Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English
Persian
I'm thirsty.
من تشنه هستم.
Other Matches
i am thirsty
تشنه ام
thirsty
تشنه
thirster
تشنه
adry
تشنه
athirst
تشنه
i feet thirsty
تشنه ام
parched with thirst
تشنه سوخته
i am thirsty
تشنه ام هست
thirst
تشنه بودن
dryers
تشنه شدن
dry
تشنه شدن
to be thirsty
تشنه بودن
bloodthirsty
تشنه بخون
i feet thirsty
تشنه ام هست
driers
تشنه شدن
dries
تشنه شدن
The thirsty dreams of water .
<proverb>
تشنه در خواب آب مى بیند .
While there is water in the pitcher we wander thir.
<proverb>
آب در کوزه و ما تشنه لبان مى گردیم .
They are at daggers drawn. They are bitter enemies.
بخون یکدیگه تشنه هستند
am
هستم
I'm
من هستم
i am pushed for money
هستم
I'm hungry.
من گرسنه هستم.
I'm your age.
من هم سن شما هستم.
i have not a dry t. on me
سر تا پا خیس هستم
iam d. to go
ارزومندرفتن هستم
we owe him for his services
خدمات او هستم
I am sure that ...
من مطمئن هستم که ...
i feel
گرسنه هستم
i am under obligation to him
من ممنون او هستم
Join the club!
من هم درشرایطی مشابه هستم !
I am at your disposal.
من دراختیار تان هستم
i feel sleepy
خواب الود هستم
Next to you I'm slim.
در مقایسه با تو من لاغر هستم.
feet dry
روی هدف هستم
i am bend on going
مصمم هستم بروم
i a with you on that matter
من در ان موضوع با شماموافق هستم
i am under obligation to him
زیر بارمنت او هستم
i await you
منتظر شما هستم
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
i am at your service
در خدمت شما هستم
I am certain of it.
من درباره اش مطمئن هستم.
iam in bad
خیلی در تنگی هستم
own a house
دارای خانهای هستم
iam a for his life
برای جانش دل واپس هستم
I am a strange in this town.
دراین شهر غریب هستم
i am about that
من در این خصوص دلواپس هستم
That is my line ( field ) .
خودم این کاره هستم
i owe him &
پنج لیره به او بدهکار هستم
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
i am impatient for it
ازان بابت بیطاقت هستم
I come from Iran . I am Iranian.
من اهل ایران هستم (ایرانی ام )
I feel like a fifth wheel.
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
I am on intimate terms with one of the ministers .
با یکی از وزراء نزدیک هستم
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
I'm full.
من سیر شدم
[هستم]
.
[اصطلاح روزمره]
I'll be happy to help
[assist]
you.
من با کمال میل در اختیار شما هستم.
I agree with you completely.
من کاملا با نظر شما موافق هستم.
I'm looking forward to seeing you again.
منتظر دیدار دوباره شما هستم.
I look forward to receiving your reply.
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
I am very orderly and systematic in my work .
درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
I am the bread winner of the family .
نان آور خانه ( خانواده ) هستم
I am your humble servant . I defer to you .
من کوچک شما هستم (اخلاص ارادت )
I know the area more or less .
کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
It seems I am not welcome (wanted) here.
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
i am not made of salt
مگر من نمک هستم که ازباران بترسم
I have done my homework. I know how to cope .
من درسم را روان هستم (می دانم چه؟ کنم )
i wrote as neatly as he did
من همان اندازه پاکیزه هستم که او نوشت
steadying
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steady
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadied
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadies
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I am prepared for any eventuality.
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
My only problem is money .
تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
I'm really looking forward to the weekend.
من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
iam so tired that i cannot eat
چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry.
سپس او
[زن]
از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
No one sent me, I am here on my own account.
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
I very much look forward to meeting you soon.
من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I'm dying to know what happened.
خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
I'm old enough to take care of myself.
من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger.
من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
salvos
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
Can you show me on the map where I am?
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
I am a great believer in using natural things for cleaning.
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
popeye
در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
holding
در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
how much do i owe you
چقدر بشما بدهکار هستم چقدرباید بشما بدهم چقدرطلب شمامیشود
I´m as hungry as a horse.
آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
pounced
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
feet wet
من روی هدف دریایی هستم هواپیمای رهگیر یا مامورپشتیبانی مستقیم روی دریاست
pounce
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i suffer from headache
سردرد دارم دچار سردرد هستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com