Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
waterscape
منظره اب دریا
Search result with all words
seascape
منظره هوایی دریا
seascapes
منظره هوایی دریا
sea piece
نقاشی منظره دریا
Other Matches
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
neap tide
کشندکمینه اب دریا حداقل جذر ومد نهایی اب دریا
isovelocity
نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
mean sea level
سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
holding anchorage
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
viewing
منظره
views
منظره
view
منظره
scene
منظره
viewed
منظره
pictures
منظره
picturing
منظره
vision
منظره
spectacles
منظره
viewless
بی منظره
spectacle
منظره
pictured
منظره
picture
منظره
prospects
منظره
scenery
منظره
perspective
منظره
perspectives
منظره
prospect
منظره
prospected
منظره
prospecting
منظره
visions
منظره
scenes
منظره
gig lamps
منظره
field of view
منظره
view
منظره
panorama
منظره
panoramas
منظره
landscaping
منظره طبیعی
bird's eye
منظره هوایی
landscaping
دورنما منظره
objecting
موضوع منظره
objects
موضوع منظره
objected
موضوع منظره
nocturnes
نقاشی از منظره شب
sightliness
منظره دار
sight
نظر منظره
sights
نظر منظره
to sight land
دیدن منظره
exploded view
منظره بریده
indirect objects
موضوع منظره
object
موضوع منظره
landscapes
منظره طبیعی
landscapes
دورنما منظره
landscaped
منظره طبیعی
landscape painting
منظره سازی
seascapes
منظره دریایی
seascape
منظره دریایی
direct objects
موضوع منظره
nocturne
نقاشی از منظره شب
landscape paiting
منظره سازی
landscaped
دورنما منظره
landscape
منظره طبیعی
outside view
منظره خارجی
landscape
دورنما منظره
scenograph
منظره نقاشی شده
sight
منظره دستگاه سایت
foreground
منظره جلو عکس
sights
منظره دستگاه سایت
panorama
منظره باز ووسیع
panoramas
منظره باز ووسیع
panoramic view
منظره پهنه نما
outlook
منظره چشم داشت
shots
منظره فیلمبرداری شده
picturesque
بدیع خوش منظره
moonscape
منظره سطح ماه
blur
منظره مه الود لک کردن
blurred
منظره مه الود لک کردن
blurring
منظره مه الود لک کردن
blurs
منظره مه الود لک کردن
shot
منظره فیلمبرداری شده
he wondered at the sight
ازدیدن ان منظره تعجب کرد
grainer
نقاش منظره ها و پردههای نمایش
She was fascinated by the view.
غرق تماشای منظره بود
The sight sent cold shiners down my back .
آن منظره تمام بدنم رالرزاند
prose idyl
شرح منظره یا رویدادی اززندگی به نثر
spectaculars
منظره دیدنی نمایش غیر عادی
spectacular
منظره دیدنی نمایش غیر عادی
exploded view
منظره شکافته شده مدل بریده
phantasmagoria
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagorias
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
vistas
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
program music
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
vista
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
panoramic
دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
meerscham
کف دریا
sea
دریا
seas
دریا
sea bed
کف دریا
saltwater
اب دریا
seabed
کف دریا
high tide
مد دریا
ground
کف دریا
on the sea
دریا
meerschaum
کف دریا
lough
اب دریا
holm
دریا
sea foam
کف دریا
cuttlebone
کف دریا
cuttle bone
کف دریا
asea
در دریا
asea
به دریا
at sea
در دریا
bree
دریا
benthos
ته دریا
acajou
دریا
sea froth
کف دریا
sepiolite
کف دریا
the wave
دریا
high water line
خط مد دریا
high water
مد دریا
sea foam
کف آب دریا
ocean foam
کف آب دریا
beach foam
کف آب دریا
d.j.'s locker
ته دریا
overboard
در دریا
channeled
دریا
waterscape
اب دریا
high tides
مد دریا
merest
دریا
the deep
دریا
flood
رو د دریا
floods
رو د دریا
the blue
دریا
flooded
رو د دریا
main
دریا
spume
کف آب دریا
channelled
دریا
channel
دریا
mere
دریا
channels
دریا
channeling
دریا
thalassophobia
دریا هراسی
shipman
دریا نورد
adventure
دل به دریا زدن
shipper
دریا نورد
risk
دل به دریا زدن
seaworthy
اماده دریا
seagoing
دریا پیما
holding ground
گیرایی کف دریا
seagoing
دریا نورد
seapuss
گرداب دریا
seaward
بسوی دریا
heave of the sea
زورخیزاب دریا
seaway
دریا راه
upcountry
دور از دریا
by sea
ازراه دریا
by water
از راه دریا
chlorinity
غلظت اب دریا
the waves of the sea
خیزابهای دریا
the waves of the sea
امواج دریا
davy jones
جنی دریا
sea board
کناره دریا
the sea was lulled
دریا ساکت شد
two star
دریا دار
the lid of a kettle
دریا سر کتلی
dead in the water
متوقف در دریا
deep-sea
ژرف دریا
datum level
سطح اب دریا
seagoer
دریا نورد
transmarine
فرا دریا
mal de mer
ناخوشی دریا
maldemer
ناخوشی دریا
poseidon
خدای دریا
seahorse
اسب دریا
seahorses
اسب دریا
sailer
دریا نورد
cog in the machine
<idiom>
قطرهای از دریا
sea anchor
لنگر دریا
surface-to-air
دریا به هوا
sea bed
بستر دریا
sea born
زاده دریا
sea coast
کرانه دریا
sea coast
ساحل دریا
sea cock
شیر دریا
sea duty
خدمت دریا
sea girt
دریا بست
sea state
حالت دریا
sea purse
گرداب دریا
sea shore
کرانه دریا
pelagic
ساکن دریا
seabirds
مرغ دریا
man overboard
ادم به دریا
marine transgression
پیشروی دریا
seabird
مرغ دریا
marooner
دریا زن غارتگر
seagirt
محاط دریا
seafolk
دریا نوردان
seacraft
دریا نوردی
seacoast
دریا کنار
naval aviation
هوا دریا
ocean bound
رهشپار دریا
seacoast
ساحل دریا
seaborne
دریا برد
on shore winds
دریا باد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com