English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
stick one's neck out <idiom> مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
Other Matches
litigating دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigates دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigated دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigate دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
interrogates مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogating مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogated مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
criticizes مورد انتقاد قراردادن
criticizing مورد انتقاد قراردادن
To take into consideration. To consider. مورد توجه قراردادن
make for مورد حمله قراردادن
impugned مورد اعتراض قراردادن
to put to use مورد استفاده قراردادن
impugn مورد اعتراض قراردادن
scrutinize مورد مداقه قراردادن
scrutinizing مورد مداقه قراردادن
scrutinizes مورد مداقه قراردادن
scrutinised مورد مداقه قراردادن
scrutinized مورد مداقه قراردادن
scrutinising مورد مداقه قراردادن
admire مورد شگفت قراردادن
criticising مورد انتقاد قراردادن
criticises مورد انتقاد قراردادن
impugns مورد اعتراض قراردادن
criticised مورد انتقاد قراردادن
criticized مورد انتقاد قراردادن
to take into consideration مورد رسیدگی قراردادن
scrutinises مورد مداقه قراردادن
oppugn مورد بحث قراردادن
admires مورد شگفت قراردادن
impugning مورد اعتراض قراردادن
criticize مورد انتقاد قراردادن
admired مورد شگفت قراردادن
shell off با نارنجک مورد حمله قراردادن
contest مورد تردید یا اعتراض قراردادن
impugned مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugns مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugning مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
contesting مورد تردید یا اعتراض قراردادن
contests مورد تردید یا اعتراض قراردادن
contested مورد تردید یا اعتراض قراردادن
to be under fire سخت مورد انتقاد قراردادن
impugn مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
talk over مورد بحث ومذاکره مجدد قراردادن
talk up بانظر مساعد مورد بحث قراردادن
property in action مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
challenges مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenged مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
skate on thin ice <idiom> ریسک کردن
to incur a risk ریسک کردن
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
risk احتمال خطر ریسک کردن
risked احتمال خطر ریسک کردن
risking احتمال خطر ریسک کردن
risks احتمال خطر ریسک کردن
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
To twist the lions tail . با دم شیر باز ؟ کرد ؟ ( جسارت یا ریسک کردن )
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
defended حمایت کردن
defending حمایت کردن
aided حمایت کردن
defends حمایت کردن
upholds حمایت کردن از
vindicated حمایت کردن از
vindicating حمایت کردن از
support حمایت کردن
aid حمایت کردن
defend حمایت کردن
to take under one's wing حمایت کردن
uphold حمایت کردن از
vindicates حمایت کردن از
to defend [from] حمایت کردن [از]
maintrain حمایت کردن از
vindicate حمایت کردن از
aiding حمایت کردن
to agitate [for] حمایت کردن
protect حمایت کردن
sustained حمایت کردن از
propugn حمایت کردن از
sustain حمایت کردن از
protecting حمایت کردن
sustains حمایت کردن از
protects حمایت کردن
stead گذاشتن حمایت کردن
assist پیوستن به حمایت کردن از
assisting پیوستن به حمایت کردن از
assists پیوستن به حمایت کردن از
assisted پیوستن به حمایت کردن از
espousing شوهردادن حمایت کردن از
espouse شوهردادن حمایت کردن از
espoused شوهردادن حمایت کردن از
espouses شوهردادن حمایت کردن از
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
maintains حمایت کردن از مدعی بودن
maintained حمایت کردن از مدعی بودن
maintain حمایت کردن از مدعی بودن
to stand by a person از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
to stand up for پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
putting قراردادن تحمیل کردن بر
puts قراردادن تحمیل کردن بر
fix تعیین کردن قراردادن
put قراردادن تحمیل کردن بر
fixes تعیین کردن قراردادن
biases تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
bias تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
asserts حمایت کردن ازاد کردن
asserting حمایت کردن ازاد کردن
to give a knee to حمایت کردن تایید کردن
asserted حمایت کردن ازاد کردن
assert حمایت کردن ازاد کردن
stick up for <idiom> کمک کردن ،حمایت کردن
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
risking ریسک
risked ریسک
risks ریسک
risk ریسک
venture مبادرت ریسک
risk lover طرفدار ریسک
ventured مبادرت ریسک
ventures مبادرت ریسک
venturing مبادرت ریسک
balancing of portfolio پوشاندن ریسک
titmouse چرخ ریسک
emergency risk ریسک اضطراری
riskiest ریسک دار
riskier ریسک دار
risky ریسک دار
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
popularises مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizing مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizes مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularised مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularize مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
at owner's risks ریسک به عهده مالک
risk مخاطره ریسک خطر
risked مخاطره ریسک خطر
owner's risk ریسک صاحب کالا
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
risking مخاطره ریسک خطر
risks مخاطره ریسک خطر
producer's risk ریسک تولید کننده
dicey <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
hairy <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
Don't push your luck! [این وضعیت را] ریسک نکن!
He took his chance. او [مرد] این ریسک را کرد.
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
to make observations [about] [on] تامل کردن [در مورد] [به]
This is a calculated risk. این یک ریسک حساب شده است
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
call option خیارمشتری در مورد کم کردن ثمن
to grumble about the weather مورد هوا گله کردن
to gather information [about; on] جمع آوری کردن اطلاعات [در مورد]
to weigh in [on something] اظهار نظر کردن [در مورد چیزی]
condemns مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemning مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
discard خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarded خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarding خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
condemn مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
discards خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
to beg the question نکته مورد منازعه رامسلم فرض کردن
lionize مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
patronage حمایت
abetment حمایت
belay حمایت
advocation حمایت
protectorship حمایت
vindication حمایت
aid حمایت
sponsorship حمایت
in suppotrtof به حمایت
egis حمایت
aided حمایت
lee حمایت
aiding حمایت
support حمایت
auspices حمایت
protection حمایت
hard hyphen خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
shelters محافظت حمایت
sheltering محافظت حمایت
shelter محافظت حمایت
vindicable حمایت کردنی
sheltered محافظت حمایت
vindicative حمایت امیز
self support حمایت از خود
covering a man حمایت فوروارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com