English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
I always stick to my word. من همیشه سر حرفم می ایستم
Other Matches
I'll take back what i said. حرفم را پس می گیرم
He was favorably impressed by what I told him . حرفم دردلش نشست
I didnt mince my words . I put it very well . قشنگ حرفم رازدم
If you dont mind my saying. اگر از حرفم بدتان نیاید
evergreens همیشه سبز همیشه بهار
evergreen همیشه سبز همیشه بهار
everblooming همیشه بهار همیشه شکوفا
The poison took effect after one hour. زهر پس از یکساعت اثر کرد اما حرفم در او اثر نداشت.
hen and chickens همیشه بهار همیشه بهار باغی
eer همیشه
incessantly همیشه
evermore همیشه
everywhen همیشه
ay همیشه
ayŠaye همیشه
sempre همیشه
for ever and aday همیشه
for evermore همیشه
frequenter همیشه رو
year in year out همیشه
at all times همیشه
alway همیشه
anytime <adv.> همیشه
at any time <adv.> همیشه
at all hours <adv.> همیشه
any time <adv.> همیشه
ever همیشه
always همیشه
ever- همیشه
ay برای همیشه
stiller راکد همیشه
dead load همیشه بار
forever and a day <idiom> برای همیشه
once and for all <idiom> برای همیشه
still راکد همیشه
calendula گل همیشه بهار
for good برای همیشه
ad infinitum برای همیشه
on tap <adj.> همیشه در دسترس
love lies bleeding گل همیشه بهار
insenescible همیشه جوان
immortally تا جاودان همیشه
forever برای همیشه
sinedie برای همیشه
permafrost همیشه یخبسته
as usual مانند همیشه
as ever مانند همیشه
marigolds گل همیشه بهار
marigold گل همیشه بهار
evermore برای همیشه
eternity برای همیشه
foreverness برای همیشه
forever برای همیشه
eternality برای همیشه
residents که همیشه درکامپیوتراست
infinite time برای همیشه
resident که همیشه درکامپیوتراست
immortality برای همیشه
tippling همیشه نوشیدن
tipples همیشه نوشیدن
aeon برای همیشه
perpetuity برای همیشه
amaranth همیشه بهار
stillest راکد همیشه
tipple همیشه نوشیدن
adinfinitum برای همیشه
stills راکد همیشه
tippled همیشه نوشیدن
sempiternity برای همیشه
for keeps <idiom> تا ابد ،برای همیشه
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
japanese andromeda بوته همیشه سبزاسیایی
evergreen trees درختان همیشه سبز
chucker پرتابگر همیشه خطازن
i always photograph badly عکس من همیشه بد در می اید
i have got him on my brain همیشه به اوفکر میکنم
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
temporarily برای زمان مشخص یا نه همیشه
exceptional متفاوت ونه مثل همیشه
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
abjuring برای همیشه ترک گفتن
abjures برای همیشه ترک گفتن
abjured برای همیشه ترک گفتن
nervous Nelly آدم همیشه نگران و دلواپس
to pledge one's troth قول همیشه وفادار را دادن
never to be at a loss for an answer همیشه حاضر جواب بودن
jitterbug آدم همیشه نگران و دلواپس
go steady <idiom> همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
panicky person آدم همیشه نگران و دلواپس
I always fulfil my promises . من همیشه به قولم عمل می کنم
He always gives in to his wife. همیشه تسلیم زنش است
as ... as ever <adv.> آنطور ... مثل همیشه [سابق]
she always had her way همیشه موافق میل اوعمل می شد
non scrollable که همیشه نمایش داده میشود.
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
to always look for things to find fault with همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
to get straight A's همه درسها را [همیشه] ۲۰ گرفتن
abjure برای همیشه ترک گفتن
Sara always wanted a puppy. سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
cast the first stone <idiom> همیشه آماده جنگیدن است
He has always lived there. او همیشه آنجا زندگی کرده است.
couch potato کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
A bad workman always blames his tools. <proverb> کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
I am always ready to help my friends. همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
give someone the benefit of the doubt <idiom> همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
It is yours for keeps . این برای همیشه پیش خودت باشد
danger warning level مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
solids خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
he is always a little peculiar او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
He is trying to prove himself all the time. او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
douglas fir یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
He's always moaning that we use too much electricity. او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people. کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
hottest سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hotter سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
hot سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
tout temps prist تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts. مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
Better late than never. <proverb> آهسته برو همیشه برو.
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
command.com در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com