Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
Be careful not to burn the meat .
مواظب باش گوشت رانسوزانی
Other Matches
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
Look out!
مواظب باش !
Watch the child !
مواظب بچه باش !
keep an eye on things.
مواظب جریان باش
to guard against danger
مواظب خطر بودن
to watch children
مواظب بچه ها بودن
Mind what you're doing!
[Be careful!]
احتیاط کن
[مواظب باش ]
!
Take care of yourself!
مواظب خودت باش !
Be careful !
احتیاط کن ( مواظب باش )!
Watch your health!
مواظب سلامتی خودت باش!
Be carful of your health .
متوجه ( مواظب ) سلامتت باش
Be carefull not to spI'll the food .
مواظب باش غذاهارانریزی زمین
Be carfull not to breathe a word .
مواظب باش نفست درنیاید
I've got to watch what I eat.
باید مواظب رژیمم باشم.
Mind your head!
مواظب سرت باش!
[که به جایی نخورد]
Could you watch my bag
[for me]
until I get back?
آیا می توانی مواظب کیف من باشی تا من بر گردم؟
Watch yourself up on the roof.
مواظب خودت روی پشت بام باش.
Bye and take care of yourself!
[leaving phrase]
خداحافظ و مواظب خودت باش!
[عبارت هنگام ترک ]
I've got to watch what I eat.
من باید مواظب به آنچه می خورم باشم.
[که چاق نشوم]
Can you watch the dog for us this weekend?
آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
to mind
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
preserved meat
گوشت
proud flesh
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
flesh
گوشت
brawn
گوشت
meats
گوشت
meat
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
flesh and blood
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
viand
گوشت
basting
گوشت
top round
گوشت کبابی
meatier
گوشت دار
pancreas
خوش گوشت
pancreases
خوش گوشت
flab
گوشت اضافی
sarcophagous
گوشت خوار
flab
گوشت شل و آویزان
meatiest
گوشت دار
meaty
گوشت دار
the pulp of an apple
گوشت سیب
minces
گوشت قیمه
lamb
گوشت بره
lambs
گوشت بره
surloin
گوشت مازه
veal
گوشت گوساله
rib
گوشت دنده
mince
گوشت قیمه
dripping
چکیده گوشت
carrion
گوشت گندیده
pulpous
گوشت دار
pemmican
گوشت خشکانده
mangler
گوشت خرد کن
diastasc
اب خوش گوشت
lenten
بی گوشت لاغر
leal meat
گوشت لخم
lappet
گوشت اویخته
killcalf
گوشت فروش
incarnant
گوشت نو اور
flash hook
قلاب گوشت
flesher
گوشت فروش
fleshmonger
گوشت فروش
haslet
گوشت کبابی
green meat
گوشت کهنه
french chop
گوشت دنده
spareribs
گوشت دنده
gambrel
قلاب گوشت
masher
گوشت کوب
consomme
اب گوشت تنگاب
pemican
گوشت خشکانده
beef tea
جوهریاشیره گوشت
blowfly
مگس گوشت
meat fly
مگس گوشت
brisket
گوشت سینه
butchery business
گوشت فروشی
carneous
گوشت مانند
carnification
گوشت سازی
meatman
گوشت فروش
carnosity
گوشت زیاد
caruncle
گوشت پاره
murrain
گوشت مرده
flesh hook
قلاب گوشت کش
fuzz ball
گوشت زیادی
collop
برش گوشت
fruit pulp
گوشت میوه
shins
گوشت قلم پا
mutton
گوشت گوسفند
red meat
گوشت گاووگوسفند
venison
گوشت گوزن
shin
گوشت قلم پا
sirloins
گوشت راسته
pork
گوشت خوک
pot roast
گوشت اب پزشده
pot roasts
گوشت اب پزشده
gravy
شیره گوشت
stringer
چنگک گوشت
stringers
چنگک گوشت
chop
گوشت دنده
goose
گوشت غاز
sirloin
گوشت راسته
beefy
گوشت الو
grilling
گوشت کباب کن
grills
گوشت کباب کن
horseflesh
گوشت اسب
chop
گوشت کتلت
white meat
گوشت سفید
ham
گوشت ران
chopping board
تختهسبزیو گوشت
grill
گوشت کباب کن
leg
گوشت ران
luncheon meat
گوشت ساندویچی
beef
گوشت گاو
shoulder
گوشت سردست
emaciated
گوشت رفته
outgrowth
گوشت زیادی
beefed up
گوشت گاو
masticator
چرخ گوشت خردکنی
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
luncheon meat
گوشت پیش آماد
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
haunches
گوشت ران وگرده
granulet
گوشت نوبالا اورده
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
short ribs
گوشت با استخوان دنده
pareve
بدون گوشت وشیر
parve
بدون گوشت وشیر
roast beef
گوشت گاوکباب شده
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
pork butcher
گوشت خوک فروش
omophagous
گوشت خام خور
omophagic
گوشت خام خور
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
fry
سرخ کردن
[گوشت]
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
cold cuts
گوشت پخته سرد
omophagia
گوشت خام خوری
tenderloin
گوشت پشت مازو
haunch
گوشت ران وگرده
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
abscission
قطع پوست و گوشت
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
mincemeat
گوشت قیمه شده
beef steak
گوشت ران گاو
broiled meat
گوشت سرخ کرده
carunculate
دارای گوشت پاره
growths
گوشت زیادی تومور
growth
گوشت زیادی تومور
mince pies
کلوچه گوشت دار
gobbets
تکه گوشت خام
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
frying
گوشت سرخ کرده
fry
گوشت سرخ کرده
fries
گوشت سرخ کرده
gratings
گوشت ریز ساینده
fricassees
راگوی گوشت پرنده
fricassee
راگوی گوشت پرنده
steak
باریکه گوشت کبابی
steaks
باریکه گوشت کبابی
pies
کلوچه گوشت پیچ
pie
کلوچه گوشت پیچ
beefsteak
گوشت ران گاو
gobbet
تکه گوشت خام
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
collop
تکه کوچک گوشت
mince pie
کلوچه گوشت دار
bullies
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
bullied
گردن کلفت گوشت
bullying
گردن کلفت گوشت
lobs
گوشت یا پوست اویخته
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
pap
تفاله گوشت یاسیب
grating
گوشت ریز ساینده
foreshank
گوشت ساق گاو
lob
گوشت یا پوست اویخته
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
gill
نهر کوچک گوشت ماهی
to souse a meat or fish
درترشی گذاشتن گوشت یاماهی
trichina
کرم گوشت خوک تریشین
tenderised
ترد کردن خواباندن گوشت
The meet is salty.
این گوشت شور است.
to chop meat
گوشت خردکردن یاقیمه کدرن
rib
تکه گوشت دنده دار
tenderized
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderizes
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderising
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderizing
ترد کردن خواباندن گوشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com