English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
outside view منظره خارجی
Other Matches
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
view منظره
scene منظره
scenery منظره
viewed منظره
scenes منظره
views منظره
viewing منظره
visions منظره
prospected منظره
prospecting منظره
prospects منظره
picture منظره
pictured منظره
pictures منظره
picturing منظره
spectacles منظره
spectacle منظره
field of view منظره
panoramas منظره
panorama منظره
viewless بی منظره
vision منظره
prospect منظره
gig lamps منظره
perspectives منظره
perspective منظره
view منظره
landscapes منظره طبیعی
waterscape منظره اب دریا
landscaping دورنما منظره
landscape paiting منظره سازی
sightliness منظره دار
landscapes دورنما منظره
landscaped منظره طبیعی
to sight land دیدن منظره
landscaped دورنما منظره
landscape منظره طبیعی
landscaping منظره طبیعی
sight نظر منظره
sights نظر منظره
nocturne نقاشی از منظره شب
landscape دورنما منظره
objected موضوع منظره
objecting موضوع منظره
objects موضوع منظره
seascape منظره دریایی
seascapes منظره دریایی
landscape painting منظره سازی
bird's eye منظره هوایی
object موضوع منظره
nocturnes نقاشی از منظره شب
indirect objects موضوع منظره
direct objects موضوع منظره
exploded view منظره بریده
picturesque بدیع خوش منظره
blur منظره مه الود لک کردن
sights منظره دستگاه سایت
blurred منظره مه الود لک کردن
sight منظره دستگاه سایت
seascapes منظره هوایی دریا
blurring منظره مه الود لک کردن
blurs منظره مه الود لک کردن
seascape منظره هوایی دریا
sea piece نقاشی منظره دریا
scenograph منظره نقاشی شده
panoramas منظره باز ووسیع
panorama منظره باز ووسیع
outlook منظره چشم داشت
panoramic view منظره پهنه نما
moonscape منظره سطح ماه
foreground منظره جلو عکس
shot منظره فیلمبرداری شده
shots منظره فیلمبرداری شده
The sight sent cold shiners down my back . آن منظره تمام بدنم رالرزاند
She was fascinated by the view. غرق تماشای منظره بود
grainer نقاش منظره ها و پردههای نمایش
he wondered at the sight ازدیدن ان منظره تعجب کرد
spectaculars منظره دیدنی نمایش غیر عادی
exploded view منظره شکافته شده مدل بریده
prose idyl شرح منظره یا رویدادی اززندگی به نثر
spectacular منظره دیدنی نمایش غیر عادی
phantasmagoria منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagorias منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
vista منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
panoramic دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
vistas منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
picture window پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
externals خارجی
extern خارجی
gringos خارجی
outward خارجی
outer خارجی
exteriors خارجی
foreign خارجی
outboard خارجی
oversea خارجی
exterior خارجی
extraneous خارجی
exoteric خارجی
exosphere خارجی
exogenous خارجی
gringo خارجی
exotic خارجی
international line خط خارجی
abextra خارجی
outside خارجی
peripheral خارجی
outsiders خارجی
outsider خارجی
aliens خارجی
alien خارجی
outsides خارجی
extras خارجی
extra- خارجی
extra خارجی
external خارجی
faces نمای خارجی
face نمای خارجی
foreign trade تجارت خارجی
foreign trade بازرگانی خارجی
concrete object عین خارجی
foreign reserves ذخائر خارجی
foreign currency ارز خارجی
foreign deposit سپرده خارجی
ectoparasite انگل خارجی
foreign law حقوق خارجی
foreign loan وام خارجی
foreign particle جسم خارجی
foreign policy سیاست خارجی
imbody صورت خارجی
external symbol علامت خارجی
acrotic بیرونی خارجی
actine قسمت خارجی
negative externalities زیانهای خارجی
adventitious خارجی الحاقی
alien enemy دشمن خارجی
load curve خم بار خارجی
external transaction معاملات خارجی
angle of emergence زاویه خارجی
arris زاویه خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
immission انتشار خارجی
external thread دنده خارجی
foreign currencies پولهای خارجی
external reference ارجاع خارجی
external interrupt وقفه خارجی
exteroceptive محرک خارجی
external sort جورکردن خارجی
external force نیروی خارجی
external docuhentation مستندات خارجی
external delay تاخیر خارجی
external cost هزینه خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external label برچسب خارجی
external load بار خارجی
externalization خارجی کردن
external security امنیت خارجی
externalities اثرات خارجی
externalities پی امدهای خارجی
external reference مرجع خارجی
external pressure فشار خارجی
external operation عملیات خارجی
external menory حافظه خارجی
external memory حافظه خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
external storage حافظه خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
foreign aid کمک خارجی
external variable متغیر خارجی
foreign bill برات خارجی
external store انباره خارجی
external storage انباره خارجی
extrinsic factor عامل خارجی
external combustion احتراق خارجی
external circuit مدار خارجی
external benefits فواید خارجی
external armature ارمیچر خارجی
extrinsic بیرونی خارجی
exterior varnish لاک خارجی
exterior varnish جلای خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
facade نمای خارجی
externalizing خارجی کردن
overseas trade معاملات خارجی
overseas agent نماینده خارجی
externalizes خارجی کردن
outwork سنگر خارجی
outward opening دهانه خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com