English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
polyembryony موجود چند جنینی
Other Matches
polymorph عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
current ratio نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
foetus جنینی
fetuses جنینی
foetuses جنینی
embryonic جنینی
fetal جنینی
germinal جنینی
foetal جنینی
embryonic membrane غشاء جنینی
polyembryony چند جنینی
mantle layer غشاء جنینی مخ
lanugo کرک جنینی
scolex کرم کدو درحالت جنینی
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
teratoma تومور متشکله از انساج مختلف جنینی
acrogamy جایگیری تخم درانتهای کیسهء جنینی
abortifacient سقط جنین کننده سقط جنینی
embryonic layer غشاء جنینی غشاء سلولی
existent موجود
life موجود
on hand موجود
handiest موجود
handy موجود
lives موجود
existing موجود
handier موجود
stocked موجود
disposal موجود
inesse موجود
in store موجود
stock موجود
bound موجود
entities موجود
to the fore موجود
extant موجود
going موجود
available موجود
entity موجود
available balance مانده موجود
availability موجود بودن
inexistent غیر موجود
wight موجود زنده
available goods کالاهای موجود
fleet in being ناوگان موجود
existing circumstances شرایط موجود
gremlin موجود وهمی
biotype موجود همزیست
effective strength استعدادرزمی موجود
gremlins موجود وهمی
to be there موجود بودن
thing لباس موجود
status quo وضع موجود
records available اطلاعات موجود
ready money پول موجود
spot goods کالاهای موجود
present موجود اماده
presenting موجود اماده
real واقعی موجود
presents موجود اماده
to have in stock موجود داشتن
presented موجود اماده
clara هدف موجود نیست
built in موجود در داخل چیزی
uric موجود در ادرار پیشابی
available supply rate نواخت اماد موجود
on hand وسایل موجود درانبار
stock accounting حساب کالاهای موجود
microorganisms موجود ذره بینی
free موجود در دیسک یا حافظه
anaerobe موجود غیر هوازی
undertone ته صدا موجود در زمینه
freed موجود در دیسک یا حافظه
organism ترکیب موجود زنده
organisms ترکیب موجود زنده
undertones ته صدا موجود در زمینه
freeing موجود در دیسک یا حافظه
back order اماد غیر موجود
frees موجود در دیسک یا حافظه
all available تمام توپخانه موجود
biogenic موجد موجود زنده
microorganism موجود ذره بینی
nonentity چیز غیر موجود
nonentities چیز غیر موجود
superman موجود مافوق انسان
dermatome قسمت خارجی یک موجود
being موجود زنده شخصیت
preexistent ازلیت موجود از قبل
virtual موجود بالقوه تقدیری
hemophile موجود خون دوست
supermen موجود مافوق انسان
The root of exisiting differences. ریشه اختلافات موجود
water hardness [میزان املاح موجود در آب]
hygroscopic moisture رطوبت موجود در هوا
extant نسخهء موجود و باقی
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
NO VACANCIES اتاق خالی موجود نیست.
hydrotaxis واکنش موجود زنده نسبت به اب
moisture content درصد رطوبت موجود در خاک
hypostasis موجود فرضی حالت تعلیق
beach reserves ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
humus موار الی موجود در خاک
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
symbiont موجود زنده اجتمای یا همزی
solute جسم حل شده موجود در محلول
avaiiability موجود بودن بدرد خوردن
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
humidity میزان بخار اب موجود درهوا
banshee موجود وهمی بشکل روح
menu لیستی از انتخابهای اولیه موجود
taxis واکنش موجود زنده در برابرگرایش
latent اضافه ازفرفیت بار موجود
banshees موجود وهمی بشکل روح
satyrs موجود نیمه انسان ونیمه بز
ubiquitous همه جا حاضر موجود درهمه جا
satyr موجود نیمه انسان ونیمه بز
menus لیستی از انتخابهای اولیه موجود
keratin ماده شاخی موجود در مووناخن و شاخ
line item اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
armament جنگ افزار موجود روی وسیله
intravenous موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
intravenously موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
armaments جنگ افزار موجود روی وسیله
halobiont موجود زیست کننده دراب شور
biont واحد مستقل موجود زنده سلول
There are no tickets available for tonight . بلیط برای امشب موجود نیست
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
We dont have it in stock . این جنس موجود نیست ( نداریم )
background اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
cybercafe نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
backgrounds اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
zap حذف داده موجود در فضای کاری
availability edit بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
radicalism اجتماعی موجود سا سیستم فکری افراطی
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
set up انتخابهای موجود هنگام نصب سیستم
abiogenesis ایجاد موجود زنده از موادبی جان
sylph روح یا موجود ساکن در هوا جن هوایی
addressability کنترل موجود روی پیکسلهای صفحه
zaps حذف داده موجود در فضای کاری
zapping حذف داده موجود در فضای کاری
zapped حذف داده موجود در فضای کاری
nucleon پروتون یا نوترون موجود درهسته اتمی
preexist ازلی بودن قبلا موجود شدن
peripheral فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
aprFs-ski فعالیتهای عمومی و سرگرمیهای موجود در پناهگاههای اسکی
stare decisis قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
staged crews خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
net storage انبار بار قوال انبارهای موجود در یک شبکه
gamodeme نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
To preserve the status quo . وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
delivery forecast پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
resource تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
backtab برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
metabolism تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
fixes تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
terpene هیدروکربن هایی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C
riparian law قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
anticatalyst مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
prtsc کلیدی که محتوای موجود روی صفحه را به چاپگر بفرستد
metabolisms تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
fix تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
transmigration حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
insertion loss توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
short lot کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
manning level درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
analog مدارهای موجود در PCB برای تبدیل خروجی دیجیتال به آنالوگ
stenotherm موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
proprioceptive تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
parabiosis برگشت ووقفه فعالیت حیاتی موجود فرونشستگی احساسات یافعالیت
symbion موجود زندهای که بصورت دسته جمعی یا همزیستی زندگی کند
analog مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
mock-ups مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
sizes محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
set up برنامهای که به کاربر در تشخیص کامپیوتر یا نرم افزار موجود کمک میکند
mock-up مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
spellcheck بررسی صحت نوشتار کلمه با مقایسه آن با لغت نامه موجود در کامپیوتر
geneva stop کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
share پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
analogues مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
analogue مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
real memory حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
drawbore کنگرههای موجود بین کام وزبانه که باهم جفت شده ومحکم میشود
full که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
topology که کابل بندی و واسط های لازم و امکانات موجود درشبکه را مشخص میکند
fullest که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com