Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English
Persian
I want to depart tomorrow morning
[noon, afternoon]
at ... o'clock.
من می خواهم فردا صبح
[ظهر شب]
ساعت ... حرکت کنم.
Search result with all words
tomorow morning . I wI'll leavew for london.
فردا صبح بسوی لندن حرکت خواهم کرد
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
Other Matches
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
<proverb>
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
defer not till tomorrow to be wise tomorrow's sun to thee may never rise
از امروز کاری به فردا ممان چه دانی که فردا چه زاید زمان
He is expected to arrive in acople of days.
فردا پ؟ فردا قرار است بیاید
morrow
فردا
the day a to morrow
پس فردا
day after tomorrow
پس فردا
tomorrow
فردا
to morrow week
از فردا یک هفته
Today me, tomarrow thee.
<proverb>
امروز من,فردا تو .
morrow
[Old English]
فردا
[ آینده]
Come here tomorrow .
فردا بیا اینجا
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow .
بگذار بماند تا فردا
Where wI'll you be tomorrow morning?
فردا صبح کجایی ؟
the bill will mature tomorrow
سررسید ان قبض فردا است
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز را به فردا نیانداز
Leave it tI'll tomorrow morning .
آنرا بگذارتا فردا صبح
never put off till tomorrow what may be done today
<proverb>
کار امروز به فردا مفکن
The cream wont keep tI'll tomorrow .
خامه تا فردا خراب می شود
present maid prospective bride
دوشیزه امروز عروس فردا
Tomarrow is another day.
<proverb>
فردا روز دیگرى اشت .
Delays are dangerous.
<proverb>
کار امروز به فردا مینداز.
Take no thought of the morrow.
نگران فردا
[آینده]
نباش.
The prescribed time - limit expires tomorrow .
مهلت مقرر فردا منقضی می شود
I travel tomorrow
[afternoon]
.
من فردا
[بعد از ظهر]
به مسافرت می روم.
I will depart the day after tomorrow with the Iran Air.
من پس فردا با ایران ایر پرواز می کنم.
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
I wI'll come tommorow if at all.
اگر آمدنی باشم فردا می آیم
I'll get there when I get there.
<proverb>
حالا امروز نه فردا
[عجله ای ندارم]
the bill will mature to morrow
سر رسید پرداخت ان قبض فردا است
Never put off till tomorrow what maybe done today.
<proverb>
آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
i will go
خواهم رفت
i shall go
خواهم رفت
i shall be
خواهم بود
excuse me
پوزش می خواهم
to beg your pardon
معذرت می خواهم
to beg your pardon
پوزش می خواهم
will
فعل کمکی "خواهم "
he said
گفت که خواهم امد
willed
فعل کمکی "خواهم "
wills
فعل کمکی "خواهم "
he said
گفت خواهم امد
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ببینم.
he said he shoued go
اوگفت خواهم رفت
he said i will come
اوگفت خواهم امد
i will see sbout it
من به ان رسیدگی خواهم کرد
Please excuse me .
عذرمی خواهم ( ببخشید )
I want to take a couple of days off .
یک ردوروز مرخصی می خواهم
I'd like to reserve ...
می خواهم یک ... رزرو کنم؟
I am thinking of your own good.
من خو بی شما رامی خواهم
there is no time like the present
<idiom>
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I'll be at home today .
امروز منزل خواهم بود
I wI'll sign for him .
من بجای اوامضاء خواهم کرد
I want my steak well done.
می خواهم استیکم خوب پخته با شد
No harm meant!
نمی خواهم توهین کنم!
I'll look into the matter.
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
i beg your pardon
پوزش میخواهم معذرت می خواهم
No offence!
نمی خواهم توهین کنم!
I dont know and I dont want to know .
نه می دانم ونه می خواهم بدانم
I would like to have something to drink .
می خواهم گلویی تازه کنم
I'd like to see Mr. ...
من می خواهم آقای ... را ملاقات کنم.
I ll pay him back in his own coin .
حقش را کف دستش خواهم گذارد
I'd like a train timetable.
من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را لغو کنم.
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را اوکی کنم.
I'd like to cancel my flight.
می خواهم پروازم را کنسل کنم.
i wish you happiness
خوشی یا سعادت شما را می خواهم
I'd like to confirm my flight.
می خواهم پروازم را تائید کنم.
i will return his kindness
مهربانی او را تلافی خواهم کرد
I'll think it over.
در این خصوص فکر خواهم کرد.
Don't let me keep you.
نمی خواهم که خیلی معطلتان کنم.
I will be instigating
[initiating]
legal proceedings.
من دعوی حقوقی را آغاز خواهم کرد.
I would like to
[ undress]
take off my clothes.
من می خواهم
[لخت بشوم]
لباسهایم را در بیاورم.
I'll do that.
من این کار را انجام خواهم داد.
I'd like to have a place of my own
[to call my own]
.
من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
i will speak to him about it
در این خصوص با او صحبت خواهم کرد
I wI'll achieve my purpose (goals) quietly.
بی سروصدا منظورم راعملی خواهم کرد
with you
بی پرده با شما سخن خواهم گفت
i wish you a happy new year
سال نوسعیدی را برای شما می خواهم
I'd like to leave my luggage, please.
من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
I'd like to book a flight to london.
یک پرواز به لندن می خواهم رزرو کنم.
i will send him my book
کتاب خود را برای او خواهم فرستاد
I wI'll sign for (on behalf of)my brother.
از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
I would like tovisit ( see, meet ) you more often .
می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
Talking of Europe ,please allow me …
حالا که صحبت از اروپ؟ است اجازه می خواهم ...
I wI'll do that all by myself.
من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
I don't want to say anything about that.
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
I want to look at old coins.
من می خواهم سکه های قدیمی را تماشا کنم.
This is just what I want . This is the very thing I want .
این دقیقا" همان چیزی است که می خواهم
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
I wI'll do it on my own responsibility .
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
I want to get off at St. Paul's.
من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
You have to listen to me.
شما باید به من گوش بکنید
[ببینید چی می خواهم بگویم]
.
It makes me sick just thinking about it!
وقتی که بهش فکر می کنم می خواهم بالا بیاورم!
I'll get you all fixed up.
همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
I wI'll go flat out to do it.
بهر جان کندنی باشد اینکا رراانجام خواهم داد
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer.
کانالتان را فردا
[به این برنامه]
تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
singly
جدا جدا فردا فرد
One day I want to have a horse of my very own.
روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
I wI'll gradually get used to it .
یواش یواش عادت خواهم کرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com