English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
lipoprotein مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
Other Matches
degreasing پاک کردن مواد روغنی به وسیله ضد چربی کم کردن چربی
lipide مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
lipid مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
nuclide انواع اتم هایی که حاوی پروتون و نوترون و مقداری نیرو میباشند
glycogenesis تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
In the long run fatty food makes your arteries clog up. در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
capsules لوله حاوی مواد منفجره
capsule لوله حاوی مواد منفجره
mordant dyes [رنگ های حاوی مواد دندانه ای]
warhead قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
warheads قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
lipoma تومر خوش خیم چربی غده چربی
fat soluble قابل حل در چربی محلول در حلالهای چربی
ISP شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
quantity equation معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
protein fiber الیاف پروتئینی [مانند ابریشم و پشم]
myoglobin پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
fibrin ماده پروتئینی رشته مانند وغیر محلول
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
fat چربی چربی دار
fattest چربی چربی دار
fatter چربی چربی دار
fats چربی چربی دار
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
mohair کرک [نوعی الیاف پروتئینی نازک شبیه پشم که بیشتر از بز و شتر تهیه شده و در بافت قسمت های ظریف بکار می رود.]
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
envelopes نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
qualitative مقداری
quantitative مقداری
quantitatively مقداری
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
some crisps مقداری چیپس
some cold water مقداری آب سرد
some hot water مقداری آب گرم
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
quantitative methods روشهای مقداری
quantitative value ارزش مقداری
extensive property خاصیت مقداری
single valued function تابع یک مقداری
bill of quantities صورت مقداری
some milk مقداری شیر
value parameter پارامتر مقداری
volume discont تخفیف مقداری
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
quantitative analysis تحلیل مقداری
parameter مقداری از یک مدار
parameters مقداری از یک مدار
applicative صفت مقداری مانندsome یا every
amounts مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounting مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounted مقداری از داده یا کاغذ یا...
size distribution of income توزیع درامد مقداری
I'd like some soup. من مقداری سوپ میخواهم.
amount مقداری از داده یا کاغذ یا...
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
quantity theory of money نظریه مقداری پول
masters 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
master 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
quantity theory of money and prices نظریه مقداری پول و قیمت
augmenter مقداری که به دیگری اضافه میشود
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
The welfare budget has been cut down. از بودجه رفاهی مقداری زده اند
to have a limit [of up to something] [تا] به حد [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
to run to a quantity [to run into a sum] بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن]
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
transparency مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
transparencies مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
parameters مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
parameter مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
handily ذخیره کردن مقداری از انرژی از طرف اسب
leakages مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
leakage مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
to have a maximum limit [of something] [به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
fattest چربی
meagre بی چربی
myelin چربی پی
meager بی چربی
thins کم چربی
thinnest کم چربی
thinners کم چربی
fatness چربی
thinned کم چربی
lubricous چربی
lipide چربی
greasily با چربی
fatter چربی
fats چربی
greasiness چربی
oiliness چربی
oil چربی
fat چربی
oiling چربی
oils چربی
lipid چربی
fatless بی چربی
thin کم چربی
greased چربی
grease چربی
greasy چربی
greasing چربی
creaminess چربی
adiposeness or diposity چربی
plough land مقداری زمین که با هشت گاومیتوانستند در یک سال شخم بزنند
wool fat چربی پشم
grease trap چربی گیر
wool grease چربی پشم
grease trap بازیابی چربی
sebaceous چربی دار
vegtable fat چربی گیاهی
aliphatic چربی دار
flense چربی گرفتن از
adipose tissue بافت چربی
whipping cream خامهی پر چربی
grease روغن چربی
lipuria چربی در پیشاب
lipotropic چربی سوز
blackhead چربی دانه
blackheads چربی دانه
lipophilic چربی گرای
lipophilic چربی دوست
lipoid شبه چربی
greased روغن چربی
greasing روغن چربی
adipic وابسته به چربی
adipocere چربی لاش
animal fat چربی حیوانی
leather head چربی دانه
fat is insoluble in water چربی در اب حل نمیشود
casein پنیر بی چربی
fatty چربی مانند
comedo چربی دانه
lipomatous چربی مانند
fattiness خاصیت چربی
degreasing اب کردن چربی
skim milk شیر بی چربی
suint چربی پشم
lard چربی خوک
drag مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drags مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
oversale پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
dragged مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
soft valve شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
blobber چربی یاپیه نهنگ
emulsion ذرات چربی دراب
lubricity شهوانی بودن چربی
emulsions ذرات چربی دراب
emulsioned ذرات چربی دراب
lipolysis تجزیه وتحلیل چربی
emulsioning ذرات چربی دراب
saturated fats چربی اشباع شده
saturated fat چربی اشباع شده
fatback چربی پشت خوک
greasily به شکل روغن یا چربی
adipose tissue چربی حیوانی پیه
unsaturated fat چربی اشباع نشده
bias مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
default مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulted مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
plene administrative preter دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
defaults مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
biases مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
defaulting مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
blubbered چربی اوردن هایهای گریستن
blubber چربی اوردن هایهای گریستن
lard گوشت خوک چربی زدن
blubbers چربی اوردن هایهای گریستن
butyrometer الت سنجش چربی شیر
blubbering چربی اوردن هایهای گریستن
poly unsaturated fat پلی چربی اشباع نشده
creditor's bill رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
lardoon تکه چربی که لای گوشت گذارند
lanoloin چربی پشم که در ارایش مورداستعمال دارد
lardon تکه چربی که لای گوشت گذارند
pate de foie gras خمیر چربی جگر غاز ودنبلان
I clinched a lucrative deal. معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
grease روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
greased روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
greasing روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
blubbers چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
blubbering چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com