Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
lipid
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
lipide
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
Other Matches
degreasing
پاک کردن مواد روغنی به وسیله ضد چربی کم کردن چربی
lipoprotein
مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
warhead
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
warheads
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
voodooism
ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
In the long run fatty food makes your arteries clog up.
در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
glycogenesis
تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
typeball
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
catchall
بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
delay line storage
یک دستگاه ذخیره که شامل یک خط تاخیری و وسیلهای برای درج مجدد اطلاعات بدرون خط تاخیری میباشد
future perfect
شامل زمان اینده نقلی که در انگلیس بصورت have willو have shall ساخته میشودونشانه خاتمه عمل درزمان اینده میباشد
lipoma
تومر خوش خیم چربی غده چربی
fat soluble
قابل حل در چربی محلول در حلالهای چربی
sealant
وسیله مهر وموم
seal
مهر وموم کردن
seals
مهر وموم کردن
plumb
باسرب مهر وموم کردن
free ports
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
malthite
چسب قیر وموم زفت معدنی
maltha
چسب قیر وموم زفت معدنی
fats
چربی چربی دار
fat
چربی چربی دار
fatter
چربی چربی دار
fattest
چربی چربی دار
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
durable material
مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate
مواد فرانشت شده مواد مترشحه
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
lubricous
چربی
creaminess
چربی
myelin
چربی پی
oiliness
چربی
fatness
چربی
greasy
چربی
greased
چربی
grease
چربی
meagre
بی چربی
lipide
چربی
greasing
چربی
greasily
با چربی
oil
چربی
oiling
چربی
oils
چربی
greasiness
چربی
fatless
بی چربی
meager
بی چربی
lipid
چربی
thins
کم چربی
fats
چربی
fat
چربی
fatter
چربی
adiposeness or diposity
چربی
thin
کم چربی
thinned
کم چربی
thinners
کم چربی
thinnest
کم چربی
fattest
چربی
suint
چربی پشم
lipuria
چربی در پیشاب
grease trap
بازیابی چربی
sebaceous
چربی دار
lipotropic
چربی سوز
skim milk
شیر بی چربی
blackheads
چربی دانه
animal fat
چربی حیوانی
aliphatic
چربی دار
comedo
چربی دانه
lipophilic
چربی گرای
lipophilic
چربی دوست
grease
روغن چربی
greased
روغن چربی
greasing
روغن چربی
lipoid
شبه چربی
adipic
وابسته به چربی
adipocere
چربی لاش
adipose tissue
بافت چربی
lipomatous
چربی مانند
grease trap
چربی گیر
lard
چربی خوک
flense
چربی گرفتن از
fat is insoluble in water
چربی در اب حل نمیشود
vegtable fat
چربی گیاهی
fatty
چربی مانند
leather head
چربی دانه
fattiness
خاصیت چربی
whipping cream
خامهی پر چربی
wool grease
چربی پشم
casein
پنیر بی چربی
wool fat
چربی پشم
blackhead
چربی دانه
degreasing
اب کردن چربی
lipolysis
تجزیه وتحلیل چربی
adipose tissue
چربی حیوانی پیه
unsaturated fat
چربی اشباع نشده
saturated fats
چربی اشباع شده
blobber
چربی یاپیه نهنگ
emulsions
ذرات چربی دراب
lubricity
شهوانی بودن چربی
emulsioning
ذرات چربی دراب
emulsion
ذرات چربی دراب
saturated fat
چربی اشباع شده
emulsioned
ذرات چربی دراب
fatback
چربی پشت خوک
greasily
به شکل روغن یا چربی
blubbered
چربی اوردن هایهای گریستن
blubber
چربی اوردن هایهای گریستن
blubbering
چربی اوردن هایهای گریستن
blubbers
چربی اوردن هایهای گریستن
butyrometer
الت سنجش چربی شیر
lard
گوشت خوک چربی زدن
poly unsaturated fat
پلی چربی اشباع نشده
adeni
میباشد
aden
میباشد
aceto
میباشد
adeno
میباشد
afro
میباشد
afr
میباشد
sequoia
میباشد
ad
میباشد
ads
میباشد
gallium
میباشد
gametophyte
میباشد
lardon
تکه چربی که لای گوشت گذارند
pate de foie gras
خمیر چربی جگر غاز ودنبلان
lanoloin
چربی پشم که در ارایش مورداستعمال دارد
lardoon
تکه چربی که لای گوشت گذارند
I clinched a lucrative deal.
معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
he is a man he is sick
وی مریض میباشد
greasing
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
blubbering
چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
lactoscope
شیرازما اسباب ازمایش پاکی یا چربی شیر
greased
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
blubbers
چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
grease
روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
suet
چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند
blubber
چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
blubbered
چربی بالن وسایرپستانداران دریایی چاق شدن
iodine
عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
custodian
بستههای دیسک و ..... میباشد
custodians
بستههای دیسک و ..... میباشد
iodin
عنصرشیمیایی که علامت ان I میباشد
lipotropic
موادی که سبب دخول چربی در واکنشهای بدن میگردند
myelin sheath
ماده سفید چربی که غلاف بعضی اعصاب رامیپوشاند
caveat subscriptor
مسئولیت به عهده عضو میباشد
bonded goods
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
anopheles
که ناقل میکرب مالاریا میباشد
Inc
شامل
far-reaching
شامل
self inclusive
شامل
comprising
شامل
in-
شامل
containing
شامل
in
شامل
sweeping
شامل
inclusive
شامل
including
شامل
covering
شامل
free zone
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
froud number
عدد فرود که بدون بعد میباشد
AC
مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
ace
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
operational weapon
جنگ افزاری که در عملیات مورداستفاده میباشد
common user items
کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
aces
میباشد که بصورت ترکیب با سایرکلمات میاید
vestry
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
reorder level
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
common user supplies
کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
vestries
نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
functionally
چنانکه وابسته به وفیفه اندا میباشد
pope's eye
غدهای که در میان ران گوسفندکه چربی پیرامون انرا گرفته است
includable
شامل کردنی
trinomial
شامل سه نام
retrospect
شامل گذشته
inclusive or
یای شامل
includible
شامل کردنی
embracing
شامل بودن
embraces
شامل بودن
embraced
شامل بودن
embrace
شامل بودن
comprises
شامل بودن
comprised
شامل بودن
bimillenary
شامل دوهزار
engirdle
شامل بودن
excluding
شامل نشدن
engird
شامل بودن
comprise
شامل بودن
do with
<idiom>
شامل شدن
butyraceous
شامل کره
applies
شامل شدن
applying
شامل شدن
ineligible
شامل نشدنی
apply
شامل شدن
butyric
شامل کره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com