Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (3 milliseconds)
English
Persian
company seal
مهر شرکت
Search result with all words
field
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
field
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fielded
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
fielded
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fields
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
fields
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
bidder
شرکت کننده در مناقصه یامزایده
bidders
شرکت کننده در مناقصه یامزایده
accession
شرکت در مالکیت
desk
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desks
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
join
شرکت کردن در پیوستن
joined
شرکت کردن در پیوستن
joins
شرکت کردن در پیوستن
manager
ل کامپیوترها و شبکه در شرکت
manager
یس بخش در شرکت
managers
ل کامپیوترها و شبکه در شرکت
managers
یس بخش در شرکت
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
شرکت
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
شرکت
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
شرکت
equipment
وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
carrier
فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carriers
فرستنده بار شرکت حمل و نقل
share
شرکت داشتن در سهم بردن
shared
شرکت داشتن در سهم بردن
shares
شرکت داشتن در سهم بردن
play
شرکت درمسابقه انفرادی
played
شرکت درمسابقه انفرادی
playing
شرکت درمسابقه انفرادی
plays
شرکت درمسابقه انفرادی
hand
شرکت
handing
شرکت
provider
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
providers
شرکت یا کاربری که منبع اطلاعاتی برای استفاده در سیستم ویدیویی فراهم میکند.
structure
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structures
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structuring
نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
campaigner
کسی که در لشکر کشی شرکت میکند
campaigners
کسی که در لشکر کشی شرکت میکند
name
نام یک شرکت بزرگ
names
نام یک شرکت بزرگ
letterhead
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
lotus
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotuses
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
incorporation
جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
incorporation
شرکت
contribution
شرکت
contributions
شرکت
firm
شرکت
firmer
شرکت
firmest
شرکت
firms
شرکت
consortia
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortia
ائتلاف چند شرکت
consortium
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortium
ائتلاف چند شرکت
consortiums
ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی کنسرسیوم
consortiums
ائتلاف چند شرکت
in house
درون ساختمان یک شرکت
in-house
درون ساختمان یک شرکت
liquidation
تصفیه شرکت
companies
شرکت
company
شرکت
partnership
شرکت تضامنی
partnership
شرکت
partnerships
شرکت تضامنی
partnerships
شرکت
nap
بهترین شرکت کننده
napped
بهترین شرکت کننده
napping
بهترین شرکت کننده
naps
بهترین شرکت کننده
general
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
generals
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
assist
شرکت جستن
assisted
شرکت جستن
assisting
شرکت جستن
assists
شرکت جستن
merger
یکی شدن دو یاچند شرکت
mergers
یکی شدن دو یاچند شرکت
sleeping partner
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping partners
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
picture
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictured
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
picturing
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
Other Matches
compaq computer corporation
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
outsource
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
body corporate
شرکت شرکت سهامی
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
associations
شرکت
cahoot
شرکت
EIS
ول شرکت
participation
شرکت
corporation
شرکت
business
شرکت
fellowsh
شرکت
corporations
شرکت
businesses
شرکت
association
شرکت
enterprises
شرکت
enterprise
شرکت
consociation
شرکت
concern
شرکت
concerns
شرکت
stand-in
شرکت کردن
invalidation of company
بطلان شرکت
participated
شرکت کردن
subsidiary company
شرکت فرعی
acting company
شرکت عامل
stock company
شرکت سهامی
participates
شرکت کردن
stand-ins
شرکت کردن
contribute
شرکت کردن
contributed
شرکت کردن
sit out
شرکت نداشتن در
contributes
شرکت کردن
contributing
شرکت کردن
partook
شرکت کردن
shipping company
شرکت کشتیرانی
inveluntary partnership
شرکت قهری
stand in
شرکت کردن
corporativism
شرکت گرایی
participation
شرکت کردن
electric company
شرکت برق
intel corporation
شرکت اینتل
to play at
شرکت کردن در
to sit out
شرکت نداشتن در
economic unit
خانوار شرکت
trading company
شرکت تجارتی
insurance company
شرکت بیمه
house flag
پرچم شرکت
voluntary partnership
شرکت اختیاری
holding company
شرکت مالک
tandy corporation
شرکت Tandy
affiliated company
شرکت وابسته
participate
شرکت کردن
general partnership
شرکت تضامنی
take a hand at
شرکت کردن در
employer's liability insurance company
شرکت بیمه
participants
شرکت کننده
participant
شرکت کننده
complicity
شرکت در جرم
participation
شرکت در جرم
aiding and abetting
شرکت در جرم
articles of assosiation
اساسنامه شرکت
memorandum of association
اساسنامه شرکت
private enterprise
شرکت خصوصی
joint-stock companies
شرکت سهامی
joint-stock company
شرکت سهامی
memorandom of association
اساسنامه شرکت
participable
شرکت کردنی
company secretary
منشی شرکت
microsoft corporation
شرکت مایکروسافت
subsidiaries
شرکت تابعه
pall bearer
شرکت میکند
article of association
اساسنامه شرکت
parcenary
شرکت در ارث
parcenary
شرکت مشاع
society
شرکت کمیته
parent company
شرکت مادر
societies
شرکت کمیته
parent company
شرکت اصلی
ncr corporation
شرکت NCR
subsidiary
شرکت تابعه
corporatism
شرکت گرایی
participable
شرکت بردار
go into
شرکت کردن در
holding company
شرکت مرکزی
shipping agent
شرکت حمل
principals
شرکت اصلی
principal
شرکت اصلی
associativity
شرکت پذیری
joint stock company
شرکت سهامی
giant corporation
شرکت بزرگ
joint stock
شرکت سهامی
associative
شرکت پذیر
proprietary company
شرکت خصوصی
article of a company
اساسنامه شرکت
artieles of association
شرکت ناور
participative
شرکت کننده
participating
شرکت کننده
private company
شرکت خصوصی
private corporation
شرکت خصوصی
associated company
شرکت وابسته
proportional liability partnership
شرکت نسبی
winding up
انحلال شرکت
mutual company
شرکت تعاونی
champerty
شرکت در دعوا
to take part
[in]
شرکت داشتن
[در]
civil partnership
شرکت مدنی
cooperative company
شرکت تعاونی
cooperative
شرکت تعاونی
share
[in]
شرکت
[سهم]
[در]
certificate of incorporation
شرکت نامه
corporate appraisal
ارزیابی شرکت
a stand-alone company
یک شرکت مستقل
cooperative society
شرکت تعاونی
commercial company
شرکت تجاری
commercial firm
شرکت تجارتی
compulsory partnership
شرکت قهری
company union
اتحادیه شرکت
company law
قوانین شرکت
company network
شبکه شرکت
airline
شرکت هواپیمایی
partake
شرکت کردن
entrepreneurs
موسس شرکت
entrepreneur
موسس شرکت
founders
موسس شرکت
foundering
موسس شرکت
foundered
موسس شرکت
founder
موسس شرکت
businesses
شرکت تجاری
partaken
شرکت کردن
partakes
شرکت کردن
airlines
شرکت هواپیمایی
C.O
مخفف شرکت
branch of a company
شعبه شرکت
contributors
شرکت کننده
contributor
شرکت کننده
doctor to the company
پزشک شرکت
dissolution of partner ship
فسخ شرکت
play ball with someone
<idiom>
شرکت منصفانه
sit in on
<idiom>
شرکت درجلسه
partaking
شرکت کردن
winding up of a company
انحلال شرکت
business
شرکت تجاری
entry
شرکت کننده
unity
وحدت شرکت
dissolution of a company
انحلال شرکت
datapro
یک شرکت تحقیقاتی
corporations
شرکت سهامی
corporation
شرکت سهامی
corporately
بصورت شرکت
equity
حق صاحبان شرکت
equities
حق صاحبان شرکت
unlimited liability company
شرکت تضامنی
marathoner
شرکت کننده ماراتون
earnest money
ضمانتنامه شرکت در مناقصه
growth company
شرکت در حال گسترش
corporate tax
مالیات بر شرکت سهامی
consumers cooperative company
شرکت تعاونی مصرف
giant corporation
شرکت غول پیکر
holding company
شرکت صاحب سهم
hewlett packard co.
شرکت هیولت پاکارد
computer serrices company
شرکت خدمات کامپیوتری
corporate planning
برنامه ریزی شرکت
fire company
شرکت اتش نشانی
finance company
شرکت تامین مالی
general meeting
مجمع عمومی شرکت
extend the life of the company
امتداد مدت شرکت
head office of company
مرکز اصلی شرکت
corporate profit
سود شرکت سهامی
president of the board
[ American E]
مدیر عامل
[شرکت]
chairman of the board
[of directors/managers]
مدیر عامل
[شرکت]
major corporation
شرکت سهامی بزرگ
associative rule
شرکت پذیری
[ریاضی]
associative property
شرکت پذیری
[ریاضی]
associative law
شرکت پذیری
[ریاضی]
take part in
<idiom>
درچیزی شرکت داشتن
To sit for an examination.
درامتحان شرکت کردن
chief executive officer
[CEO]
[American E]
مدیر عامل
[شرکت]
PETAG
شرکت فرش ایران
management group
ائتلاف چند شرکت
realisation
[British E]
[of something]
تصفیه شرکت
[اقتصاد]
realization
[American E]
[of something]
تصفیه شرکت
[اقتصاد]
liquidation
[of something]
تصفیه شرکت
[اقتصاد]
non-resident corporation
[American E]
شرکت غیر ساکن
non-resident company
[British E]
شرکت غیر ساکن
spin-offs
شرکت بخشهسازی شده
spin-off
شرکت بخشهسازی شده
reduction of capital
تقلیل سرمایه شرکت
quasi public company
شرکت نیمه دولتی
public joint stock company
شرکت سهامی عام
producers cooperative company
شرکت تعاونی تولید
private joint stock company
شرکت سهامی خاص
participant observer
مشاهده گر شرکت کننده
outwork
سفارش به خارج از شرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com