English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English Persian
inn مهمانخانه کاروانسرا
inns مهمانخانه کاروانسرا
Other Matches
caravansary کاروانسرا
public house کاروانسرا
public houses کاروانسرا
caravanserai کاروانسرا کاروانسرای
public house مهمانخانه
guest houses مهمانخانه
hotel مهمانخانه
hotels مهمانخانه
guest house مهمانخانه
lodging house مهمانخانه
public houses مهمانخانه
garcon پیشخدمت مهمانخانه
boots شاگرد مهمانخانه
bellboys پادو مهمانخانه
bellboy پادو مهمانخانه
restauranteur مهمانخانه دار
innholder مهمانخانه دارinnervate
restaurateur مهمانخانه دار
restaurateurs مهمانخانه دار
hostler مهمانخانه دار
landladies زن مهمانخانه دار
landlady زن مهمانخانه دار
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
maitred'hotel سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
goodman سالار مهمانخانه دار
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
lobbied سالن هتل و مهمانخانه
lobby سالن هتل و مهمانخانه
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bills of fare صورت اغذیه مهمانخانه
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
lobbies سالن هتل و مهمانخانه
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
plank تخته میز وپیشخوان مهمانخانه
cookshop دکان خوراک پزی مهمانخانه
to a at a hoted به مهمانخانه واردشدند واردمهمانخانه شدن
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
boarding مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
bellhops مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
bellhop مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
reservations رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
barmen مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
barman مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com