English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (26 milliseconds)
English Persian
knot منگوله دار کردن گره دریایی
knots منگوله دار کردن گره دریایی
Other Matches
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
tag منگوله
tags منگوله
tufts منگوله
tassels منگوله
bob منگوله
bobs منگوله
tassel منگوله
bobbing منگوله
pompon منگوله
tuft منگوله
calamanco قره منگوله
tassels منگوله زدن به
knotted منگوله دار
tassel منگوله زدن به
braid [fringe] ریشه سر فرش [منگوله]
fezzes کلاه قرمز منگوله دار فس
fez کلاه قرمز منگوله دار فس
pompon انواع گل داودی منگوله نما
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
tossle منگوله [در این حالت دسته ای از نخ ها جهت تزئین فرش یا خورجین و زین اسب بکار می روند.]
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
pirating دزدی دریایی کردن
pirate دزدی دریایی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
sea bathing ابتنی دریایی کردن
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
sail سفر دریایی رااغاز کردن
sailings سفر دریایی رااغاز کردن
sailed سفر دریایی رااغاز کردن
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
rove اواره شدن راهزنی دریایی کردن
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
roved اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roves اواره شدن راهزنی دریایی کردن
porpoise خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoises خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
tam o' shanter کلاه منگوله دار یا دکمه دار
maritime aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
fringe [braid] ریشه فرش یا منگوله [که بصورت مختلف بافته شده تا از شل شدن و باز شدن انتهای فرش جلوگیری شود.]
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
pelagian دریایی
salty دریایی
sharks سگ دریایی
shark سگ دریایی
sea pier سد دریایی
marine دریایی
saltier دریایی
maritime دریایی
saltiest دریایی
thalassic دریایی
thalaesic دریایی
dogfish سگ دریایی
sea دریایی
seas دریایی
sea born دریایی
naval دریایی
marines دریایی
benthic ته دریایی
nautical دریایی
surveys اب نگاری دریایی
maritime lien برتری دریایی
nautical chart نقشه دریایی
nautical slide rule خط کش محاسبه دریایی
nautical terms اصطلاحات دریایی
nautical twilight شفق دریایی
maritime commerce بازرگانی دریایی
naval attache وابسته دریایی
maritime law حقوق دریایی
maritime law قوانین دریایی
maritime lien امتیاز دریایی
hurricanes طوفان دریایی
echinus خارپوست دریایی
triphibious هواپیمای دریایی
seapower قدرت دریایی
medusa ستاره دریایی
seamount کوه دریایی
eagle fisher عقاب دریایی
marooner دزد دریایی
triphibian هواپیمای دریایی
naval activity یکان دریایی
maritime trade تجارت دریایی
mark sensing نشان دریایی
nautical almanac زیج دریایی
seawall دیوار یا سد دریایی
hurricane طوفان دریایی
starfish ستاره دریایی
sea lanes جاده دریایی
sea rover دزد دریایی
water spot گردباد دریایی
water nymph الهه دریایی
water nymph حوری دریایی
light house فار دریایی
tidal wave سیلاب دریایی
light house چراغ دریایی
commercial marine ناوگان دریایی
sea anemone شقایق دریایی
sea weed جلبک دریایی
sea weed علف دریایی
sea bass گرگ دریایی
armadas نیروی دریایی
way bill بارنامه دریایی
sea dog خوک دریایی
sea stores فروشگاه دریایی
sea cucumber راب دریایی
sea cow گاو دریایی
sea surveillance مراقبت دریایی
mermaids حوری دریایی
mermaid حوری دریایی
lighthouses فانوس دریایی
usura maritima رباخواری دریایی
armada نیروی دریایی
reefs تپه دریایی
marine climate اب و هوای دریایی
u boat زیر دریایی
marine forces تفنگداران دریایی
marine insurance بیمه دریایی
knots میل دریایی
marine railway ریل دریایی
marine regatta ریل دریایی
marine sand ماسه دریایی
seaman guard گارد دریایی
knot گره دریایی
piracy دزدی دریایی
piracy راهزنی دریایی
seadrome فرودگاه دریایی
lighthouse فانوس دریایی
echinus بلوط دریایی
creeping attack تک غافلگیرانه دریایی
knots گره دریایی
knot میل دریایی
mariner's compass قطبنمای دریایی
cruises سفر دریایی
trained بنه دریایی
pelagian جانور دریایی
pelagic دریایی دریانشین
train بنه دریایی
buoyed بویه دریایی
buoying بویه دریایی
buoys بویه دریایی
reefs صخره دریایی
hydroplane هواپیمای دریایی
hydroplaned هواپیمای دریایی
acaleph گزنه دریایی
paravane اژدرمخرب دریایی
submarines زیر دریایی
continental shelf کفه دریایی
thetis حوری دریایی
cruised سفر دریایی
cruise سفر دریایی
tinfish اژدر دریایی
rover دزد دریایی
seaport بندر دریایی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com