه
necromimesis خود مرده انگاری
protoxlead سنگ مرده مرتک
cirerar yurn فرف خاکستر مرده
plague on it مرده شورش ببرد
inheritances مرده ریگ وراثت
still born مرده زاییده شده
inheritance مرده ریگ وراثت
eloge ستایش شخص مرده
Speak well of the dead . <proverb> پشت سر مرده بد نگو.
sequestrum قسمت بافت مرده
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
sloughy شبیه پوست مرده
back lash eliminator تعادل در مسیر مرده
balefire اتش مرده سوزانی
departed مرده درگذشته مرحوم
blast it مرده شورش را ببرد
he seems to have died ازقرارمعلوم مرده است
gralloch احشای گوزن مرده
funeral home مرده شوی خانه
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
air defense action area منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
pall تابوت محتوی مرده حائل
cadaverous دارای رنگ پریده و مرده
prosector تشریح کننده بدن مرده
heritage مرده ریگ سهم موروثی
To be crazy about agirl . کشته مرده دختری بودن
palled تابوت محتوی مرده حائل
palling تابوت محتوی مرده حائل
palls تابوت محتوی مرده حائل
deathy مرگ نما مرده وار
sciomantic غیبگو از روی سایه مرده
natimortality امار مرده زاییده شدگان
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
funeral pyre توده هیزم که مرده را روی ان میسوزانند
urns گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
ossuary فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
under hatches زیر عرشه دوراز نظر مرده
sciomacy غیب گویی از روی سایه مرده
crematory کورهای که لاشه مرده یااشغال را در ان می سوزانند
it is not true that he is dead اینکه میگویند مرده است حق ندارد
wraiths روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
wraith روح مرده کمی قبل یا پس از مرگ
urn گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
ossuary محل امانت گذاری استخوان مرده
f. pile or pyre توده هیزم که مرده راروی ان میسوزانند
necrotic دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
postmortem مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
zombiism اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
crematoria کورهای که لاشه مرده یا اشغال را دران می سوزانند
incinerators کورهای که اشغال یا لاشه مرده در ان سوزانده و خاکسترمیشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com