English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
hot press منگنه ماشین اهار
Other Matches
stamper ماشین منگنه
punch card machine ماشین کارت منگنه
stamp mill ماشین پرس یا منگنه
flexowriter علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
starches اهار
starch اهار
unstarched بی اهار
amylaceous f. اهار
prehend اهار
size اهار زدن
mercerizing اهار زدن
hot press اهار زدن
dressing اهار زنی
dressings اهار زنی
sizes اهار زدن
stiffened سخت کردن اهار زدن
dress اهار زدن مستقیم کردن
stiffens سخت کردن اهار زدن
stiffen سخت کردن اهار زدن
dresses اهار زدن مستقیم کردن
dressing and straightening machine دستگاه اهار زنی و مستقیم کنی
stiffening اهار یا چیز دیگری که برای سفت کردن چیزها بکارمیبرند
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
nippers منگنه
punched منگنه
nipper منگنه
screw press منگنه
fringe منگنه
punches منگنه
rollers منگنه
roller منگنه
fringes منگنه
moulding press منگنه
nips منگنه
stapler منگنه
press vice منگنه
nip منگنه
punch منگنه
nipped منگنه
punchist منگنه زن
keypunch operator منگنه زن
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
draw punch منگنه کششی
double punch منگنه مضاعف
compressor منگنه کمپرسور
keypunching منگنه زنی
multiple punch منگنه چندگانه
drop forge منگنه زدن
punch card برگ منگنه
keypunch منگنه زدن
hole punching منگنه کاری
hollow punch سمبه منگنه
compressors منگنه کمپرسور
punching منگنه کاری
punching منگنه زنی
hydrostatic press منگنه ابی
imperforate منگنه نشده
tape punch نوار منگنه کن
gang punch منگنه گروهی
lever punch منگنه اهرمی
keypunch منگنه کلیدی
blank منگنه کردن
hollow out منگنه کردن
numeric punch منگنه عددی
copying press منگنه سوادبرداری
control punch منگنه کنترلی
staple سوزن منگنه
perforates منگنه کردن
punch position محل منگنه
blankest منگنه کردن
punch press پرس منگنه
perforate منگنه کردن
punched card کارت منگنه
punched hole سوراخ منگنه
card punch کارت منگنه کن
center punch مرکز منگنه
reproducting punch منگنه تجدیدشده
punching machine دستگاه منگنه
puncher منگنه کننده
digit punch منگنه رقمی
die قالب منگنه
punch card کارت منگنه
perforating منگنه کردن
punch position موضع منگنه
blanck cutting دستگاه منگنه
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
card punch دستگاه کارت منگنه
stamp منگنه کردن تمبرزدن
punched tape نوار منگنه شده
automatic punching machine دستگاه منگنه خودکار
chadless punch منگنه بی خرده کاغذ
keypunch operator متصدی منگنه زنی
paper tape punch منگنه نوار کاغذی
punching die حدیده منگنه کاری
punch paper tape نوار کاغذی منگنه
punching tool پرس منگنه کاری
printing punch منگنه کن با قابلیت چاپ
stamps منگنه کردن تمبرزدن
punch plier انبر منگنه کاری
overpunch روی هم منگنه کردن
paper tape punch منگنه کن نوار کاغذی
hot quenching منگنه کاری داغ
gang punch منگنه دسته جمعی
punched card کارت منگنه شده
punch room اطاق منگنه زنی
edge punched card کارت لب منگنه شده
twelve punch منگنه سطر دوازدهم
reproducting punch منگنه تولید شده
punched paper tape نوار کاغذی منگنه شده
fuller منگنه شیاردار قالب گیری
rams دژکوب پیستون منگنه ابی
smashes بشدت زدن منگنه کردن
smash بشدت زدن منگنه کردن
ram دژکوب پیستون منگنه ابی
rammed دژکوب پیستون منگنه ابی
double ended machine دستگاه برشکاری و منگنه کاری
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
letterpress منگنه مسوده کاغذهای کپیه پرس نامه
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
flan تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flans تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
hard sectored دیسک لرزانی که در ان سوراخهایی به منظور تعیین حدود هر قطاع یا بخش تعبیه و منگنه شده است
Jacquard loom ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
punch منگنه کردن سوراخ کردن
punched منگنه کردن سوراخ کردن
punches منگنه کردن سوراخ کردن
runners ماشین چی
runner ماشین چی
motor- ماشین
automatons ماشین
plants ماشین
motored ماشین
pressmen ماشین چی
gins ماشین
gin ماشین
plant ماشین
machanist ماشین چی
automaton ماشین
motors ماشین
motor ماشین
wheel رل ماشین
mill ماشین
mills ماشین
apparatus ماشین
freeze-up ماشین
machine ماشین
engine ماشین
mechanism ماشین
mechanisms ماشین
wheeling رل ماشین
pressman ماشین چی
wheels رل ماشین
machines ماشین
machined ماشین
ditcher ماشین نهر کن
knitting machine ماشین کش بافی
object machine ماشین مقصود
knitting machines ماشین کش بافی
dish washer ماشین طرفشویی
commutating machine ماشین جابجاگری
donkey engine ماشین بخارکوچک
machinist's mate ماشین کار
machinelike ماشین وار
machine word کلمه ماشین
machine time وقت ماشین
adder ماشین جمع
adders ماشین جمع
dry dredger ماشین حفار
machinist's mate ماشین ساز
metal cutting tool ماشین ابزار
belt pully فلکه ماشین
mimeograph ماشین تکثیر
milling machine ماشین فرز
automobile ماشین خودرو
millwright ماشین ساز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com