Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English
Persian
i am under obligation to him
من ممنون او هستم
Other Matches
indebted
ممنون
grateful
ممنون
Many thanks!
خیلی ممنون!
disoblige
ممنون نکردن
to be pleased with
ممنون شدن از
thankful
ممنون شاکر
agrees
ممنون کردن پسندامدن
agreeing
ممنون کردن پسندامدن
agree
ممنون کردن پسندامدن
Thank you very much indeed.
واقعا خیلی ممنون.
i will t. you to open thedoor
ممنون میشوم اگر در را بازکنید
Thank you, I appreciate it.
خیلی ممنون.شما لطف دارید.
i am pushed for money
هستم
am
هستم
I'm
من هستم
iam d. to go
ارزومندرفتن هستم
I'm hungry.
من گرسنه هستم.
I'm thirsty.
من تشنه هستم.
I'm your age.
من هم سن شما هستم.
we owe him for his services
خدمات او هستم
I am sure that ...
من مطمئن هستم که ...
i feel
گرسنه هستم
i have not a dry t. on me
سر تا پا خیس هستم
I am at your disposal.
من دراختیار تان هستم
i await you
منتظر شما هستم
i feel sleepy
خواب الود هستم
I am certain of it.
من درباره اش مطمئن هستم.
feet dry
روی هدف هستم
Next to you I'm slim.
در مقایسه با تو من لاغر هستم.
i am at your service
در خدمت شما هستم
i a with you on that matter
من در ان موضوع با شماموافق هستم
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
i am bend on going
مصمم هستم بروم
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
iam in bad
خیلی در تنگی هستم
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
i am under obligation to him
زیر بارمنت او هستم
Join the club!
من هم درشرایطی مشابه هستم !
own a house
دارای خانهای هستم
I come from Iran . I am Iranian.
من اهل ایران هستم (ایرانی ام )
I feel like a fifth wheel.
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
i am about that
من در این خصوص دلواپس هستم
iam a for his life
برای جانش دل واپس هستم
I am a strange in this town.
دراین شهر غریب هستم
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
i am impatient for it
ازان بابت بیطاقت هستم
That is my line ( field ) .
خودم این کاره هستم
i owe him &
پنج لیره به او بدهکار هستم
I am on intimate terms with one of the ministers .
با یکی از وزراء نزدیک هستم
I'm looking forward to seeing you again.
منتظر دیدار دوباره شما هستم.
i wrote as neatly as he did
من همان اندازه پاکیزه هستم که او نوشت
I know the area more or less .
کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
i am not made of salt
مگر من نمک هستم که ازباران بترسم
I'll be happy to help
[assist]
you.
من با کمال میل در اختیار شما هستم.
I agree with you completely.
من کاملا با نظر شما موافق هستم.
I look forward to receiving your reply.
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
I'm full.
من سیر شدم
[هستم]
.
[اصطلاح روزمره]
I am the bread winner of the family .
نان آور خانه ( خانواده ) هستم
I am very orderly and systematic in my work .
درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
It seems I am not welcome (wanted) here.
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
I have done my homework. I know how to cope .
من درسم را روان هستم (می دانم چه؟ کنم )
I am your humble servant . I defer to you .
من کوچک شما هستم (اخلاص ارادت )
I'm really looking forward to the weekend.
من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
My only problem is money .
تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
steadies
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadied
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steady
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadiest
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I am prepared for any eventuality.
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
No one sent me, I am here on my own account.
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
iam so tired that i cannot eat
چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry.
سپس او
[زن]
از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
steadying
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I very much look forward to meeting you soon.
من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I'm old enough to take care of myself.
من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
I'm dying to know what happened.
خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
salvos
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger.
من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
Can you show me on the map where I am?
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
I am a great believer in using natural things for cleaning.
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
popeye
در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
holding
در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
how much do i owe you
چقدر بشما بدهکار هستم چقدرباید بشما بدهم چقدرطلب شمامیشود
I´m as hungry as a horse.
آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
pounce
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
feet wet
من روی هدف دریایی هستم هواپیمای رهگیر یا مامورپشتیبانی مستقیم روی دریاست
pouncing
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i suffer from headache
سردرد دارم دچار سردرد هستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com