English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
Other Matches
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
form utility کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
bulk stock ذخایر بسته بندی شده اماد قوال و یک جا
dense graded mix مواد اغشته شده بسته
investments مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investment مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
k ration بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
fuel cell پیل سوختی
uplift سوختی که داخل هواپیما حمل میشود
uplifts سوختی که داخل هواپیما حمل میشود
integral tank تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
monofuel سوختی که بتنهایی و بدون نیاز به هوا یا اکسیدکننده دیگر مورد استفاده قرارمیگیرد
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
tightening material مواد اب بندی کننده
food rationing جیره بندی مواد غذائی
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
dunnage بسته بندی
packing بسته بندی
covers بسته بندی
coverings بسته بندی
cover بسته بندی
package بسته بندی
packaged بسته بندی
packaging بسته بندی
packages بسته بندی
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
bifuel propulsion سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
packet بسته بندی کردن
parcel بسته بندی کردن
put-up بسته بندی کردن
parcels بسته بندی کردن
all-expense tour مسافرت بسته بندی
packing list فهرست بسته بندی
export packing بسته بندی صادراتی
packing بسته بندی کردن
case numbers شماره بسته بندی
packs بسته بندی کردن
packets بسته بندی کردن
packaging cost هزینه بسته بندی
trade pack بسته بندی تجاری
packing density تراکم بسته بندی
pack بسته بندی کردن
packing list صورت بسته بندی
package holiday مسافرت بسته بندی
wrap بسته بندی کردن
pre packing بسته بندی از قبل
wisp بسته بقچه بندی
wisps بسته بقچه بندی
palletized بسته بندی شده
wraps بسته بندی کردن
stripping بسته بندی کردن
parceling بسته بندی کردن
put up بسته بندی کردن
package tour مسافرت بسته بندی
packing note فهرست بسته بندی
straws پوشال بسته بندی
straw پوشال بسته بندی
packed بسته بندی شده
packing note گواهی بسته بندی
expendable packing بسته بندی یکبار مصرف
pre-packed ازقبل بسته بندی شده
break bulk cargo محموله بسته بندی شده
contents note فهرست محتوای بسته بندی
packingplant محل بسته بندی اجناس
locker paper کاغذ بسته بندی اغذیه
packinghouse محل بسته بندی اجناس
wrapper بسته بندی کاغذ روپوش
wrappers بسته بندی کاغذ روپوش
impaction بهم فشردگی بسته بندی
shipping marks علامتهای روی بسته بندی
packages قوطی بسته بندی کردن
packaged قوطی بسته بندی کردن
package قوطی بسته بندی کردن
food packet جیره بسته بندی شده
bulk cargo کالای بسته بندی نشده
loose issue تدارکات خارج شده از بسته بندی
case marks علامتهای روی جعبه یا بسته بندی
wrapper لفاف بسته بندی جلد کتاب
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
wrappers لفاف بسته بندی جلد کتاب
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
docketed لیست محتوای بسته بندی برچسب
catchall بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
unpacking غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
corrugated cardboard مقوای محکمی که در بسته بندی بکار می رود
unpacks غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpack غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
tagboard مقوای محکم بسته بندی وبرچسب زنی وغیره
kraft کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
routines برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
cases جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
case جعبه مقوایی یا چوبی جهت بسته بندی و حمل کالا
routine برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routinely برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
packing عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
assembly line دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
crates صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crate صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
unpack حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacks حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
unpacking حذف داده بسته بندی شده از محل ذخیره سازی و ارسال آن به محل قبلی
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
tare وزن بسته بندی وزن وسیله حمل
stripped علامت گذاری شده بسته بندی شده
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
material مواد
materials مواد
supplies مواد
provisions مواد
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
muffling material مواد میرایی
maintenance materials مواد تعمیرات
magnetic materials مواد مغناطیسی
raw materials مواد خام
nutrition مواد غذائی
raw materials مواد اولیه
narcotic drugs مواد مخدر
letter press مواد چاپی
miscellaneous provisions مواد متفرقه
material control کنترل مواد
material costs هزینههای مواد
oddments مواد گوناگون
materials handling جابجایی مواد
materials management مدیریت مواد
explosives مواد سوزا
protein مواد سفیدهای
materials requisition درخواست مواد
proteins مواد سفیدهای
joint sealing material مواد درزبندی
material balance موازنه مواد
lubricants مواد روغنی
materials transfer notes دستورانتقال مواد
assets مواد لازم
lubricant مواد روغنی
composite material مواد مرکب
raw material مواد خام
fatigue of material فرسودگی مواد
feed stock مواد اولیه
fertile meterial مواد بارخیز
fine aggregate مواد ریز
fission products مواد اتمی
cryptomaterial مواد رمز
fixed material مواد پایدار
bill of materials فهرست مواد
explosive ordnance مواد منفجره
petroleum مواد نفتی
defense articles مواد پدافندی
cohesive material مواد چسبا
direct material مواد مستقیم
prints مواد چاپی
dissolved solids مواد محلول
printed مواد چاپی
print مواد چاپی
cohesive materials مواد چسبنده
coherent materials مواد چسبنده
excess stock مواد اضافی
bill of material فهرست مواد
balsamic materials مواد بلسانی
backing material مواد محافظ
intromission مواد الحاقی
joint filler مواد درزبندی
joint filling compound مواد درزبندی
acaricide مواد کنه کش
stocks مواد ذخیره
jointing material مواد پرکننده
fixes مواد مخدره
fix مواد مخدره
medics مواد دارویی
mineral مواد معدنی
accessory substances مواد فرعی
insulating material مواد عایق
alluvial deposit مواد رسوبی
glacial drift مواد یخرفته
sealing compound مواد ضد نشت
active material مواد عامل
acetone bodies مواد استونی
indirect materials مواد غیرمستقیم
inorganic materials مواد غیرالی
instruction material مواد درسی
instructional material مواد اموزشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com