English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
systaltic منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
Other Matches
retractive منقبض شونده جمع کننده
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
alternate متناوب کردن متناوب بودن
alternates متناوب کردن متناوب بودن
alternated متناوب کردن متناوب بودن
latch hooks طرح قفل قلاب شکل [این طرح با لبه مثلثی شکل و یا مربع شکل بصورت ردیف های موازی و متناوب هم جهت، در حاشیه فرش های روستائی و ترکمنی بکار می رود.]
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitated غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitate غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
crimpy منقبض
contracted منقبض شده
scrunches منقبض کردن
constricting منقبض کردن
contractive منقبض کننده
condenser منقبض کننده
scrunching منقبض کردن
astrictive منقبض کننده
retract منقبض کردن
retracted منقبض کردن
retracting منقبض کردن
retracts منقبض کردن
shrug منقبض کردن
shrugged منقبض کردن
shrugging منقبض کردن
scrunched منقبض کردن
scrunch منقبض کردن
retractive منقبض کننده
twitch grass منقبض شدن
constrict منقبض کردن
contract منقبض کردن
contract منقبض شدن
retractor منقبض کننده
constricted منقبض کردن
hard set منقبض شده
constricts منقبض کردن
incodensable منقبض نشدنی
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
twitches منقبض شدن کشش
depressor عضلهای که منقبض شود
twitch منقبض شدن کشش
twitched منقبض شدن کشش
twitching منقبض شدن کشش
shrink منقبض شدن عقب کشیدن
shrinks منقبض شدن عقب کشیدن
shrinking منقبض شدن عقب کشیدن
contract منقبض شدن مخفف کردن
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
condensability قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
intermittent متناوب
spotty متناوب
altern متناوب
intremittent متناوب
continual متناوب
intermissive متناوب
interrupted متناوب
periodic متناوب
alternating متناوب
staggering متناوب تردیدداشتن
alternating copolymer همبسپار متناوب
alternative reinforcement تقویت متناوب
staggers متناوب تردیدداشتن
interval exercises تمرینهای متناوب
stagger متناوب تردیدداشتن
alternates تعویض متناوب
off and on بطور متناوب
alternated تعویض متناوب
periodic duty کار متناوب
alternate تعویض متناوب
relief interval استراحت متناوب
spasmodic efforts کوشش متناوب
work interval کار متناوب
intermitter متناوب کننده
intermittent reception موجگیری متناوب
intermittent error خطای متناوب
fluctuating load بار متناوب
alternating load بار متناوب
alternating field میدان متناوب
jerky تشنجی متناوب
pealed طنین متناوب
pealing طنین متناوب
peals طنین متناوب
alternating arc قوس متناوب
alternating perspective نمای متناوب
alternating quantity کمیت متناوب
peal طنین متناوب
keying قطع متناوب
gating قطع متناوب
differential compaction تراکم متناوب
intermittent current جریان متناوب
alternative current جریان متناوب
alternating stress تنش متناوب
alternate track شیار متناوب
alternators متناوب ساز
alternator متناوب ساز
flowed حرکت متناوب
flows حرکت متناوب
interchanged متناوب ساختن
interchanges متناوب ساختن
intermittently بطور متناوب
interchange متناوب ساختن
periodic متناوب پریودیک
alternating current جریان متناوب
flow حرکت متناوب
AC برق متناوب
interchanging متناوب ساختن
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
forced alternating current جریان متناوب فشرده
industrial alternating current جریان متناوب صنعتی
alternating current motor موتور جریان متناوب
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
load reversal دوره بارگذاری متناوب
alternating current magnet مغناطیس جریان متناوب
alternating current instrument سنجه جریان متناوب
alternating current generator مولد جریان متناوب
alternating current circuit مدار جریان متناوب
alternates یک درمیان امدن متناوب
intermittent rating کار اسمی متناوب
three phase alternating current جریان متناوب سه فازه
single phase alternating current جریان متناوب یک فازه
reciprocating دارای حرکت متناوب
free alternating current جریان متناوب هرز
rectification of an alternating current یکسوکنندگی جریان متناوب
magnitude of alternating current دامنه جریان متناوب
variations نوسان متناوب پراکندگی
variation نوسان متناوب پراکندگی
power of alternating current توان جریان متناوب
alternator مولد جریان متناوب
diagonal flow compressor کمپرسور با جریان متناوب
alternators مولد جریان متناوب
alternators دینام جریان متناوب
alternated یک درمیان امدن متناوب
alternate یک درمیان امدن متناوب
implusive discharge تخلیه غیر متناوب
alternator دینام جریان متناوب
alternating axis of symmerty محور تقارن متناوب
intermittent rain بارش متناوب باران
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
high frequency alternating current جریان متناوب فرکانس بالا
multiphase alternating current جریان متناوب چند فازه
magneto bell زنگ اخبار جریان متناوب
impedance مقاومت جریان متناوب امپدانس
welding altrnator مولد جوش جریان متناوب
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
synchronous alternator مولد جریان متناوب سنکرون
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
alternator دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternators دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
torose استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
initial alternating short circuit curren جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
impedance مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
interlaminate در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
clock دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
inter laminate [در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
clocks دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
inverter وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
pomegrenate design طرح گل اناری [این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
condenses منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condensing منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condenses منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
condense منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
condense منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condensing منقبض کردن مختصرومفیدکردن خلاصه کردن
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
capacitor start induction motor موتور متناوب که رتور ان توسط ولتاژ القاء شده از سیم پیچ میدان تحریک میشود
contract کنترات کردن منقبض کردن
condensate تغلیظ شده منقبض شده
shrunken جمع شدن منقبض شدن
deliquescent اب شونده
folding تا شونده
step down کم شونده
squashy له شونده
diminishing کم شونده
vimineous خم شونده
satelloid ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
interviewee مصاحبه شونده
inhibitor مانع شونده
fly table میز تا شونده
gelable ژلاتینی شونده
gray سفید شونده
fusible ذوب شونده
foldaway کوچک شونده
frondescent برگ شونده
depreciable مستهلک شونده
riser بلند شونده
inhibiter مانع شونده
ingressive داخل شونده
hardenable سخت شونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com