Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
know nothing
منکر وجود خدا
Search result with all words
agnostic
عرفای منکر وجود خدا
agnostics
عرفای منکر وجود خدا
Other Matches
dissenter
منکر
unknown
منکر
repudiator
منکر
repudiationist
منکر
unknowns
منکر
evil
منکر
evils
منکر
denier
منکر
dissenters
منکر
repudiates
منکر شدن
sublate
منکر شدن
atheist
منکر خدا
to put back
منکر شدن
immaterialist
منکر ماده
repugn
منکر شدن
controvert
منکر شدن
repudiate
منکر شدن
repudiating
منکر شدن
antitheist
منکر هستی خدا
nihilist
منکر همه چیز
disclaim
منکر ادعایی شدن
disclaimed
منکر ادعایی شدن
disclaims
منکر ادعایی شدن
disclaiming
منکر ادعایی شدن
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
neer do well or well
پی وجود
existences
وجود
entity
وجود
entities
وجود
despite
با وجود
in spite
با وجود
individuation
وجود
existence
وجود
personality
وجود
personalities
وجود
In spite of . Despite . Notwithstanding .
با وجود
being
وجود
presence
وجود
pantheist
معتقدبوحدت وجود
exists
وجود داشتن
existed
وجود داشتن
exist
وجود داشتن
drink hail
گوارای وجود
to be there
وجود داشتن
none the less
با وجود این
universe
عالم وجود
pre existence
تقدم وجود
preexistence
تقدم وجود
begetter
وجود اور
from the bottom of one's heart
<idiom>
از اعماق وجود
non ego
غیر وجود
d. constitution
وجود نازک
essence
وجود ماهیت
system
اصول وجود
d. of constitution
نازکی وجود
self assertiveness
ابراز وجود
in spite of that
با وجود این
Despite the fact that…
با وجود اینکه
regardless
با وجود علیرغم
individuality
وجود فردی
persons
وجود ذات
person
وجود ذات
be
وجود داشتن
realities
اصالت وجود
fact
وجود مسلم
facts
وجود مسلم
reality
اصالت وجود
qualities
وجود خصوصیت
quality
وجود خصوصیت
body and soul
<idiom>
با تمام وجود
viruses
وجود دارد
nonetheless
بااین وجود
virus
وجود دارد
systems
اصول وجود
cosmologies
نظام عالم وجود
for all that
با وجود همه اینها
nevertheless
با این وجود علیرغم
hematuria
وجود خون در ادرار
cosmology
نظام عالم وجود
hemoglobinuria
وجود هموگلوبین درادرار
pantheism
ایین وحدت وجود
animalization
وجود مواد حیوانی
in the face of such odds
با وجود این تفاوت
and there an end.
و پایان وجود دارد.
atheism
انکار وجود خدا
objectives
دارای وجود خارجی
objective
دارای وجود خارجی
hydrometeor
وجود بخاراب در هوا
cosmos
نظام عالم وجود
begetting
سبب وجود شدن
preexistent
دارای تقدم در وجود
begets
سبب وجود شدن
beget
سبب وجود شدن
oxaluria
وجود جوهر ترشک
preexist
قبلا وجود داشتن
numen
وجود الهی خدا
neer do well or well
ادم بی وجود یا بی خاصیت
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
reacts
تغییر به علت وجود یک ماده
She was a fine woman ( person ) .
وجود بسیار نازنینی بود
There is a mountain of difficulties .
کوهی از مشکلات وجود دارد
water exists in three phases
اب درسه نمود وجود دارد
warehouse refusal
اعلام عدم وجود درانبار
cosmogonic
وابسته به خلقت عالم وجود
trichotomy
تقسیم وجود انسان به سه قسمت
fetch
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
fetched
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
fetches
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد
phosphaturia
وجود فوسفات زیاد در پیشاب
pantheism
همه خدایی وحدت وجود
groove
[فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
converged
تقارب خطوط وجود تشابه
reacting
تغییر به علت وجود یک ماده
converge
تقارب خطوط وجود تشابه
reacted
تغییر به علت وجود یک ماده
converges
تقارب خطوط وجود تشابه
I love her with my whole being .
با تمام وجود دوستش دارم
give someone a good run for her money
<idiom>
رقابت شدید به وجود آوردن
put one's foot down
<idiom>
با تمام وجود اعتراض کردن
converging
تقارب خطوط وجود تشابه
Is there electricity?
آیا برق وجود دارد؟
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
Is there a television?
آیا تلویزیون وجود دارد؟
react
تغییر به علت وجود یک ماده
objectiveness
با داشتن وجود خارجی بطورواقعی یاخارجی
There's no reason for concern.
دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
There is no such number.
همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
radiological survey
بررسی میزان وجود تشعشع اتمی
There is nothing to worry about.
دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
Such a thing does not exist at all .
چنین چیزی اصلا" وجود ندارد
To put ones heart and soul into a job .
باتمام وجود کاری را انجام دادن
Is there air conditioning?
آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
unitarianism
وحدت گرایی اعتقاد بوحدت وجود
syupersubstantial
مافق وجود یا جوهر مادی روحی
substantialize
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
to not be
[any]
the wiser
<idiom>
ملتفت نشدن
[با وجود نشانه ها و توضیحات]
There's an exception to every rule.
برای هر قانونی استثنائی وجود دارد.
You are needed . They need you .
وجود شما مورد نیاز است
cosmologist
دانشمند ومحقق درعلم عالم وجود
logos
اصل یا منشاء عقل عالم وجود
androgyny
وجود دو حالت زنانگی ومردانگی توام
Is there heating?
آیا سیستم حرارتی وجود دارد؟
lactosuria
وجود ماده قندی شیر درپیشاب
homogamy
وجود گلبرگهای مشابه ومتجانس در گیاه
factionalism
اعتقاد به لزوم وجود احزاب سیاسی
in nature
همه جا دارای وجود خارجی یا طبیعی
albinism
عدم وجود رنگ دانه در بدن
There is one physician for every 260 inhabitants.
برای هر ۲۶۰ ساکن یک پزشک وجود دارد.
She loves him in spite lf sll his faults .
با وجود تمام عیبهایش اورا دوست دارد
transient
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transients
آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
There is no reason to do something
دلیلی وجود ندارد که کاری انجام شود.
Ah, what the heck!
اه مهم نیست!
[اه با وجود این کار را میکنم!]
However hard he tried ...
با این وجود که او
[مرد]
سخت تلاش کرد ...
Inquietude
حس آشوبی که از وجود آسایش و سکون به دست می آید.
There's no danger of that happening again.
خطری وجود ندارد که آن دوباره اتفاق بیافته.
There are not many amusements in this town.
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
xanthoma
وجود لکههای زرد غیرمنظم در زیر پوست
anthropopathism
اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
resident
ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
dualism
وجود دو موقعیت یاپدیده متضاد در کنار یکدیگر
Racial prejudice prevails in some countries.
دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
Where theres will theres a way .
<proverb>
تا وقتى خواسته اى هست ,راهى هم وجود دارد .
cosmogony
خلقت وپیدایش عالم وجود کیهان شناسی
residents
ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
windage
تنظیم حرکت تفنگ درهدفگیری هنگام وجود بادعرضی
There are ine milion book (volumes)in this library.
دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
deque
یک صف دو سر که امکان درج و حذف را در هر دو انتهای لیست به وجود می اوردردیف
The chances of a soloution are bleak.
احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
Trinity
سه گانگی
[معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد]
[تثلیث]
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
addressing
دستیابی سریع به داده به علت وجود آن در فیلد آدرس
There is more to it than meets the eye.
ارزش
[و یا حقایق]
پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
non striker
توپزنی که با وجود ایستادن جلو میله ضربه نمیزند
reticle
تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
There is no pleasure without pain .
<proverb>
هیچ کامیابى و لذتى بدون درد ورنج وجود ندارد .
crevice corrosion
خوردگی ناشی از وجود ترک مویی یا درز در ساختمان یک قطعه
laid paper
کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
windage
تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
move of pattern
[وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
double coincidence of wants
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
notations
قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
notation
قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
standard
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standards
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
main
ورود به کاتالوگ که در آن اطلاعات مهم درباره موضوع وجود دارد
I don't think there's any question about it.
من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد.
It is all over between them . They are thru with each other .
بین آنها چیزی باقی نمانده ( را بطه یا تماسی وجود ندارد )
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
escarpments
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpment
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
Where the carcass is there the ravens will collect together.
<proverb>
هر کجا لاشه اى وجود دارد آنجا لاشخورها دور هم جمع مى شوند.
Berlin
کالسکهی چهارچرخهای که در عقب آن رکابی برای ایستادن یک مستخدم وجود دارد
Dialer
امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
There are many difference between Persian and English .
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
spoons
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
to reinvent the wheel
<idiom>
هدر مقدار زیادی از زمان و یا تلاش در ساختن چیزی که قبلا وجود داشته.
select
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com