English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (1 milliseconds)
English Persian
well groomed موافبت شده مهتری شده
well-groomed موافبت شده مهتری شده
Other Matches
groon مهتری کردن
attention موافبت
vigilance موافبت
attendance موافبت
attendances موافبت
attentiveness موافبت
carefulness موافبت
watchfully با موافبت
attentions موافبت
to keep an eyes on موافبت کردن
to watch over موافبت کردن
tendance موافبت پرستاری
cared نگهداری موافبت
alertress زرنگی موافبت
care موافبت بیم
assistance موافبت رسیدگی
cares نگهداری موافبت
cares موافبت بیم
cared موافبت بیم
care نگهداری موافبت
to keep watch کشیک کشیدن موافبت کردن
assist موافبت کردن ملحق شدن
assisted موافبت کردن ملحق شدن
assisting موافبت کردن ملحق شدن
assists موافبت کردن ملحق شدن
aftercare توجه و موافبت درمرحلهء نقاهت
minds موافبت کردن ملتفت بودن
minding موافبت کردن ملتفت بودن
mind موافبت کردن ملتفت بودن
to be all eyes موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
nursling بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
eyeservant نوکری که فقط هنگام موافبت اقایش خوب کارمیکند نوکرپیش رو
eye service خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
attends موافبت کردن گوش کردن
watch مراقبت کردن موافبت کردن
attending موافبت کردن گوش کردن
watched مراقبت کردن موافبت کردن
watching مراقبت کردن موافبت کردن
watches مراقبت کردن موافبت کردن
attend موافبت کردن گوش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com