Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English
Persian
dodger
مهاجم گریزنده
dodgers
مهاجم گریزنده
dedger
مهاجم گریزنده
Other Matches
linemate
مهاجم هم ردیف در خط مهاجم دیگر
absconder
گریزنده
centrifugal
گریزنده از مرکز
eccentrics
گریزنده از مرکز
eccentric
گریزنده از مرکز
raider
مهاجم
raiders
مهاجم
offensive
<adj.>
مهاجم
attackers
مهاجم
invader
مهاجم
invaders
مهاجم
aggressors
مهاجم
postman
مهاجم
postmen
مهاجم
offensives
مهاجم
forwarded
مهاجم
forward
مهاجم
striker
مهاجم
strikers
مهاجم
attacker
مهاجم
infestant
مهاجم
attacking
[style of play, player]
<adj.>
مهاجم
close attack
سه مهاجم
frontcourt man
مهاجم
aggressor
مهاجم
trailer
پشتیبان مهاجم
trailers
پشتیبان مهاجم
breaking pass
پاس به مهاجم
flanker
مهاجم جناح
unmarked
مهاجم مهارنشده
third home
بازیگر مهاجم
aggressive
مهاجم پرپشتکار
aggressive
حمله ور مهاجم
double up
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
cough up
لو رفتن توپ مهاجم
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
illegal procedure
خطای تیم مهاجم
loose forward
مهاجم تک رو پشت خط تجمع
invader
مهاجم حمله کننده
invaders
مهاجم حمله کننده
weak safety
جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
sacking
حمله به مهاجم پشت خط تجمع
prop forward
هرکدام ازدو مهاجم خط جلودرتجمع
cross buck
حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
horses
بازیگران قوی تیم مهاجم
direct free kick
مکث مهاجم برای فریفتن حریف
have an angle
بریدن مسیر مهاجم بصورت اریب
cutoff block
سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
inner
دو بازیگر مهاجم بین وسط وگوشها
submarines
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarine
مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
beat-up
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
beat up
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
pass cut
روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
tight end
مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
false starts
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
stop hit
ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
false start
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
submarines
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
foot sweep
پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
submarine
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
loose
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
looser
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
necessary line
خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
loosest
توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
power block
سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
assaults
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
stunt
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
assaulted
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
assault
در CL معمولا "بعد از این کلمه قصد مهاجم ذکر میشود
weave
حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
sacked
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
The striker's injury puts a question mark over his being fit in time for the tournament.
آسیب مهاجم آمادگی سر موقع او
[مرد]
را برای مسابقات نامشخص می کند.
sack
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
weaves
حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
sacks
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد
quick opener
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
scrambling
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
quarterback draw
نوعی حمله که مهاجم پشت خط مرکزی با تظاهر به پاس عقب می رود و بعد خودبجلو میشتابد
scramble
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
safety
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
posted
محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
posts
محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
hip throw
گرفتن کمر مهاجم و از جلوانداختن او از روی کمر
post-
محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
charging
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
post
محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
battery
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
batteries
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com