Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (5 milliseconds)
English
Persian
standing wave
موج ایستاده
stationary wave
موج ایستاده
Search result with all words
stationary
لایتغیر ایستاده
stand up
روی پا ایستادن ایستاده
stand-up
روی پا ایستادن ایستاده
static
ایستاده
perpendicular
ستون وار ایستاده
witness stand
محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
standing
ایستاده
joystick
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
joysticks
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
chest roll
چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
erectly
بطور ایستاده یا عمودی
he is on his legs
بر پا ایستاده است
kick turn
دور زدن در حالت ایستاده
offhand
تیراندازی ایستاده
offhand position
حالت ایستاده در تیر اندازی
on stilts
بالا ایستاده بل
pointsman
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
power form
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
step through method
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
quasi stationary state
شبه حالت ایستاده
semierect
نیمه ایستاده
stalled tank
تانک ایستاده
standee
شخص ایستاده
standing start
استارت ایستاده
standup goalie
دروازه بانی ایستاده
statically
در حال ایستاده یا ساکن
stationary state
حالت ایستاده
the taxis are on their rank
اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
upright spin
چرخش ایستاده
vertical retort tar
قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
vertical sand drainage
زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
vorticel
جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
I was standing at the street corner .
درگوشه خیابان ایستاده بودم
to set
گذاشتن
[در حالت ایستاده]
to set
جای دادن
[در حالت ایستاده]
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
corner-post
[پایه ایستاده در سنگ نبش]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com