Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
Search result with all words
i am & out
پنج لیره اشتباه حساب کردم
I stand corrected.
من اشتباه کردم.
[همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
Other Matches
What have I done to offend you?
من چه کارت کردم؟
[من چطور تو را دلخور کردم؟]
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I was keeping my fingers crossed .
خدا خدا می کردم ( دعامی کردم )
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
i asked him a question
پرسشی از او کردم
It slipped my mind.
آن را فراموش کردم.
iwas late
دیر کردم
I am freezing ( to death) .
از سرمایخ کردم
I am late.
من دیر کردم.
the trusty is that i forgot it
فراموش کردم
eureka
>من کشف کردم <
i knocked at the door
دق الباب کردم
i hid my self
را پنهان کردم
I've run out of petrol.
بنزین تمام کردم.
Much as I tried , I couldnt do it . I simply couldnt do it .
هر چه سعی کردم نشد
I invited her to lunch . I stood her a lunch .
ناهار مهمانش کردم
What have I done to offend you?
من چطور تو را ناراحت کردم؟
I incurred a heavy loss.
ضرر زیادی کردم
i a the beauties of nature
من از زیبائیهای طبیعت حظ کردم
i made him go
او راوادار به رفتن کردم
i profited by his advice
از نظر او استفاده کردم
i made him go
او را وادار کردم برود
i had a quiet read
فرصت پیدا کردم
i forgot all about it
به کلی فراموش کردم
i did that of my own free will
این کار را کردم
i am through with my work
ازکارفراغت پیدا کردم
I have a reservation.
من قبلا رزرو کردم.
i was too indulgent to him
زیاد به او گذشت کردم
i managed to do it
ان کار را درست کردم
I stayed up reading until midnight.
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
I thought so.
منم همینطور فکر کردم.
If I find the time .
اگر وقت کنم ( کردم )
I was a fool ( naïve enough) to believe her .
من را بگه که حرفهایش را باور کردم
I sent him packing.
دست به سرش کردم.
[اصطلاح]
the two books are a like
با هردو یک جور معامله کردم
Since I left school.
ازوقتیکه مدرسه را ترک کردم
the trusty is that i forgot it
حقیقا امراینست که فراموش کردم
i did all in my power
انچه در توانم بود کردم
i repaid his kindress in kind
مهربانی او را عینا` تلافی کردم
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
i saw him off the premises
کردم تا ازعمارت بیرون رفت
i did my best
منتهای کوشش خود را کردم
I have entangled myself with the banks .
خودم را گرفتار بانک ها کردم
i provided for his safety
وسائل سلامت او را فراهم کردم
i stated the facts
چگونگی را بدانسان که بودبیان کردم
Whichever way I did it ,It came out(turned out)wrong.
هر طور کردم غلط درآمد
i did it only for your sake
تنها به خاطرشما این کار را کردم
i did it for show
برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
i made him my proxy
او رااز جانب خود وکیل کردم
i gave up the idea
ازان خیال صرف نظر کردم
Upon reflection , I realized that …
دوباره که فکر کردم متوجه شدم که ...
i waved him nearer
با دست اشاره کردم که نزدیکتر بیا
I found a hair in the soup .
توی سوپ یک موبود (پیدا کردم )
I weighed myself today .
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
I have settled all my accounts.
همه حساب هایم را صاف کردم
I reckoned him as my friend.
اورا دوست خود حساب می کردم
I stayed in concealment until the danger passed.
خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
I had a hell of a time to fix the engine.
پدرم درآمد موتور رادرست کردم
I've shoveled snow all the morning.
من تمام صبح برف پارو کردم.
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
i owe for all my books
پول همه کتابهای خود راقرض کردم
I areraged six hours a day.
روی هم رفته روزی شش ساعت کار کردم.
I stamped on the spider .
عنکبوت رابا پایم کوبیدم ( وله کردم )
I expended all my capital on equipment.
تمام سرمایه ام راصرف خرید لوازم کردم
I played every trick in the book .
هر کلکی را که فکر کنی سوار کردم ( زدم )
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
I shared out the money among four persons.
پول را بین چهار نفر قسمت کردم
Did I say anything different?
مگر من چیز دیگری گفتم
[ادعا کردم]
؟
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
I accidentally locked myself out of the house.
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
I have thought long and hard about it.
خیلی عمیق و دراز مدت درباره اش فکر کردم.
I have been deceived in you .
درمورد تو گول خورده بودم ( آن نبودی که فکر می کردم )
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction.
د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
The news shocked me.
این خبر مرا تکان داد (هول کردم )
i lost my a
دار و ندار خود را گم کردم همه چیز از دستم رفت
i thanked him for his trouble
برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car.
به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work!
من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
What should I do when I get the following message: The connection to the server has failed
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
i thought of you
جای شما را خالی کردم همواره فکر شما را میکردم
mistaking
اشتباه
error
اشتباه
mistakes
اشتباه
errors
اشتباه
wrong
اشتباه
wronging
اشتباه
wrongs
اشتباه
mistake
اشتباه
fumbles
اشتباه
snafu
اشتباه
errancy
اشتباه
mistakenness
اشتباه
fumbled
اشتباه
fumble
اشتباه
overseen
در اشتباه
trips
اشتباه
tripped
اشتباه
trip
اشتباه
incorrectness
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
lap sus
اشتباه
jeofail
اشتباه
mix up
اشتباه
mix-up
اشتباه
mix-ups
اشتباه
discrepancy
اشتباه
barratry
اشتباه
faux pas
اشتباه
clanger
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
fallacy
اشتباه
goofs
اشتباه
goofing
اشتباه
goofed
اشتباه
goof
اشتباه
fallacies
اشتباه
flounders
اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
floundering
اشتباه
floundered
اشتباه
flounder
اشتباه
false
<adj.>
اشتباه
faults
اشتباه
faulted
اشتباه
fault
اشتباه
i attmpted to sing
کوشش کردم که بخوانم خواستم بخوانم
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
misguidely
از روی اشتباه
by accident
<adv.>
بطور اشتباه
inadvertently
<adv.>
بطور اشتباه
unintentionally
<adv.>
بطور اشتباه
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
syntax error
اشتباه ترکیبی
spuriously
<adv.>
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
mistakenness
در اشتباه بودن
miscue
اشتباه کردن
mils trip
اشتباه میلیمی
metachronism
اشتباه تاریخی
unmistakable
خالی از اشتباه
malentendu
اشتباه فهمیدن
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
lapsus linguac
اشتباه لپی
typo
اشتباه تایپی
to goof up
[American E]
اشتباه کردن
typing error
اشتباه تایپی
you are mistaken
در اشتباه هستید
faultily
<adv.>
بطور اشتباه
incorrectly
<adv.>
بصورت اشتباه
phonily
<adv.>
بصورت اشتباه
to read wrong
اشتباه
[ی]
خواندن
wrongly
<adv.>
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
بصورت اشتباه
wrongly
<adv.>
بطور اشتباه
phonily
<adv.>
بطور اشتباه
falsely
<adv.>
بطور اشتباه
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
trip up
<idiom>
اشتباه کردن
falsely
<adv.>
بصورت اشتباه
incorrectly
<adv.>
بطور اشتباه
off the beam
<idiom>
اشتباه ،خطا
to set
از اشتباه دراوردن
parachronism
اشتباه تاریخی
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
miswrite
اشتباه نوشتن
mistaken party
اشتباه کننده
mistake of law
اشتباه حکمی
mistake of fact
اشتباه موضوعی
mistakable
قابل اشتباه
misstep
اشتباه درقضاوت
peccant
اشتباه کار
probable error
اشتباه احتمالی
professional misconduct
اشتباه حرفهای
to put wise
از اشتباه دراوردن
to make an error
اشتباه کردن
to make a mistake
اشتباه کردن
by mistake
<adv.>
بطور اشتباه
by a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
systematic error
اشتباه سیستماتیک
as a result of a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
misplay
بازی اشتباه
blooper
اشتباه احمقانه
faults
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
fault
تقصیر اشتباه
blunders
اشتباه کردن
misprints
اشتباه چاپی
blunders
اشتباه لپی
blunders
اشتباه بزرگ
blundering
اشتباه کردن
blundering
اشتباه لپی
blundering
اشتباه بزرگ
bedlam
اشتباه شدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com