English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
Search result with all words
vital area منطقه حیاتی پدافند هوایی
Other Matches
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
air defense action area منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
vital area منطقه حیاتی
life zone منطقه حیاتی
sensitive حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
air defense commander فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
air defense sector منطقه ماموریت پدافند هوایی
area air defense commander فرمانده منطقه پدافند هوایی
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
combat essential اقلام رزمی حیاتی حیاتی در رزم
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
critical facility تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
defense zone منطقه پدافند
forward defense area منطقه پدافند جلو
defended area منطقه پدافند شده
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
damage area منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
control area منطقه کنترل هوایی
landing zone منطقه نشست هوایی
control zone منطقه کنترل هوایی
air area operations عملیات منطقه هوایی
airspace منطقه عمل هوایی
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
run up area منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
airspace warning area منطقه اعلام خطر هوایی
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
leave area منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
polynia منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
sweep تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
covertrace منطقه عمومی پوشش شناسایی هوایی
sortie plot شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
aerospace فضای هوایی بالای منطقه عملیات
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
skid row <idiom> منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
imagery pack بسته حاوی عکسهای هوایی یک منطقه مشخص
zippers گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
advisory area منطقه پوشش اطلاعات عبور ومرور هوایی
zipper گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
target cap گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
remotest خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remoter خارج از منطقه منطقه دورافتاده
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
crossing area منطقه گذار منطقه پایاب
kill area منطقه خطر منطقه تلفات
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
ranging تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
line crosser فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
biotic حیاتی
of vital importance حیاتی
vital حیاتی
essentials حیاتی
essential حیاتی
vital <adj.> حیاتی
substantive [essential] <adj.> حیاتی
quintessential <adj.> حیاتی
major <adj.> حیاتی
inevitable <adj.> حیاتی
triphibian سه حیاتی
unalterable <adj.> حیاتی
unalienable <adj.> حیاتی
indispensable <adj.> حیاتی
essential <adj.> حیاتی
absolute <adj.> حیاتی
triphibious سه حیاتی
inalienable <adj.> حیاتی
stamina نیروی حیاتی
vital statistics امارهای حیاتی
critical intelligence اطلاعات حیاتی
lebensraum فضای حیاتی
vital capacity گنجایش حیاتی
vital statistics امار حیاتی
lifeblood خون حیاتی
lifeblood نیروی حیاتی
homeostasis تعادل حیاتی
vitality نیروی حیاتی
elanvital نشاط حیاتی
elanvital نیروی حیاتی
essential supply اماد حیاتی
oeuvre کار حیاتی
vital force نیروی حیاتی
critical حیاتی بحرانی
vital necessity ضرورت حیاتی
vitalism حیاتی نگری
vital interest مصلحت حیاتی
vital capacity فرفیت حیاتی
vital index شاخص حیاتی
vital ground زمین حیاتی
biocatalyst کاتالیزورهای حیاتی
urgent priority تقدم حیاتی
biogeography جغرافیای حیاتی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
launching area منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
emergencies غیر منتظره حیاتی
biogeographic مربوط به جغرافیای حیاتی
keyitem اقلام ضروری و حیاتی
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
vivacity نشاط نیروی حیاتی
critical materials اقلام حیاتی و مهم
emergency غیر منتظره حیاتی
vitals اعضای حیاتی و موثربدن
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
urgency of need حیاتی بودن احتیاج به اماد
mission essential حیاتی از نظر انجام ماموریت
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
essential item list فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
suspended animation وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
diastase دیاستاز واسطه پدیده های حیاتی
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
life cycle مدارج ومراحل مختلف حیاتی انسان وجانوران
capital قابل مجازات مرگ دارای اهمیت حیاتی
anticatalyst مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
flak گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
air defense readiness وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
parabiosis برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
mastered نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
estrogen ماده که بطورطبیعی درگیاهان وجوددارد ودارای اثرات حیاتی مشابه است
plastogene اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
master نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
masters نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
area of operational interest منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
splashing ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air surface zone منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
privilege ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
anti aircraft پدافند هوایی
anti aircraft defense پدافند ضد هوایی
air defense پدافند هوایی
vital statistics امار زاد و ولد و مرگ و میر امار حیاتی
biochemists متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
biochemist متخصص شیمی حیاتی والی ویژه گر زیست شیمی
active air defense پدافند عامل هوایی
air defense artillery توپخانه پدافند هوایی
air defense command فرماندهی پدافند هوایی
integrated defense پدافند هوایی توام
air defense element عنصر پدافند هوایی
flak توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery توپخانه پدافند هوایی
air defense ship ناو مخصوص پدافند هوایی
sector commander فرمانده ناحیه پدافند هوایی
rules of engagement روشهای درگیری پدافند هوایی
biochemical مربوط به شیمی حیاتی یازیست شیمی
air defense direction center مرکز هدایت اتش پدافند هوایی
faker هواپیمای تمرینی درتیراندازی پدافند هوایی
weapons hold فرمان اتش قطع در پدافند هوایی
splashed در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
air defense artillery controller مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
missile master دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
parroted وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroting وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrots وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
filter center مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
parrot وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
flad suppression تیر ممانعتی روی جنگ افزارهای پدافند هوایی
battery integration end radar display وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
critical item اقلام حیاتی اقلام مهم
fire unit یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
mauler نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
belted منطقه
shingles منطقه
belts منطقه
sector منطقه
belt منطقه
sectors منطقه
zones منطقه
area منطقه
areas منطقه
regional <adj.> منطقه ای
local <adj.> منطقه ای
territory منطقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com