Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
Join the club!
من هم درشرایطی مشابه هستم !
Other Matches
to be in the same boat
<idiom>
درشرایطی مشابه بودن
[اصطلاح مجازی]
emulation
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
directories
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
I'm
من هستم
i am pushed for money
هستم
am
هستم
i have not a dry t. on me
سر تا پا خیس هستم
i feel
گرسنه هستم
I'm your age.
من هم سن شما هستم.
i am under obligation to him
من ممنون او هستم
I am sure that ...
من مطمئن هستم که ...
we owe him for his services
خدمات او هستم
I'm thirsty.
من تشنه هستم.
I'm hungry.
من گرسنه هستم.
iam d. to go
ارزومندرفتن هستم
I am at your disposal.
من دراختیار تان هستم
i feel sleepy
خواب الود هستم
i maintain
قائل هستم به اینکه ...
Next to you I'm slim.
در مقایسه با تو من لاغر هستم.
iam in bad
خیلی در تنگی هستم
i pause for a reply
منتظر پاسخ هستم
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
i await you
منتظر شما هستم
i am under obligation to him
زیر بارمنت او هستم
i a with you on that matter
من در ان موضوع با شماموافق هستم
feet dry
روی هدف هستم
own a house
دارای خانهای هستم
i am at your service
در خدمت شما هستم
i am bend on going
مصمم هستم بروم
I am certain of it.
من درباره اش مطمئن هستم.
iam a for his life
برای جانش دل واپس هستم
I come from Iran . I am Iranian.
من اهل ایران هستم (ایرانی ام )
I feel like a fifth wheel.
من حس می کنم
[اینجا]
اضافی هستم.
That is my line ( field ) .
خودم این کاره هستم
i am impatient for it
ازان بابت بیطاقت هستم
I am on intimate terms with one of the ministers .
با یکی از وزراء نزدیک هستم
I am a strange in this town.
دراین شهر غریب هستم
i owe him &
پنج لیره به او بدهکار هستم
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
i am about that
من در این خصوص دلواپس هستم
I agree with you completely.
من کاملا با نظر شما موافق هستم.
I'm full.
من سیر شدم
[هستم]
.
[اصطلاح روزمره]
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
I have done my homework. I know how to cope .
من درسم را روان هستم (می دانم چه؟ کنم )
i am not made of salt
مگر من نمک هستم که ازباران بترسم
I am your humble servant . I defer to you .
من کوچک شما هستم (اخلاص ارادت )
I know the area more or less .
کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
It seems I am not welcome (wanted) here.
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
I am very orderly and systematic in my work .
درکارهایم خیلی مرتب ومنظم هستم
I look forward to receiving your reply.
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
I am the bread winner of the family .
نان آور خانه ( خانواده ) هستم
I'm looking forward to seeing you again.
منتظر دیدار دوباره شما هستم.
I'll be happy to help
[assist]
you.
من با کمال میل در اختیار شما هستم.
i wrote as neatly as he did
من همان اندازه پاکیزه هستم که او نوشت
steadiest
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I am prepared for any eventuality.
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
No one sent me, I am here on my own account.
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
steadies
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
My only problem is money .
تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
steadied
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
steadying
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
iam so tired that i cannot eat
چندان خسته هستم که نمیتوانم چیزی بخورم
I'm really looking forward to the weekend.
من مشتاقانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستم.
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry.
سپس او
[زن]
از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
steady
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی
I'm old enough to take care of myself.
من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
I'm dying to know what happened.
خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
I very much look forward to meeting you soon.
من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger.
من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
salvos
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
I am a great believer in using natural things for cleaning.
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
Can you show me on the map where I am?
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
popeye
در رهگیری هوایی یعنی درداخل ابر هستم یا نقطهای که دید کور است
analogous
مشابه
elementary
مشابه
corresponding
مشابه
related
<adj.>
مشابه
akin
<adj.>
مشابه
alike
<adj.>
مشابه
homogeneous
مشابه
similar
<adj.>
مشابه
like
<adj.>
مشابه
resembling
<adj.>
مشابه
allo
مشابه
quasi
مشابه
lossy compression
مشابه 6-23
similar
مشابه
semblable
مشابه
holding
در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
quantize
مشابه 8181
EMI
مشابه 3541
decryption
مشابه 2871
correspound
مشابه بودن
congener
مشابه متجانس
electronic
مشابه 3510
cal
مشابه 1502
assonant
مشابه یا متجانس
SVGA
مشابه 9737
storage
مشابه 9641
users
مشابه 10322
user
مشابه 10322
kips
مشابه 5677
reconfigure
مشابه 8375
window
مشابه 10682
EXNOR
مشابه 3826
multi scan monitor
مشابه 6632
MHS
مشابه 6444
MByte
مشابه 6304
least significant digit
مشابه 5781
IRTF
مشابه 55423
IBM
مشابه 4962
IBM
مشابه 4963
in kind
<idiom>
به طریقی مشابه
multifunctional
مشابه 6716
uncommitted logic array
مشابه 10328
product group
کالاهی مشابه
encryption
مشابه 3631
epileptiform
مشابه صرع
epileptoid
مشابه صرع
pim
مشابه 7515
GUI
مشابه 4601
HMA
مشابه 4812
parity price
قیمت مشابه
in the same boat
<idiom>
درشراطی مشابه
domain
مشابه 3286
equaling
مشابه بودن
equaled
مشابه بودن
equal
مشابه بودن
equivalents
برابر مشابه
equivalent
برابر مشابه
organizes
مشابه 7186
inductions
مشابه 5128
induction
مشابه 5128
syntax
مشابه 9817
recovery
مشابه 8398
equalled
مشابه بودن
equalling
مشابه بودن
directly
مشابه 3162
domains
مشابه 3286
register
مشابه 8481
rounding
مشابه 8762
scale
مشابه 8865
registering
مشابه 8481
registers
مشابه 8481
peripheral
مشابه 7489
recoveries
مشابه 8398
equals
مشابه بودن
design
مشابه 2979
designs
مشابه 2979
decoding
مشابه 2860
organising
مشابه 7186
organises
مشابه 7186
synthesized
مشابه 9821
synthesizes
مشابه 9821
synthesizing
مشابه 9821
slew
مشابه 9308
bracket
مشابه 1329
breakdowns
مشابه 1352
breakdown
مشابه 1352
bridging
مشابه 1361
organize
مشابه 7186
organizing
مشابه 7186
ultra-
مشابه 10327
synthesised
مشابه 9821
synthesises
مشابه 9821
synthesising
مشابه 9821
synthesize
مشابه 9821
incorrectly
مشابه 5078
prints
مشابه 7861
printed
مشابه 7861
print
مشابه 7861
manipulation
مشابه 6208
carriers
مشابه 1595
roundest
مشابه 8759
Arabic
شکل مشابه ...
gap
مشابه 4490
worded
مشابه 10721
look-alikes
برنامه مشابه
round
مشابه 8759
launch
مشابه 5747
launched
مشابه 5747
carrier
مشابه 1595
fields
مشابه 4036
status
مشابه 9596
interchange
مشابه 5359
launching
مشابه 5747
look alike
برنامه مشابه
look-alike
برنامه مشابه
similarly
بطور مشابه
word
مشابه 10721
identical
دقیقا مشابه
interchanging
مشابه 5359
launches
مشابه 5747
field
مشابه 4036
exclusive
مشابه 3824
interchanges
مشابه 5359
interchanged
مشابه 5359
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com