Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (2 milliseconds)
English
Persian
alert
موافب زیرک
alerted
موافب زیرک
alerts
موافب زیرک
Other Matches
watchman
موافب
attentive
موافب
on the alert
موافب
on ones guard
موافب
heedful
موافب
attendants
موافب
watchmen
موافب
attendant
موافب
surveillant
موافب
to be on guard
موافب
watch out
موافب
watchfulness
موافب
watch ful
موافب
tooter
موافب
assiduous
موافب
cautious
موافب
to keep guard
موافب
shied
ترسو موافب
tending
موافب بودن
tended
موافب بودن
tend
موافب بودن
aware
ملتفت موافب
tenty
مراقب موافب
shies
ترسو موافب
shy
ترسو موافب
to look out
موافب بودن
on the qui vive
هوشیار موافب
to take care
موافب بودن
look out
موافب بودن
watching
موافب بودن
watches
موافب بودن
watched
موافب بودن
watch
موافب بودن
shying
ترسو موافب
shyest
ترسو موافب
shyer
ترسو موافب
tends
موافب بودن
attendants
ملازم موافب
careful
موافب بیمناک
watchful
موافب مراقب
attendant
ملازم موافب
smarted
زیرک
knacky
زیرک
kittle
زیرک
keen witted
زیرک
intelligential
زیرک
subtle
زیرک
cautelous
زیرک
insinuating
زیرک
acute
زیرک
subtler
زیرک
astute
زیرک
designing
: زیرک
long headed
زیرک
sagacious
زیرک
smarter
زیرک
smartest
زیرک
smarting
زیرک
smarts
زیرک
smart
زیرک
adroit
<adj.>
زیرک
subtile
زیرک
subtil
زیرک
smatt
زیرک
quick sighted
زیرک
of quick wist
زیرک
cunning
زیرک
shrewd
زیرک
gashing
زیرک
perspicacious
زیرک
parlous
زیرک
shrewder
زیرک
gashes
زیرک
cleverer
زیرک
cleverest
زیرک
clever
زیرک
gashed
زیرک
gash
زیرک
uncanny
زیرک
shrewdest
زیرک
subtlest
زیرک
cannier
زیرک
canniest
زیرک
canny
زیرک
knowledgeable
زیرک
linesmen
موافب برخوردتوپ باخط
linesman
موافب برخوردتوپ باخط
be on to it
اگاه یا موافب باش
snack
زیرک سریر
snacks
زیرک سریر
brilliant
زیرک بااستعداد
keenest
زیرک باهوش
sharp
زننده زیرک
prodigies
بسیار زیرک
prodigy
بسیار زیرک
cagy
حیله گر زیرک
nifty
زیرک چالاک
niftiest
زیرک چالاک
niftier
زیرک چالاک
cagey
حیله گر زیرک
easy touch
زیرک-زبل
oedipean
زیرک در حل معما
sharps
زننده زیرک
sharpest
زننده زیرک
keen
زیرک باهوش
they are t of their doctrines
موافب اصول خودمی باشند
look out
نگهبانی کردن موافب بودن
look to your manner
موافب اطوار خود باشید
to keep one's health
موافب بهداشت خود بودن
agile
زیرک سریع الانتقال
snell
زیرک تیز هوش
to look out for squalls
جلوگیری ازخطرکردن موافب خود بودن
snollygoster
ادم زیرک ولی بی مسلک
sailing master
افسری که موافب راندن کرجیهای تفرجی است
center
شخصی که موافب عملیات کامپیوتر مرکزی است
mix up, caution
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
salvos
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
caveatemptor
به معنی " بگذار مشتری حذرکند یا بگذار مشتری موافب باشد "
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com